تاریخ 1396/11/03 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4683 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 قانون، درها را به روي خبرنگاران باز مي‌کند  
نويسنده : فرزامي

جامعه‌ي انساني براي اداره‌ي امور خود قوانيني را وضع مي‌نمايد آنگاه با برگزيدگان خود در اجراي آن نظارت مي‌کند و نيز عده اي مستعد و داراي شرايط ويژه را به عنوان اهل قلم و رسانه به نام روزنامه نگار و خبرنگار مي‌پذيرد و با مجوز قانوني قلم به دستشان مي‌دهد تا جريان امور و اتفاقات از هر نوعي که باشد به آگاهي مردم برسانند تا تکليف خود را در تاييد يا مطالبه و رسيدن از وضع موجود به مطلوب بدانند. از طرفي، قانون هم براي اهل رسانه، ضوابطي مقرر کرده است تا آنان حد و حق خود را بشناسند و از گليم خود نه پا را کوتاه و نه درازتر کنند. حاصل کلام آن که جامعه بر اساس هنجارهاي خود، به يکي مسند و مسئوليت مي‌دهد و به ديگري هم قلم عطا مي‌کند تا هر کدام کار خود را به سامان برسانند.

با اين حساب، روزنامه نگاران و خبرنگاران چشم بيدار، گوش شنوا و زبان گوياي جامعه در نقل، نقد و تحليل و تفسير اخبار و قضايايي هستند که طبق وظايف محول شده و قانوني، به عرض مردم مي‌رسد. در اين صورت، هر دستي و مقامي که آنها را از انجام دادن وظايف شان باز دارد، مي‌خواهد چيزي و خبري را از مردم ولي نعمت پنهان کند. از قضا همه‌ي فسادها و کجروي‌ها و بي‌عدالتي‌ها از همين جا ناشي مي‌شود ؛ يعني، جايي که مطبوعات بيگانه باشند، پيدايي فضاي درهم تنيده، قطعي است و در همين فضاست که فساد، خودمحوري، اختلاس، سوء استفاده‌هاي شخصي و باندهاي به خودانديش شکل مي‌گيرد و جامعه را از درون مي‌پوکاند و فاسد مي‌کند.

اينکه مي‌گويند روند و سير جامعه و عملکرد بايد شفاف باشد بدان معناست که هيچ مانعي و اراده‌اي، ديد و قلم مطبوعات را محدود نکند.

صاحبان نظر مي‌دانند که اهل قلم و رسانه و مطبوعات، آگاه‌ترين و نيز امين‌ترين قشر جامعه‌اند. مردمي که با انديشه‌هاي خود حامل و ناقل انديشه‌ها و فرهنگ فرهيختگي‌اند و هم سدي هستند تا جامعه از فرهنگ و سنن اصيل و انساني خود تخليه نشود تا نگذارند ابتذال جاي کمال و اصالت بنشيند.

وانگهي، سخت‌ترين و پرخطرترين مسئوليت هم، روزنامه نگاري و خبرپراکني است چون اينان در متن و بطن حوادث‌اند پس اولين تير دوست ودشمن هم متوجه آنهاست. درست به مانند آن مرغي‌اند که هم در عزا سرشان را مي‌برند و هم در شادماني،جانشان گرفته مي‌شود.حتي در زندگي هم ساعات شبانه روزشان با اضطراب مي‌گذرد که چه بنويسند و چگونه بنويسند. اهل رسالت و تقيد و تعهدي که هيچ صاحب منصبي هم آنان را از خود و خودي نمي‌داند در حالي که منشا هر تحول و انديشه‌ي دست نخورده اي هستند. به عنوان نمونه هيچ انقلابي در تاريخ بشر نبوده است که اهل قلم در صف نخستينش نباشند و تاثيرشان بنيادي نباشد.

البته در جوامعي که آزادي در محدوده‌ي فردي و جمعي، توامان رعايت مي‌شود، هر تراوش قلمي اگر اصل « هر سخن وقتي و هر نکته مکاني دارد» قابل توجه باشد وسرمشق کار قرار گيرد. مي‌تواند مسير جامعه را عوض کند و منشا تحولات بزرگ باشد به شرط اين که آن تعهد و تقيد و رسالت قلم پاس داشته شود.اين تاثير فرق هم نمي‌کند که در روزنامه‌ها و نشريات محلي باشد يا سراسري، بلکه منظور نفس عمل و درک شرايط و مسئوليت است.

در اينجا براي آن که همکاران بلند همت در روزنامه‌هاي محلي به ميزان تاثير قلم خود مطمئن باشند و جز از رسالت و تعهد خود حساب نبرند و هيچ تطميع و تهديدي نتواند در کارشان اثر گذار باشد بيان يک رويداد رسانه اي که در فرانسه اتفاق افتاد خالي از لطف نيست.

حکايت اين که قبل از مطرح شدن راي اولي « ژاک شيراک » که بعد از اين قضيه، رئيس جمهور فرانسه شد، افکار عمومي فرانسه به رياست جمهوري « بالادور » که نخست وزير وقت بود نظر داشت اما در همان زمان يکي از روزنامه‌هاي محلي شهر کوچکي از « شنود » غيرقانوني نيروي انتظامي بر تلفن شهروندي، پرده برداشت و رسانه اي کرد. اين خبر به ظاهر کوچک در يکي از روزنامه‌هاي معروف پاريس نقل شد، با افشاي اين خبر، رئيس نيروي انتظامي آن شهر کوچک و پاريس و کشور فرانسه، استعفا کردند و افکار عمومي خواهان استعفاي وزير کشور شد و عجيب اين که مردم فرانسه ديگر حاضر نشدند به « بالادور » نخست وزير وقت جهت رياست جمهوري، اعتماد کنند.

اين حادثه مي‌تواند هم به مسئولان استان و هم اهل رسانه، درس‌هاي پر نکته‌اي بياموزد تا قدر کار خود ديگران را بدانند و خبرنگاران را بي‌منشا اثر نشمارند.