تاریخ 1396/07/13 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4595 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 بعد از انجام اين کارها پشيمان مي‌شويد 

پشيماني قسمتي از زندگي است اما لزومي ندارد که قسمت بزرگي از زندگي شما را تصرف کند. گاهي‌اوقات انجام بعضي کارها تاثيري روي شما مي‌گذارد که خودتان متوجه آن نمي‌شويد. مخصوصاً در مواردي که مربوط به نگاه ديگران نسبت به شما مي‌شود. سعي کنيد از موقعيت‌هايي که پشيماني و افسوس تنها نتيجه کارتان خواهد بود، دوري کنيد.

وقتي کاري را فقط براي پول انجام مي‌دهيد

به گزارش سلامت نيوز، اگر براي پول وارد کاري شده‌ و احساس خوبي نداشته باشيد و آخر هم از آن کار بيرون بياييد، ممکن است احساس پشيماني نکرده باشيد. کيست که پول دوست نداشته باشد؟ کارهايي که مناسب شما نيستند، به شما انگيزه و چيزي ياد نمي‌دهند، فرصت‌هايي از دست رفته‌اند. کاري را انجام دهيد که دوست داريد و بابت آن احساس گناه نمي‌کنيد. مطمئن باشيد که به دنبال آن پول هم خواهد آمد.

وقتي که از فرصتي استفاده نمي‌کنيد

چه براي يادگرفتن چيزي در حيطه کاري‌تان باشد يا فرصتي براي هر نوع يادگيري، از اين فرصت استفاده کنيد. زندگي فقط تجربه کردن است. يادتان باشد برخي فرصت‌ها فقط يک بار دست مي‌دهند.

وقتي که در عصبانيت به کسي ايميل يا پيامک مي‌فرستيد

هيچ‌وقت سعي نکنيد که از طريق وسايل ارتباطي الکترونيکي شعله يک اختلاف را دوباره روشن کنيد. اين دسترسي سريع و راحت باعث مي‌شود بدون فکرکردن عمل کنيد. گاهي اوقات خيلي پيام‌ها را در عصبانيت براي ديگران مي‌فرستيم، درحالي‌که همه چيز يک سوءتفاهم بوده است. سعي کنيد بعد از فروکش کردن احساساتتان تصميم بگيريد که چه برخوردي کنيد.

وقتي که به رئيستان مي‌گوييد مي‌خواهيد از کار بيرون بياييد

وقتي براي جايي يا کسي کار مي‌کنيد، وظيفه داريد که حرفه‌اي برخورد کنيد. حتي اگر رئيستان مزخرف‌ترين آدم دنيا باشد، اگر خودتان مزخرف‌تر رفتار کنيد، رفتار او را درست نخواهيد کرد. بنابراين اگر تصور مي‌کنيد که بايد از آن کار بيرون بياييد، اول به اين فکر کنيد که چه چيز در آن محيط بيشتر برايتان آزاردهنده است. آن را در يک نامه به هر زبان و لحني که خواستيد بنويسيد اما براي کسي نفرستيد. يک تا دو روز صبر کنيد. اگر هنوز احساس کرديد که مي‌خواهيد با رئيستان در مورد استعفا صحبت کنيد، اين کار را به دور از احساس و با منطق انجام دهيد.

وقتي که يکي از علايقتان را کنار مي‌گذاريد

طبيعت از طريق علايق ما انسان‌ها را تشويق مي‌کند. ممکن است شما به داروسازي يا حقوق علاقه داشته باشيد و ديگري به نقاشي و نويسندگي. مطمئن باشيد وقتي کارهايي را که احساسي قوي به آنها داريد کنار مي‌گذاريد، بعدها شديداً پشيمان خواهيد شد. مطمئن باشيد که اگر عاشق نويسندگي باشيد، اگر صبر کنيد تا بچه‌هايتان بزرگتر شوند و وقت کافي پيدا کنيد، حتي يک کتاب هم نمي‌توانيد بنويسيد. يادگيري يک ساز موسيقي يا نقاشي کردن هم همينطور است. وقتي به چيزي علاقه داريد براي آن وقت بگذاريد.

