تاریخ 1396/05/03 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4536 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 آيا کمبود آب استان بحراني نيست؟ 
نويسنده : فرزامي

وقتي که از هزار و ششصد و بيست و پنج روستاي استان، هزار و دويست و بيست و پنج روستا خالي از سکنه شده است؟ وقتي که مرکز استان در هر ثانيه، 160 ليتر آب کم دارد و مسئول آب استان، کمبود آب آشاميدني سمنان را « يک چالش مهم و بحراني تلقي مي‌کند که مي‌تواند به مهاجرت مردم منجر شود » و به غير از مهاجرت، آلودگي زيست محيطي هم در پي دارد، از طرفي، اهالي صنعت هم به شدت از نبود و کمبود آب مي‌نالند و صنايع به شدت تهديد به نابودي است، پس چرا هيچ اقدام موثر و آينده نگرانه صورت نمي‌گيرد؟ پس چرا درست مثل زماني که اوضاع بر وفق مراد است و هيچ خطري حال و آينده‌ي استان و مرکز استان را تهديد نمي‌کند و اوضاع، شربت اندر شربت است عمل مي‌کنيم و سر راحت بر زمين مي‌گذاريم؟ مگر شعار موکدانه‌ي نماينده‌ي ولي فقيه استان و امام جمعه‌ي محترم سمنان، « آب، آب، آب » نبود و نيست؟ مگر استاندار محترم به سازمان حفاظت محيط زيست اخطار نکرد که انتقال آب درياي خزر بايد در دولت يازدهم در دستور کار قرار بگيرد و عملياتي شود؟ مگر قرار نبود که وزير نيرو جهت پاسخ به اين تقاضاها طبق وعده‌اي که به نماينده‌ي سمنان داده بود، اين هفته به سمنان بيايد، چرا سفر کرمان، بهانه‌ي امتناع به سفر سمنان شد؟ آيا توپ کرمان، شديدتر از توپ سمنان نبوده است؟ در اين موضوع، لابد يک جاي کار ما ايراد دارد ؛ لابد فقط مي‌گوييم اما از اقدام عملي خبري نيست و با شدت و حدت، از بحران و چالش‌هاي حال و آينده، حرف نمي‌زنيم. لابد مردم کرمان کساني را دارند که به وزير، انگيزه بدهد؛ لابد آنها کساني را دارند که در اتاق وزير را از پاشنه دربياورند، لابد آنها مردمي هستند که خانم ابتکار را از امروز و فردا کردن و تعلل و دستور صريح رئيس جمهور را پشت گوش انداختن و تحت تاثير معاونت‌ها بودن، باز مي‌دارد. لابد آنها مسئولان بومي دردآشنا دارند که وزير بايد در سفر شتاب بگيرد، لابد آنها مسولان پروازي ندارند که درد کمبودها و تشنگي آزارشان ندهد ؛ لابد آنها مردمي دارند که بحران آب نگرانشان مي‌کند ؛ لابد آنها مي‌دانند که تعطيلي صنعت و رکود توليد داخلي، مخالف منويات رهبري و مصالح نظام و منافع ملي و مغاير با مباني و اصول اقتصاد مقاومتي است و در نهايت، نابودي کشور و گدايي ملت است.

مردم خوب استان! باور کنيد که پس‌کوب ما در هيئت دولت از آنها محکم‌تر و قوي‌تر است. ما رئيس کابينه را داريم ولي چون متحد نيستيم، چون توان يک ديگر را خنثي مي‌کنيم، چون همديگر را قبول نداريم و هر کدام مي‌خواهيم کلاهمان را نگه داريم تا باد نبرد، چون هر کدام مي‌کوشيم تا يار ما برمسند بنشيند، اين چنين گرفتار غيرخودي و بي‌دردي غريبه‌ايم به همين دليل تيغ معاون بر رئيس در امر زادگاه برنده‌تر و کارآمدتر است و...

مردم عزيز استان! عمق چاه‌هاي عميق ما از سيصد متر هم گذشته، آب شيرهاي منازل ما، هم سماوري است، آيا اين نشانه‌ي بحران نيست؟ آيا اگر پمپ‌هاي مکش نباشد، آب حتي به طبقه‌ي دوم حتي مي‌رسد؟ آيا اين اقدامات اضطراري نافي حقوق مردم تنگدست و بدون امکانات نمي‌شود؟ مسلماني ما کجاست؟

ما بايد به مسئولان امر در کشور بباورانيم که کشورهاي حاشيه‌ي خزر، سال‌هاست که از آب اين بزرگ‌ترين درياچه‌ي جهان برداشت مي‌کنند، ما بايد به متصديان و متکفلان محيط زيست، تفهيم کنيم همان گونه که احداث بزرگراه تهران به شمال به صلاح اقتصاد و منافع ملي است پس برپاايستادن و خالي از سکنه نشدن استان زرخيز و داراي معادن بسيار غني با آن سرمايه‌هاي انساني بي‌بديل هم، به صلاح حال و آينده‌ي ايران است ؛ به ويژه آن که با انتقال ناچيز آب درياي خزر که قطره در مقابل درياست، بسياري از مشکلات تهران بزرگ و استان‌هاي همجوار، به ويژه استان مازندران مي‌تواند حل شود. از ياد نبريم که هم اکنون ده‌ها هزار مازندراني، شهروند سمناني‌اند و عجيب است که مسئولان کشور و نيز استان، در اقدام عملي اين مهم، غافل‌اند و جاي تامل و شگفتي بسيار دارد که اگر مردم استان، حقوق مسلم و به حق خود را از مصوبات سفر رياست جمهوري از جمله اين انتقال، مطالبه نکنند و با مسئولان با همت و دلسوز و متفکر عمل‌گرا همراه نباشند.