تاریخ 1396/08/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4627 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 محصول دانشگاه  
نويسنده : غلامرضا قدس

آدينه 19 آبان 96 روز جهاني «علم در خدمت صلح و توسعه» نام گذاري شده است. بد نيست ابتدا نگاهي گذرا به کيفيت علم و آموزش و وضعيت « دانشگاه » داشته باشيم تا بعد ببينيم « علم » با موقعيت حال حاضر چقدر مي‌تواند در خدمت صلح و توسعه قرار گيرد؟

شما ببينيد کشور ما تا همين چند سال پيش دانشگاه بد و خوب نداشت، هر آدمي يا دانشگاه رفته بود يا نرفته بود، اگر رفته بود يا در دانشگاه تهران درس خوانده بود يا شيراز يا اصفهان يا شريف يا پلي‌تکنيک يا علم و صنعت يا مشهد يا تبريز يا گيلان و يا معدود دانشگاه ديگر، همه‌شان هم از استاندارد بالايي برخوردار بودند و با هم رقابت داشتند و مسابقه مي‌دادند تا از هم جلو بزنند، البته در کيفيت و همه شان هم دولتي بودند و به دانشجو به چشم بهترين فرزندان ميهن مي‌نگريستند که آمده‌اند درس بخوانند و سرمايه‌اي شوند براي فردا، نه – به چشم منبع درآمد براي دانشگاه و خالي کردن جيب مردم که بالا بردن سطح علمي و آگاهي و سربلندي کشور.

اما چه شد دانشگاه‌هايي که تا همين سه دهه پيش تعدادش نزديک به 20 دانشگاه بود ناگهان از 2800 دانشگاه فراتر رفت و صندلي‌هايي که يک دهم داوطلبان را هم جذب نمي‌کرد شماره‌اش سر به فلک زد و اعلام شد که نه تنها همه داوطلبان را جذب کرده بلکه، براي افراد مسن‌تر هم جا دارد و در کل بيش از يک ميليون صندلي خالي اضافه مانده است ! موضوع دانشگاه در ايران منحصر به فرد است، شمار دانشگاه‌هاي کشور از حدود 20 دانشگاه طي سه دهه به 2800 دانشگاه رسيده است که با هيچ کشور ديگري قابل مقايسه نيست، از نظر امکانات و تجهيزات و ساير الزامات هم اوضاع قمر در عقربي دارد...

به راستي چه اتفاقي افتاده است؟ چرا آقاي دکتر فرهاد رهبر رئيس دانشگاه آزاد اسلامي مي‌گويد در آموزش دانشگاه هرج و مرج است و بيش از 90 درصد پايان نامه‌ها کپي هستند؟ چرا جلوي دانشگاه تهران و همه شهرهاي ايران آدم‌هايي هستند که پايان نامه دانشگاهي را از صفر تا صد کنترات مي‌کنند؟ چرا کشور آلمان، بزرگ‌ترين قطب دانشگاهي اروپا تعدا د دانشگاه‌هايش به 400 نمي‌رسند اما در کشور ما بيش از 2800 دانشگاه پديد آمده است؟ دولتي، خصوصي، آزاد، غيرانتفاعي، علمي کاربردي و... آيا همه اينها به خاطر توجه به علم و دانش است؟ اگر اين طور است چرا فقط 14 درصد ظرفيت دانشگاه‌ها رايگان است و 86 درصد پولي؟ چرا مسابقه « مدرک در برابر پول » راه افتاده است؟ اگر اين طور است چرا پارسال خبر رسوايي 398 نفر از اعضاي هيئت علمي ما در تقلب علمي توسط مجله معتبر « نيجر » اعلام شد؟ چرا در ميان فهرست 500 دانشگاه برتر دنيا نامي از ما نيست؟

ما اين همه کارشناس ارشد، دکتراي اين جوري را مي‌خواهيم چه کار کنيم؟ آيا کار فوق ليسانس و دکتراي ما خوش بينانه بگويم؛ مجري و گوينده و اپراتور و کارمند فلان دستگاه است يا بايد کار پژوهشي و علمي کند؟ آيا اينها مي‌توانند در مسير و خدمت صلح و توسعه قرار گيرند؟!

آيا از اين دانشگاه‌ها با اين بلبشو مي‌توان چشم انتظار بود که دکتر کردواني، دکتر ذبيح اله صفا، دکتر دينالي، دکتر عبدالرفيع حقيقت، دکتر کواکبيان، دکتر همتي، دکتر کامران قدس جراح قلب، دکتر آذرگون، پروفسور قدس، پروفسور رشيدي‌پور، پروفسور خيرالدين، دکتر اعواني، دکتر فرهاد رهبر، دکتر جديدي و خيلي‌هاي ديگر که متاسفانه نام شان را فراموش کرده‌ام، ظهور کنند و يا از محصول اين دانشگاه‌ها کساني بتوانند در جايگاه بديع‌الزمان فروزانفر، استاد جلال الدين همايي، دکتر شفيعي کدکني، دکتر محمد معين، پروفسور سميعي، دکتر حسابي، دهخدا، سيد جعفر شهيدي، دکتر شريعتي، باستاني پاريزي، دکتر اسلامي ندوشن و... که هر يک سهمي در خدمت به صلح و توسعه داشته اند، قرار گيرند؟ معلوم است که نمي‌شود.

اين عرايض مختصر به اوضاع هرج و مرج در نظام دانشگاهي نه سياه‌نمايي است و نه برملاکردن اسراري؛ اين‌ها را همه اهل فن مي‌دانند که ابعادي گسترده‌تر از اين دارد. اين موضوع را اهل فن و فرهيخته مي‌دانند اما تقريبا همه سکوت را برگزيده‌اند، نه دولت کار چنداني مي‌کند و نه قوه مقننه و نه قوه قضائيه و نه وزارت علوم که در 4 سال اخير 5 وزير و سرپرست عوض کرده است و نه نخبگان و فرهيختگان و نه جرايد و رسانه‌هاي گروهي، صدا و سيما؛ يعني بزرگترين دانشگاه ملي هم که از خروس‌خوان صبح تا بوق شب نصيحت مي‌کند و مشغول تبليغ و فروش کيف و کفش و پوشاک و انواع خوردني‌ها و آشاميدني‌هاست...

با اين اوضاع در نظام دانشگاهي آيا علم مي‌تواند در خدمت صلح و توسعه قرار گيرد؟ قضاوتش را بر عهده شما مي‌گذارم اما به هر حال براي به‌سامان شدن آموزش عالي به نظرم هم‌پيماني همه اجزاي نظام مورد نياز است، شايد در آن صورت فرجي حاصل آمد.