تاریخ 1396/04/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4526 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 محبوبيت بهتر است يا شهرت؟ 
نويسنده : مرتضي دهرويه

شهرت انتشار نام و آوازه است. شهرت يا آوازه طلبي صفتي است که براي سلطه بر دل‌هاي مردم و مشغول کردن فکر مردم به تيپ و حرکات است و البته سعادت دنيا و آخرت را به اعتقاد انديشمندان ديني و روان‌شناسي به خطر مي‌اندازد.

از حضرت علي (ع) نقل است که مي‌فرمايد: شهرت(آوازه طلبي) آفت زندگي است و البته کساني که دنبال شهرت (آوازه‌طلبي) هستند بيشتر با تيپ و لباس و مدل و چهره سعي در باز کردن جا در قلب و فکر مردم دارند که متاسفانه اين روزها هم برگ برنده دست آنهاست و البته فاکتور لباس و مدل و تيپ همه تغيير کردني هستند و از بين رفتني و تا وقتي که تيپ و لباس و صدا و زيباي ظاهري داري مردم به تو توجه مي‌کنند ولي به محض اينکه آنها را از دست بدهي يا شخصيتي خوش‌تيپ‌تر يا با مدل بهتر بروز کند تو بازنده خواهي شد يک نگاهي به هنرمنداني که فقط نان چهره خود را مي‌خوردند بکنيد به محض ظهور چهره جديد و برتر آنها افول مي‌کنند، اين شهرت است که آفت زندگي مي‌شود و شخص را از عرش به فرش مي‌رساند و بايد با عقلانيت اين مطلب را قبول کرد.

نگاهي به چهره‌هاي هنر دنيا بياندازيد برخي آنان قيافه زيبا ندارند اما ماندگار شده اند و دليل آن محبوبيت است نه شهرت.

خداوند در قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «تلك الدّار الاخرةُ نَجعلُها للذين لايريدونَ علواً فى الارضِ و لافساداً و العقِبةُ للمتّقين

آن سراى جاودان را قرار داديم براى كسانى كه در دنيا طالب برترى و فساد نباشند و سرانجام نيك مخصوص و براى پرهيزكاران است(قصص، آيه‏ى 83).»

يکي از آفت‌هاي شهرت طلبي اين است که فرد شهرت طلب در جهت رضايت مردم حرکت مي‌کند و به رضايت خدا اهميت نمي‌دهد و اصلا برايش مهم نيست که قانون خدا چه استانداردي براي زندگي معرفي کرده است او براي شهرت گاهي قانون خدا را زير پا مي‌گذارد و از خودش قانون صادر مي‌کند و قانون خدا را پوسيده مي‌داند و متاسفانه چه بسيار کساني که جذب او مي‌شوند و حرف آن شخصيت را که صرفا براي شهرت طلبي است، قبول مي‌کنند و قانون خدا را فراموش مي‌کنند.

به فرمايش قرآن که مي‌فرمايد فاستخف قومه و اطاعوه فرعون که خود از شهرت طلب‌هاي زيرک دنيا و تاريخ است ابتدا با شگرد‌هاي مخصوص قوم را از تفکر و انديشه خالي کرد و سپس بر آنها حکومت کرد، شخص شهرت طلب براي رسيدن به هدفش گاهي اوقات بزرگان عرصه فعاليت خود را بي‌سواد و قديمي مي‌نامد.

شخص شهرت طلب که فقط دنبال افتادن نام خود بر سر زبان‌ها است(آوازه طلبي) نسبت به مردم محبت مصنوعي ابراز مي‌دارد و حرکت و نگاه و صحبتش براي جلب توجه است نه از اعماق وجود و با اين کار سعي دارد آمار طرفداران خود را بالا ببرد و رتبه و مقام خود را بالاتر و حرکاتش نوعي دورويي است که دورويي در تمام مکاتب آسماني و غير آسماني تقبيح شمرده شده است.

اينان براي شهرت طلبي از حرکت و گفتار غير عرف که آن را واقعيت جلوه مي‌دهند و متاسفانه برخي نيز با آنها هم سو مي‌شوند، ابا ندارند و براي رسيدن به لذت دنيا و هوي و هوس هر کاري مي‌کنند و برايشان کرامت انساني تا حدودي معنا ندارد.بزرگان و اهل انديشه، شهرت طلبي و آوازه خواهي را همچون گرگ درنده تعبير مي‌کنند که براي سير شدن هر کس را مي‌درد.اما يکي ديگر از آفت‌هاي شهرت طلبي در جامعه امروزي ما ماندن بر مسند قدرت به هر قيمتي است. برخي از مديران چون خود بهتر مي‌دانند تمام احترام و نگاهي که به آنها مي‌شود به خاطر مسئوليت و ميز و صندلي است که در اختيار دارند در هر دولتي فقط به دنبال جلب رضايت مديران بالادستي خود هستند تا بر مسند قدرت بمانند چون در صورت از دست دادن پست و مقام ديگر کسي به آنها نگاه نمي‌کند به همين دليل و براي اينکه خود را موفق و برترين نشان دهند با دادن آمار دروغ و اطلاعات اشتباه به دولتمردان خيانت بزرگي در حق جامعه و مردم مي‌نمايند، متاسفانه شهرت طلبي آن قدر در دهان اين نوع افراد مزه کرده که حتي مجبور مي‌شوند با استخدام افراد چاپلوس و حتي دادن پول و رشوه طوري عمل شود تا آنها را به عنوان مدير برتر معرفي نمايند ولي غافل از اينکه گذشت زمان بسياري از حقايق را نمايان خواهد کرد و در آن زمان است که تمام احترام‌ها به نفرت تبديل مي‌شود به عنوان مثال وقتي عملکرد يک دستگاه اجرايي در وزارتخانه مورد بررسي قرار مي‌گيرد از بين سي استان در رتبه بيست به پايين قرار مي‌گيرد ولي در رسانه‌ها و...طوري وانمود مي‌شود که مدير دستگاه فوق به عنوان مدير برتر کشوري شناخته شده است و سيل تبريک‌ها به سويش سرازير مي‌شود به هر حال اين نوع کارها ديگر در جامعه از مد افتاده و مورد قبول واقع نمي‌شود و اين شهرت‌هاي پوشالي خيلي زود از بين خواهد رفت پس بهتر است بيشتر به دنبال خدمت به خلق باشيم و رضاي خدا را مد نظر داشته باشيم که همان رضايت خلق است و اين گونه است که محبوبيت ايجاد شده و براي هميشه در قلب‌ها ماندگار خواهد شد.خلاصه اينکه انسان محبوب ريشه در قلب و روح انسان‌هاي ديگر دارد به طوري که مي‌تواند تاثير مستقيم در افکار، رفتار، روحيه مخاطبان خود بگذارد و محبوبيت صفت برتري است که هر انساني لياقت داشتن آن را ندارد.