وقتي که با عزيزانتان وقت نمي‌گذرانيد

شايد با پدرتان از نزديک در تماس نيستيد و شايد حيوان خانگي تان بهترين دوستتان است اما مطمئناً وقتي با کسي که دوستش داريد به اندازه کافي وقت نگذرانيد، کارايي کمتري پيدا مي‌کنيد و استرستان بيشتر مي‌شود. براي اينکه ترفيع بگيريد بيش از حد لازم تلاش نکنيد، آن هم به قيمت از دست دادن تعطيلات آخرهفته‌اي که مي‌توانستيد با خانواده بگذرانيد. هيچ‌چيز براي بچه‌ها لذت‌بخش‌تر از وقت گذراندن با والدينشان نيست. اينکه آخر هفته آنها را به خارج از شهر ببريد، خيلي بيشتر از يک هديه گران‌قيمت خوشحالشان مي‌کند.

وقتي که در کاري که به بن‌بست رسيده مي‌مانيد

به دور و بر محل‌کارتان نگاه کنيد. اگر تصور مي‌کنيد فقط در صورتي که يکي از همکارانتان بميرد ممکن است در کارتان ترفيع بگيريد، شايد وقت آن رسيده باشد که به دنبال کاري باشيد که در آن بتوانيد خودتان را ثابت کنيد و به اندازه تلاش‌هايتان نتيجه بگيريد. درست است که براي پرداخت قسط‌ها و اجاره‌خانه و هزينه‌هاي منزل پول خيلي مهم است اما زندگي کوتاه‌تر از آن است که بخواهيد فقط به دنبال پول باشيد. اگر براي زندگي کردن کار کنيد، بايد به اين فکر کنيد که زندگي‌تان را چطور تغيير دهيد که برايتان لذت‌بخش‌تر شود. وقتي ترس تصميماتتان را هدايت مي‌کند هميشه اشتباه مي‌کنيد.

وقتي که احساساتتان را به عزيزانتان ابراز نمي‌کنيد

سعي کنيد با عزيزانتان درمورد احساساتتان صادق و روراست باشيد. در دل ريختن احساساتي که جريحه‌دار شده است، معمولاً منجر به خشم مي‌شود. بدترين حالت ممکن اين است که اينقدر درگير زندگي شويم که براي «دوستت دارم» گفتن وقت نگذرانيم و آن وقت چيزي که فکرش را نمي‌کنيم اتفاق مي‌افتد.

وقتي که دوستانتان را از دست مي‌دهيد

شايد در اين مورد هم هميشه احساس پشيماني نکنيد. اگر تصميم بگيريد که از يک رابطه منفي و راکد بيرون بياييد، با اينکه براي دوست باارزشتان وقت نگذاريد، خيلي فرق مي‌کند. لازم نيست هميشه حرف خاصي براي گفتن داشته باشيد که به دوستتان تلفن کنيد. همين که از حال او باخبر شويد باعث مي‌شود بتوانيد دوستي باارزشتان را براي هميشه حفظ کنيد.

وقتي که سر فرزندتان داد مي‌کشيد

اين براي همه والدين جمله‌اي آشناست. وقتي اجازه مي‌دهيد عصبانيت بر شما غلبه کند و سر فرزندتان داد بکشيد، مطمئناً خيلي زود پشيمان مي‌شويد. نگاه فرزندتان به شما، به طور غيرقابل‌باوري حالتان را بد مي‌کند. مطمئناً مي‌دانيد که با دادزدن کاري درست نمي‌شود. فقط بچه‌ها را مي‌ترسانيد و استرس خودتان را بيشتر مي‌کنيد.

وقتي که از روي استرس پرخوري مي‌کنيد

شايد هربار از پرخوري احساسي‌تان پشيمان نشويد چون فکر مي‌کنيد که خوردن يکي از بزرگترين لذت‌هاي زندگي است. اما واقعيت اين است که پرخوري عملي بسيار ناسالم است چون برآوردن نيازهاي غذايي با موادغذايي ناسالم مثل اعتياد به موادمخدر است.

