تاریخ 1396/07/17 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4598 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 آموزش مهرورزي به کودکان 
نويسنده : يک فرهنگي

در جامعه انساني همه چيز از مهر شروع مي‌شود، ماه مهر آغاز کشت و کار در مزرعه‌ي وجود کودکاني است که اگر در دلشان مهر بکاريم، سرنوشت‌مان مهرآگين خواهد شد. همه چيز از مهر آغاز مي‌شود سرنوشت يک ملت، اقتدار يک ملت، رفاه يک ملت، دين و دموکراسي يک ملت آزادي و عدالت يک ملت از مهر آغاز مي‌شود. اول مهر زنگ‌هاي مدرسه به صدا در مي‌آيد و درس و مدرسه‌ها شروع مي‌شود و معلم‌ها مي‌خواهند کودکاني که جنس‌شان از طلاست را صيقل دهند و پرداخت کنند.

اولياي دانش‌آموزان نگران آينده فرزندان خود هستند. در ماه مهر 12 ميليون دانش‌آموز راهي مدرسه مي‌شوند، آيا نهاد يا دستگاهي هست تا هر سال محاسبه کند که حاصل جمع يک سال آموزش چه بوده است و به کجا کشيده مي‌شود؟ آيا آموزش و پرورش عملکرد مطلوبي داشته است؟ آيا محتويات کتاب‌هاي درسي همان است که بايد باشد؟ آيا معلم‌هايمان، جملگي از بهترين‌ها هستند؟ خانواده‌هايي که فرزندشان را براي يک سال به آموزش و پرورش مي‌سپارند.

انتظار دارند که اين نظام با بيش از يک قرن قدمت با استفاده از چندين سال تجربه در امور آموزش و پرورش و تربيت در بهترين شرايط و يا بهترين راندمان سطح علمي، تجربي، فرهنگي و اخلاقي فرزندان شان را ارتقاء دهند، اين ارتقاء نه فقط براي دانش‌آموز و خانواده اش که براي کل جامعه مفيد و ضروري است، البته نقش سهم خانواده در تربيت فرزندان نبايد فراموش شود که بسيار مهم و تأثيرگذار است، چون دانش‌آموز از خانه به مدرسه مي‌رود و در واقع همه آحاد جامعه از مسير مدرسه مي‌گذرند. اما وقتي صفحه حوادث روزنامه‌ها و سايت‌هاي مختلف را مرور مي‌کنيم، خبرها حکايت از انواع بزهکاري، خلاف‌کاري، نا هنجاري‌ها و هنجار شکني‌ها از جامعه دارد، مي‌شنويم هر روز تعدادي بزهکار، قاتل، زورگير و سوداگر مرگ اعدام مي‌شوند و سرقت و رانت‌خواري، اعتياد و بيکاري و... جزو مشکلات کليدي ما شده است، آدم از اين رخداد‌ها نگران مي‌شود، وقتي مردم مي‌بينند برابر آمار رسمي حدود 4 ميليون معتاد داريم، حدود 18 هزار نفر سالانه در جاده‌ها کشته و تعدادي معلول مي‌شوند و حدود 70 درصد حوادث جاده اي را عوامل انساني تشکيل مي‌دهد و رتبه چهارم طلاق در جهان را داريم و... حق دارند که نگران آينده فرزندان خود باشند، وقتي اين گونه مسايل را به دقت مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه مي‌رسيم که تقريبا ً همه ي افراد جامعه از مسير مدرسه مي‌گذرند و اين بزرگترين آموزشگاه علم و اخلاق چنانچه دچار اندک نارسايي‌ها شده باشد نهايتاً برميليون‌ها انسان تأثيرات بلند مدت و مادام العمر مي‌گذرد، پس در کدام مقطع تاريخي دچار نارسايي‌ها و مشکلات عديده شده است؟ اگر آموزش و پرورش ما عملکرد خوبي داشته است پس چرا حاصلي چنين داشته است؟ آيا فکر نمي‌کنيد اوضاع نظام آموزشي ما به روز نيست و نياز به يک بازنگري عظيم دارد؟

معلم‌هاي عزيز؛ ما مي‌دانيم که شما در اين کار بي‌تقصيريد. شما هم در دام يک نظام آموزشي نخ‌نما گرفتار شديد. اما شما مراقب کودکان ما باشيد مبادا آنان زنگ بزنند. ما چهل سال است بخش اعظم جوانان‌مان را درس داديم و به دانشگاه فرستاديم، اما همه چيز بدتر شد، تصادفات رانندگي‌مان بيشتر شد، ضايعات نان‌مان بيشتر شد، آلودگي هوا و محيط زيست‌مان بيشتر شد. شکاف طبقاتي‌مان بيشتر شد، پرونده دادگستري‌مان بيشتر شد، تعداد زندانيان‌مان بيشتر شد و مهاجرت نخبگان بيشتر شد.

پس بيشتر به فکر محصلين خود باشيد. آموزش کودکان ما ساده است ما ديگر به دانشمند نيازي نداريم. ما اکنون دچار کمبود مفرط آدم‌هاي توانمند هستيم، پس بي‌زحمت به کودکان ما فقط زندگي کردن را ياد بدهيد. به آنها گفت و گو کردن را، تخيل را، خلاقيت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستي با طبيعت را، دوست داشتن حيوان را دويدن و بازي کردن را، شاد بودن را، از موسيقي لذت بردن را، آواز خواندن را، راه بوييدن گل را، سکوت کردن را، شنيدن را، گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بياموزيد.

اگر بچه‌هاي ما ندانند که فلان سلسله پادشاهي کي آمد و کي رفت و چه کار کرد، هيچ چيزي از خلقت کم نمي‌شود، اما اگر آن‌ها زندگي کردن را و عشق ورزيدن را و عزت نفس را و تاب‌آوري را تمرين نکنند، زندگي‌شان خالي خالي خواهد بود و بعد براي پر کردن جاي اين خالي‌ها خيلي به خودشان و ديگران و طبيعت خسارت خواهند زد.