تاریخ 1396/11/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4696 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 ناهنجاري اخلاقي در شهر اخلاقچرا؟! 
نويسنده : مرتضي دهرويه

چند سالي بود که از عدم فعاليت رشته‌هاي مختلف ورزشي در بين مدارس و دانش‌آموزان گلايه‌مند بوديم، ولي در دو، سه سال اخير شاهد برگزاري مسابقات رشته‌هاي گوناگون در بين مدارس استان و به ويژه شهرستان سمنان هستيم که بايد اين تحولات و فعاليت چشمگير افرادي همانند مهدي قاسمي مير و ساير دبيران ورزش را به فال نيک گرفت، اما خبر چاقو‌کشي در مسابقات فوتسال مقطع متوسطه دوم در سالن محلات روز يکشنبه هفته جاري همگان را شوکه کرد! نوجواني که براي انجام مسابقه فوتسال به سالن ورزشي رفته است با بدني پاره و خون‌آلود به سمت بيمارستان روانه مي‌شود، واقعا به کجا چنين شتابان؟ اگر چه شنيده شده است، اين دعوا و درگيري در بيرونسالن اتفاق افتاده و فرد مصدوم براي درخواست کمک به سالن پناه اورده است و حتي مسئولين برگزار کننده مدعي هستند که فرد مصدوم دانش‌آموزان نبوده و به مسابقات ربطي نداشته است! که اگر چنين هم باشد، ولي ايا روحيه پرخاشگري و اعتراضات مکرر برخي از نوجوانان و جوانان را در مسابقات ورزشي در تمام رشته‌ها را هم مي‌توان ناديده گرفت؟به‌راستي چه فرد يا افرادي پاسخگوي اين اتفاقات و برخوردهاي عصبي هستند؟ چه اتفاقاتي و چه فرهنگي در بين دانش‌آموزانان حاکم است که به جاي رقابت سالم و مبارزه مردانه در ميدان ورزشي به دنبال خشونت و حذف هستند؟ چرا تحمل و صبر نوجواناني که هنوز با مشکلات و معضلات جامعه دست و پنجه نرم نکرده‌اند، اين قدر پايين و ضعيف است؟ با اين برخوردها و رفتارها ايا والدين ديگر اجازه حضور فرزندان خود را در ميادين ورزشي خواهند داد؟ يکي از اهداف ورزش به طور شک پرورش روح و يادگيري مسايل اخلاقي و روحيه جوانمردي و فتوت است،ولي ايا امروزه اين چنين است؟ براستي متوليان آموزش و فرهنگ امروز کجا هستند؟ اگر ضربه چاقو خداي ناکرده به قلب نوجوان ورزشکار يا غير‌ورزشکار و چه دانش‌آموزان و يا غير دانش‌آموزان اصابت کرده بود، ديگر آبرويي باقي مي‌ماند؟ ايا آنهايي که به اين نوجوان حمله‌ور شدند و ان فردي که مضروب شده است، از کشور ديگري وارد شهر سمنان شده‌اند؟ چرا نمي‌خواهيم قبول کنيم که در تربيت آينده‌سازان و نوجوانان و جوانان با مشکلات زيادي همراه هستيم و به جاي مقصر جلوه دادن يک فرد بايد به نقد و بحث‌هاي کارشناسي بپردازيم و با بررسي علت‌ها در رفع ان بکوشيم که روزي دامنگير خودمان و خانواده‌هايمان نشود، اگر چه بر اين باور هستيم،تمام اين اتفاقات و ناهنجاري با وضعيت اجتماعي و معيشتي مردم عجين شده و گره‌خورده است، ولي چرا نبايد نگران باشيم؟ و اين اتفاقات زنگ خطري و هشدارهايي به تمام مسئولينجامعه در بخش تربيتي و فرهنگي است که متاسفانه جدي گرفته نمي‌شود و از کنار آن راحت عبور مي‌نمايند! چرا بايد مسابقات فوتسال مدارسدر مقاطع دبستان، راهنمايي و متوسطه در سالن ورزشي محلات برگزار شود و رفت‌و‌آمد کمي براي دانش‌آموزان سخت و دشوار باشد؟ در اين حادثه به دنبال مقصر جلوه دادن فرد خاصي نيستيم،ولي کيست که نداند، اختلافات زيادي بين برخي از مسئولين اجرايي است، وجود دارد و در آنجا هم اختلاف و تعصباتناسيوناليستي در انتخاب رئيس انجمن‌هاي ورزشي بيداد مي‌کند و مرکز استان به طور کلي حذف شده است که انتظار است در اين زمينه روشنگري کامل شود و پاسخگويي وجود داشته باشد! آيا اداره آموزش و پرورش سالن ورزشي ندارد که مسابقات در سالن شهداي محلات برگزار شود؟ چرا وضعيت به اينگونه شده است که ارايه دادن فقطامار و ارقام برگزاري مسابقات به همه جا سرايت کرده است و دلمان خوش است که دانش‌آموزان در طول يک يا دو هفته با همديگر مسابقه مي‌دهند و در ايام ديگر سال چه مي‌کنند، اصلا معلوم نيست؟ البته اين مورد به آموزش و پرورش برنمي‌گردد، چون همين که بعد از سال‌ها دوباره استارت برگزاري مسابقات ورزشي را زدند، جاي شکرش باقي است و اما واقعيت اين است که هيچ باشگاه به معناي واقعي در شهر و استان وجود ندارد که براي دانش‌آموزان ورزشکار در طول ايام سال برنامه داشته باشد؟ و تنها دلمان خوش است، دانش‌آموزان با بدن‌هاي ناآماده فقط براي انجام هفت الي هشت بازي دور هم جمع مي‌شوند به هر حال ننگ بر متوليان فوتبال استان که چنين وضعيتي را براي استان به وجود آورده‌اند که تمام اين اتفاقات همچون زنجيره‌اي به هم وصل مي‌باشد و ننگ بر کساني که دانش‌آموزآن و آينده‌سازان اين شهر، استان و مملکت که نسبت به مسايل آموزشي و تربيتي نوجوانان و جوانان بي‌تفاوت شده‌اند، بياييد براي يکبار هم که شده احساس مسئوليت نموده و با اين موضوع جدي برخورد نماييم و با آسيب‌شناسي به دنبال برطرف کردن نارسايي‌هاو ناهنجاري‌ها باشيم و از بار مسئوليت شانه خالي نکنيم، به اين امرباور داشته باشيم که همگان بايد پاسخگو باشيم و اين حقير حاضر هستم، در هر جلسه يا ميزگرد يا مناظره‌اي ثابتنمايم که ريشه تمام اين اتفاقات به بي‌کفايتي و بي‌درايتي متوليان فوتبال استان است که فکر مي‌کنندفوتبال ارث پدري آنهاست و هيچ‌گاه نخواسته‌اند از اين پتانسيل و بزرگترين عاملي که به وسيله آن مي‌توان براي آينده نسل نوجوان و جوان برنامه داشته باشند. به اميد روزي که آنهايي که خود را به خواب زده‌اند، خودشان بيدار شوند يا حداقل همين امروز از سمت‌هاي خود استعفاي دهند و کار را به اهلش بسپارند و به اين باور برسند که تمام نوجوانان و جوانان فرزندان خودمان هستند که مي‌توان با جذابيت‌ها و علاقه‌مندي آنها به رشته فوتبال و فوتسال با برنامه‌ريزي مدون آنها را رشد و تعالي داد و به جامعه خدمت کرد.