-

وقتي که در شبکه‌هاي اجتماعي گزافه‌گويي مي‌کنيد

تا زماني که نمي‌توانيد با ديدي منطقي به مسائل نگاه کنيد، نوشتن در شبکه‌هاي اجتماعي که افراد زيادي از آشنايانتان آن را مي‌خوانند به صلاحتان نيست.نوشته‌هاي بيش‌ازحد سياسي و گزافه‌گويي‌هاي اجتماعي باعث مي‌شود ديگران ديدي نسبت به شما پيدا کنند که اگر بفهميد مطمئناً از اين کارتان پشيمان مي‌شويد. با احتياط مطلب بنويسيد چون حتي اگر بلافاصله متوجه اشتباهتان نشويد، بعد از مدتي خواهيد شد.

وقتي که راز کسي را پيش فردي ديگر فاش مي‌کنيد

وقتي به اعتماد دوستتان خيانت مي‌کنيد، به خودتان ثابت مي‌کنيد که دوستي نالايق هستيد. حتي اگر آن فرد را جزو دوستانتان طبقه‌بندي نکنيد، خيانت کردن به اعتماد ديگران شخصيت شما را نزد ديگران کوچک مي‌کند.

وقتي که تسليم تاثير دوستانتان مي‌شويد

درست مثل وقتي که براي پول وارد کاري مي‌شويد يا سال‌ها به دليل ترس در کاري که برايتان به بن‌بست رسيده است مي‌مانيد، وقتي تحت‌تأثير دوستانتان قرار مي‌گيريد، حکم يک دنباله‌رو را پيدا مي‌کنيد.

وقتي که کسي را دست‌کم مي‌گيريد

مرز پهني بين انتقاد سازنده و دست‌کم گرفتن وجود دارد. خيلي از ما مي‌دانيم که قضاوت بد کردن در موردمان چه حسي دارد اما همه ما بايد بتوانيم از نظراتي که ديگران درمورد ما مي‌دهند به طور سازنده‌اي استفاده و از آنها تشکر کنيم. وقتي کسي را دست‌کم مي‌گيريد يا تحقير مي‌کنيد، مطمئناً پشيمان خواهيد شد زيرا با اين کار هيچ چيز نصيبتان نشده که هيچ، در نظر ديگران شخصيت منفي پيدا مي‌کنيد.

وقتي که هنگام خوشحالي قول مي‌دهيد

همه ما وقتي خوشحاليم بدون اينکه قابليت خود را در وفاي به عهد بسنجيم و بي آنکه بدانيم آيا از عهده آن قول برمي‌آييم، به ديگران قول مي‌دهيم. معمولا قول دادن هنگام خوشحالي و بدون در نظر گرفتن محدوديت‌ها منتهي به پشيماني خواهد شد.

سرويس اجتماعي


 گروهي که «زندگي خوب» براي محرومان مي‌سازند 

«خوب» تعريف گنگي ميان آدم‌ها دارد. همين است که «خوب» بعضي با «خوب» بعضي ديگر نمي‌خواند. حالا اگر همين کلمه گنگ را بچسباني به «زندگي» مي‌شود: «زندگي خوب» يعني زندگي‌اي که خوب باشد، خوش باشد، خوشي‌هايش بيشتر از ناخوشي‌هايش باشد؛ اگر چه بازهم خوشي‌هايمان باهم فرق مي‌کند. عده‌اي با يک چيز دلشان خوش است، عده‌اي با يک چيز ديگر. اما در اين ميان عده‌اي هم هستند با همه گنگي‌ها و تفاوت‌ها و به شهادت همه آدم‌ها، زندگي‌شان خوش نيست. خوشي که کم باشد حالشان هم خوب نيست. حالشان هم که خوب نباشد، زندگي‌ به کام‌شان تلخ مي‌شود تا محکم بگويند احوال زندگي خوب نيست.

ميان زندگي‌هاي ناخوش حواشي شهر که فقر و بيکاري هر روز زخم‌ تازه اي مي‌زند، عده‌اي دور هم جمع شدند تا با شعار «زندگي‌خوب» از دردهاي مردم ضعيف و محروم بکاهند و زخم‌هاي چرک‌کرده شان را مرهمي باشند تا اگر زندگي خيلي هم خوب نيست، اين‌قدر هم تلخ نباشد.

