تاریخ 1396/07/13 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4595 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 روياي همه پرسي استقلال کردستان عراق 
نويسنده : غلامرضا قدس

برگزاري همه پرسي استقلال «کردستان عراق» در سوم مهر 1396 و به رغم مخالفت آشکار دولت مرکزي در بغداد و همه همسايگان و حتي تهديد ترکيه به حمله و دخالت نظامي، اين پرسش را ايجاد مي‌کند که مسعود بارزاني رئيس حکومت اقليم کردستان عراق اين اعتماد به نفس و جسارت را از کجا آورده است که نه – به تهديدات و منع و برحذر داشتن دولت مرکزي عراق و هشدارهاي نخست وزير اين کشور توجه و اعتنا کرد و نه پيام‌هاي مقامات ايراني را پاسخ داد و نه تهديدات جدي ترکيه را به حساب آورد. او همه پرسي را در حالي برگزار کرد که نه دولت آمريکا و نه روس‌ها هيچ يک از اين کار حمايت نکردند. در تبليغات رسمي در ايران از اسرائيل به عنوان حامي او نام برده شده اما، بارزاني به صرف پشتيباني اسرائيل که بيشتر جنبه استفاده از آب گل آلود دارد، دست به اين کار نمي‌زد. اين اعتماد به نفس و جسارت شايد از اين رو باشد که او واقعا قصد ندارد پرچم عراق را کنار بگذارد و موجوديت دولت مستقل کردستان را اعلام کند، بلکه به همين رفراندوم بسنده خواهد کرد و ميان برگزاري همه پرسي تا اعلام رسمي استقلال بايد تفاوت و فاصله قايل شد. به بيان روشن‌تر مي‌خواهد امتياز بگيرد. جايگاه کردستان عراق را در ساختار سياسي اين کشور محکم کند. جداي اين اما، احتمال اعلام استقلال نيز با همه تهديدها و تحديدها بعيد نيست، پس ريشه اعتماد به نفس را بايد در جاي ديگري جست و آن روند تاريخي اين قضيه است و تحقق يک روياي ديرين که شايد به کابوس بينجامد. کردها و بارزاني‌ها در اين چند دهه فراز و نشيب بسيار ديده اند. آنها هم روزگاري را به خاطر دارند که با پشتيباني ايران دوران پهلوي دوم با حکومت عراق مي‌جنگيدند و هم روزي که شاه مخلوع با صدام حسين وقتي به مرد شماره دو عراق بدل شده بود دست دوستي داد و به دنبال آن حمايت ايران از کردهاي عراق پايان يافت. چهار سال بعد اما همان شاه سرنگون شد و ملامصطفي بارزاني قصد داشت به ايران بازگردد تا اين بار با حمايت جمهوري اسلامي تازه متولد شده خواست‌هاي خود را دنبال کند که اجل مهلتش نداد. اندکي بعدتر جنگ ايران و عراق درگرفت و کردستان عراق بار ديگر فرصت را براي صف آرايي در مقابل صدام حسين مناسب ديد اين بار اما نيروهاي طالباني به ايران نزديک‌تر بودند تا بارزاني‌ها.

چه کسي باور مي‌کرد شاه پشت کردهاي عراقي را خالي کند ولي کرد. چه کسي باور مي‌کرد شاه با صدام حسين دست دوستي بدهد اما داد، چه کسي باور مي‌کرد تنها چهار سال بعد شاه سقوط کند ولي اين اتفاق هم رخ داد و باز چه کسي تصور مي‌کرد که صدام که موجوديت کردها را انکار مي‌کرد به آن روز بيفتد و يک کرد رئيس جمهوري عراق شود؟ همه اين اتفاق‌ها در 40 سال اخير به وقوع پيوست و شايد آن قدر ناممکن‌ها ممکن شده که مسعود بارزاني را از عالم خيال به واقعيت پرتاب کرده تا تصور کند استقلال کردستان در عالم واقع و در حالي که بين ايران و ترکيه و ديگر مرزهاي عراق و سوريه محصور است، شدني است!

با همه اين تفاصيل اما بنا به گزارش ايرنا؛ آيت اله سيد علي سيستاني مرجع عالي عراق در نماز جمعه در صحن حسيني در کربلاي معلا پيشنهاد کرد که قانون اساسي مرجع حل اختلافات باشد و در صورت عدم حصول نتيجه دادگاه عالي قانون اساسي، تصميم گيري نهايي کند. خوشبختانه در پي ابتکار عمل آيت‌اله سيستاني تعدادي از رهبران سياسي عراق نسبت به آن واکنش مثبت نشان دادند و بغداد و اربيل در انعطافي روشن تمايل خود را براي از سرگيري گفت و گوها اعلام کردند هر چند که بغداد مذاکره با اقليم کردستان عراق را مشروط به لغو نتايج همه پرسي کرده است و اما درباره مهم‌ترين دلايل مخالفت جمهوري اسلامي ايران با همه پرسي استقلال کردستان در عراق مي‌توان اين موارد را يادآور شد که اولا احساس مي‌شود انگار دست بيگانه‌اي در کار است تا وقتي يک غائله فرو مي‌نشيند يک ماجراي ديگر آغاز مي‌شود، تازه « داعش » کم سو و کم رمق شده که ماجراي همه پرسي کردستان عراق جايگزين داعش مي‌گردد.

ثانيا چرا اسرائيل حمايت مي‌کند؟ آيا مي‌خواهند يک اسرائيل جديد ايجاد کنند؟ اگر مسعود بارزاني کوتاه نيايد بعيد نيست جنگ لفظي شدت بگيرد و حتي متهم به وابستگي به اسرائيل شود.

مهم‌ترين دليل اما اين است که الگوي نامناسبي شکل گيرد و کساني را به اين سودا اندازد که براي کشورمان هم خواب‌هايي ببينند... اگر ايران با همه پرسي در کردستان عراق مخالف است به اين خاطر است که اين احتمال وجود دارد که بخواهند از آرزوي ديرين کردها يک کانون تازه تنش ايجاد کنند که دود آن اتفاقا در ابتدا به چشم خود مردم منطقه مي‌رود، هر چند که برگزاري همه پرسي الزاما به معني استقلال نيست. اگر ايران و ترکيه و دولت مرکزي عراق چنان مرزها را ببندند که زندگي بر مردم کردستان عراق سخت شود آن گاه شايد اختلافات داخلي بالا بگيرد و بارزاني را به خاطر اين کار شماتت کنند چرا که، در نهايت مي‌توانست امتياز بگيرد و مانند لبنان قدرت را تقسيم کنند و بر اختيارات رئيس جمهوري کرد بيفزايند.