«زندگي خوب» نام يک گروه جهادي است که با خدمت به مناطق محروم حاشيه پايتخت مي‌خواهد زندگي را براي اهالي محروم اين مناطق کمي «خوب»‌تر کند و مجله‌مهر، گزارش زير را از آنان، تهيه کرده است:

ايستگاه‌هاي خدمت‌رساني در حاشيه شهر

«زندگي‌خوب» يک مجموعه جهادي اجتماعي است که مي‌خواهد آسيب‌هاي اجتماعي قشر ضعيف و محروم را بررسي کند و اقدامات لازم و ميداني را براي بهبود آن‌ها انجام دهد. برگزاري ايستگاه‌هاي يک روزه و دو روزه پزشکي، امدادي، مددکاري و هدايت تحصيلي از جمله اقدامات عملي اين گروه در مناطق محروم است؛ گروهي که کمتر از يک سال است که کار خود را آغاز کرده است و تمامي مددکاران و مربيان و پزشکان آن رايگان در ايستگاه‌ها حاضر مي‌شوند و خدمات پزشکي و مشاوره‌اي را رايگان به مردم اين مناطق ارائه مي‌دهند.سيدمحسن ميرشمسي از اعضاي اصلي گروه زندگي خوب درباره روند رسيدگي به مددجويان مي‌گويد: براي همه مددجويان پرونده تشکيل مي‌شود تا کار به صورت پوششي و حمايتي جلو برود.يعني اينطور نباشد که يک بار به منطقه برويم و بعد همه چيز را رها کنيم.

توانمندسازي زنان سرپرست خانوار

گروه جهادي زندگي خوب در ايستگاه‌هاي خود به زنان سرپرست خانوار زيادي برخورد کرده ‌است که با توليد صنايع‌دستي و محصولات خانگي روزگارشان را مي‌گذرانند و نياز به حمايت زيادي براي فروش محصولاتشان دارند.

ميرشمسي دراين باره مي‌گويد: ‌زنان سرپرست خانوار زيادي به ما مراجعه مي‌کردند و مي‌گفتند: ما توانايي فروش اين محصولات را نداريم. لذا تصميم گرفتيم به اندازه خودمان کمک کنيم و قبل از عيد دو فروشگاه برپا کرديم تا محصولات اين زنان را بفروشيم. نمايشگاه بهاره مصلي تهران و فرهنگسراي انقلاب اسلامي دو محلي بودند که توانستيم محصولات را بفروشيم. بعد از آن در کرج فروشگاه دائمي براي اين زنان برپا کرديم تا ا ز اين به بعد خودشان، هم توليد کننده باشند هم فروشنده و اين منوال هميشه برقرار باشد.

از ويزيت رايگان تا هدايت تحصيلي دانش‌آموزان

گروه جهادي زندگي خوب کانال تلگرامي با عنوان@zendegiikhoob دارد که در آن تمامي فعاليت‌هايش را به مخاطبان خود گزارش مي‌دهد و علاقه‌مندان مي‌توانند به عضويت اين گروه در بيايند و کمک‌هايشان را به دست اين گروه جهادي برسانند و از فعاليت‌هايشان در ايستگاه‌هاي محل خدمت باخبر شوند. ايستگاه‌هايي که به اهالي منطقه کمک‌هاي زيادي کرده‌است تا «خوب» را به «زندگي»‌شان بچسباند. از جمله کمک‌ها و خدمات اين ايستگاه‌ها اين است که: در حصارک کرج حدود 700 مورد ويزيت و ارائه داروي رايگان و اقلام پزشکي و بسته‌هايي مانند شيرخشک و بسته‌هاي حمايتي داشته‌اند، با گرفتن آزمون استعداديابي از دانش‌آموزان توانسته‌اند حدود 10 دانش‌آموز مستعد اما محروم را دست‌کم به مدت سه سال بورسيه کنند. براي بانوان سرپرست خانوار با صرف مبلغي حدود 10 ميليون‌تومان اشتغال‌زايي ايجاد کنند و علاوه بر خريداري نقدي محصولات خانگي، سه فروشگاه دائمي و موقت نيز با هدف ارائه محصولات اقتصادي اين عزيزان در شهرهاي تهران و کرج دائر کنند. علاوه بر اين باتوجه به کمک‌هاي جمع شده، سبدکالاهايي براي برخي از خانواده‌هاي مستضعف تدارک ديده‌اند و «زندگي خوب» منازل مسکوني چهار خانواده محروم را بازسازي و قابل سکونت کرده است.

همه اعضا رايگان همکاري مي‌کنند

همه پزشکان، مشاوران و مددکاران و در کل تيم اجرايي زندگي خوب، داوطلبانه و به صورت رايگان همکاري مي‌کنند و قرار است اين مشاوره‌ها در طول سال ادامه‌دار باشد تا مراحل بهسازي تبديل به يک «زندگي خوب» شود. اين اعضا در هر ايستگاه در مواجهه با مددجويان چندکار انجام مي‌دهند. براي هر مراجعه کننده تشکيل پرونده مي‌دهند تا سطح رفاه و وضعيت معيشتي و اقتصادي او را بررسي کنند و اين که در چه سطحي هستند تا اگر نياز به تحت پوشش قرار گرفتن دارند، اين‌کار انجام شود. بعد از آن به واسطه همين پرونده‌ها ارتباط با مددجو ادامه خواهد داشت تا جايي که مددجويان به وضعيت مطلوب‌تري برسند.

منابع مالي کاملا مردمي

منابع مالي «زندگي خوب» همه از کمک‌هاي مردمي تأمين مي‌شود و گروه همه تلاشش را مي‌کند در صورت اختيار نداشتن منابع مالي نيز کار را پيش ببرد. «پزشکان گروه، داوطلبانه و جهادي وارد کار شده‌اند. هيچ حق‌الزحمه‌اي دريافت نمي‌کنند.

در بحث دارو نيز خود پزشکان داروها را تأمين مي‌کنند و حتي از ديگر دوستان خود کمک مي‌گيرند. در بحث ارجاع به پزشکان متخصص و مراکز تخصصي درماني نيز هماهنگي‌هايي انجام شده تا مددجوي معرفي شده، بدون پرداخت هزينه درمان شود. يعني کار به گونه‌اي برنامه‌ريزي شده است که وابسته به منابع مالي نباشد طوري که اگر پرداخت به هزينه بود شايد چيزي معادل 100 ميليون تومان تا اينجاي کار براي موارد ارجاعي به درمان تخصصي هزينه مي‌شد. البته در مورد بازسازي و مرمت منازل مسکوني، هدايت‌هاي تحصيلي و فراهم کردن سبدکالا، نياز به منابع مالي وجود دارد که سعي شده از طريق کمک‌هاي مردمي و خيرين تأمين شود و متأسفانه هيچ‌کدام از نهادهاي حکومتي و دولتي تا اين لحظه کمکي به مجموعه زندگي خوب نداشته‌اند.

هزار نفر از زندگي خوب خدمت دريافت کرده‌اند

«زندگي خوب» تاکنون به بهبود زندگي حدود 10 هزار نفر در مناطق حاشيه استان‌هاي تهران و البرز کمک کرده‌ است تا زندگي بهتري برايشان بسازد.

اعضاي گروه اين نويد را مي‌دهند که اين کارهاي ميداني ادامه‌دار خواهد بود و قرار است کارهاي پژوهشي و علمي هم در دستور کار قرار بگيرد و نتايج آن تبديل به تهيه طرح‌ها و لوايح درباره آسيب‌هاي اجتماعي شود تا به دولت و مجلس و براي تدوين جزوات آموزشي براي اقشار مختلف پيشنهاد داده شود.

سرويس اجتماعي


 تغيير نوع نگاه 

روزگار عجيبي است. انگار وعاظ و خطبا و اخلاقيون به مسيري مي‌روند و جامعه به مسير ديگر، همه‌ي فضاهاي رسانه‌اي رسمي پر است از موعظه براي سلامت نفس و اخلاق و پرهيزگاري و پاکيزگي و تقوي و طهارت و هر شبکه تلويزيوني را که باز مي‌کنيم کسي در حال درس اخلاق دادن است و در آن سو در فضاي عمومي و عيني جامعه، مدام آمار تعرض و تجاوز و آزار و سرقت و زورگيري و کلاهبرداري و قانون شکني و قتل و جرح و جنايت افزون مي‌شود.

در هر جاي عالم که باشد، نهادي، گروهي، سازماني دانشگاهي مطالعه و تحقيق مي‌کند که چه شده است که اثر‌گذاري وعظ و پند و اندرز و نصيحت و خطا به کساني که به هر حال متوليان اخلاق و دين و هدايتگران جامعه هستند تا اين حد تنزل کرده و کم شده است؟ اين کار اتفاقاً براي همان گروه هدايتگران جامعه بيشتر لازم و مفيد است که دلايل تأثير ناگذاري حرف‌ها و راه‌ها و شيوه‌هايشان را بدانند.

سردار سليماني چند وقت پيش در کنگره جهاني مسجد سخنان مبسوطي ايراد کردند که در اينجا به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌کنيم:

.... اين که در جامعه مدام بگوئيم او بي‌حجاب و اين با حجاب است يا اصلاح طلب و اصول‌گراست پس چه کسي مي‌ماند؟ اينها همه مردم ما هستند - آيا همه‌ي بچه‌هاي شما متدين هستند؟ آيا همه مثل هم هستند؟ نه - اما پدر، همه‌ي اينها را جذب مي‌کند و جامعه هم خانواده شماست- اين که بگوييم من هستم و بچه‌هاي حزب‌الهي خودم اين که نمي‌شود حفظ انقلاب، امام جماعت بايد بتواند با حجاب و بي‌حجاب را با هم جذب کند. البته سردار سليماني عزيز در اين سخنراني به تفصيل درباره علت حضور ايران در عراق و سوريه و اهميت اين حضور و درباره عظمت شهيد حججي و ساير شهداي گرانقدر حرم هم سخنان ارزنده‌اي ايراد فرمودند اما آنچه مربوط به اين مقاله مي‌شود نگاه فرابخشي و جامعه‌شناسانه او به موضوع آسيب شناسي علت ناکارآمدي مراکز فرهنگي و ديني و تبليغي و حتي سياسي و اجتماعي جامعه است که با وجود صدها مسجد و کانون فرهنگي و ديني و تربيتي و هزاران ميليارد تومان صرف هزينه و بودجه براي شکل‌دهي افکار عمومي و نيز ارتقاي دين مداري آنان، توفيق چنداني در اين راه کسب نکرده‌ايم و حتي مرتکب نقض غرض هم شده‌ايم.

با تبليغات اغلب يک‌سويه، نگاه جزم انديش و محدود شقه شقه کردن جامعه به اين طرفي و آن طرفي و خودي و غير خودي، سهم خواهي‌هاي ناشيانه، افراط و تفريط در برخورد با پديده‌هاي اجتماعي و صف‌بندي‌هاي بيهوده سياسي، عقيدتي و فکري و بي‌توجهي به توصيه جذب حداکثري و دفع حداقلي عملاً به جاي افزايش سرمايه اجتماعي؛ به خود را و نظام و انقلاب را از سرمايه پايان‌ناپذير محروم کرده‌ايم. اين که مسجد فقط جاي خودي‌هاست، اين که بسيج مال حزب‌الهي است. صدا و سيما هم - فلان کانون مذهبي و فرهنگي هم، متوليان و مسئولان فرهنگي نيز طرف و مخاطب و طرف توجهشان فقط اينان باشد، پست‌ها و مناصب مديريتي مياني و حتي پايين هم مال اينها و بسياري ديگر از اين برخوردها باعث ريا و تظاهر و رواج اين رذيله در جامعه شده‌اند.

اين که در خلوت و فاميل و جمع خانواده و زندگي شخصي، شخصيتي باشيم و در جلسه و سخنراني و محفل و مجلس سيماي ديگر و چهره‌اي ديگر که همين نفاق گاه به عنوان يک آموزه غلط تربيتي به فرزندانمان نيز راه بيابد و نسلي را به ريا بکشاند، راه درستي نرفته‌ايم اگر در نوع نگاه و کردارمان و نوع نگاهمان تغيير ايجاد نکنيم. به قول سردار سليماني کسي که نتواند سربازانش را حفظ کند، خطش سقوط خواهد کرد. اين جاست که ضرورت تغيير ديدگاه و نگاه و عملکرد مديران و متوليان و سياست‌گذاران و واعظان و ذي‌نفوذان حوزه انديشه، دين، اخلاق و فرهنگ و حتي سياست، حال بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود، درباره جامعه و مردمانمان اشتباه نکنيم که هر آن چه داريم از حمايت و پشتيباني آنها است.

يک فرهنگي