تاریخ 1396/03/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4504 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 حکايت آنهايي که همواره در قدرت مي‌مانند يا مي‌خواهند بمانند 
نويسنده : مرتضي دهرويه

نقل کرده‌اند که در زمان قاجار، در منزل يکي از شاهزادگان که از قضا حاکم همان منطقه بود مجلس روضه‌خواني برقرار بود، يکي از سرشناسان شهر که به تملق و چاپلوسي شهره بود وارد مجلس شد و بي‌پروا پشت به منبر کرد و در مقابل حاکم زانو زد، حاکم با اشاره به او فهماند که پشتش به منبر است ولي او با صداي بلند گفت: منبر و قبله ما حضرت حاکم هستند، در همان حال پيکي خبر آورد که حاکم از مقامش عزل شده است، آن مرد فوري رو به منبر و پشت به حاکم کرد و گفت پشت کردن به منبر معصيت و بي‌ادبي است.مورد فوق از موارد متعدد فرصت طلبي و ابن الوقتي در طول تاريخ است. از نظر لغوي اوپورتونيسم (OPPURTUNISME) به معني فرصت طلبي است که اصطلاح مناسب‌تر آن «ابن‌الوقتي» است. معني وسيع‌تر آن نبودن به يک عقيده و خط مشي سياسي و اجتماعي است و به کساني اطلاق مي‌شود که براي حفظ وضع منافع خود به اصطلاح معروف «نان را به نرخ روز مي‌خورند» و خود را با هر شرايطي تطبيق مي‌دهند. اينان هميشه طرفدار نظام حاکم و حزب و گروهي هستند که در موضع نيرومند‌تري قرار دارند که با چسبيدن به آن گروه در صدد منافع خود هستند ولا غير.

آن‌ها با نسيمي به راست کج مي‌شوند و با بادي به سمت چپ مي‌افتند و اگر وضع حاکم و موجود را بسان گردبادي ببينند به دور خود مي‌چرخند اين نان به نرخ روزخورها، نفع خود را بر هر عقيده و اصولي ترجيح مي‌دهند زيرا نه عقيده‌ي محکمي دارند و نه اراده‌اي که بر سر آن عقيده محکم بايستند، جلوي پاي خود و منافع کوتاه مدت خود را مي‌بينند و نمي دانند که سخت در اشتباهند، متاسفانه اين ويژگي و ناپسند جزء لاينفک زندگي گروهي شده است که داراي ارزش‌هاي ثابت و مثبتي نيستند، اين افراد بسان همان هستند که جلال آل‌احمد در کتاب «يک چاه و دو چاله» عبارتي دارد با اين مضمون: وقتي ديوار باغ فرو مي‌ريزد سر و کله ميوه‌چين‌ها پيدا مي‌شود، گلايه و تعبير دلنشين آل‌احمد در اين گفته با ذکر اين مثال متوجه فرصت‌طلبان و ابن‌الوقت‌هايي است که هميشه به گاه پيروزي و موقعيت و سود فردي از راه مي‌رسند و ميراث مي‌طلبند و سهم مي‌خواهند، حتي خود را مستحق‌ترين افراد در نصيب بردن از موفقيت مي‌پندارند و در مقام صاحبان مجلس براي ديگران هم تعيين تکليف مي‌کنند و خط و نشان مي‌کشند، عدم ثبات سياسي و فرصت‌طلبي يکي از آفت‌هاي جدي موجود در عرصه سياست کشور ماست.

گاهي وقت‌ها، يک مدير استاني به دلايل گوناگون رنگ و بوي يک فرد آرمانگرا، اصولي و ارزشي را به خود مي‌گيرد و گاهي ديگر تبديل به يک اصلاح‌طلب دوآتشه مي‌شود! استان سمنان نيز به مانند ديگر استان‌هاي کشور از اين قاعده مستثني نبوده و طي دهه‌هاي گذشته، چهره‌هاي مديريتي بسياري را مي‌توان نام برد که گاهي از معتمدين و فعالان يک جريان سياسي بوده‌اند و چند سال بعد، سر از جريان سياسي مقابل درآورده‌اند و مواضعي بعضا 180 درجه مخالف سوابق سياسي خود اتخاذ کرده‌اند.

مديراني که زماني در استان‌هاي ديگر در دولت دهم منصب داشتند اصولگرا بودند و با خبرگزاري اصولگرا درباره حفظ ارزش‌هاي اصولگرايي و ترويج آن صحبت مي‌کردند و جريان اصلاح طلب را فتنه‌گر مي‌دانستند و در حال حاضر در مورد خدمات دولت تدبير و اميد در سمنان صحبت مي‌کنند و در جشن پيروزي کانديداي اصلاح‌طلبان در صف اول قرار مي‌گيرند. فرزند خود را به ستاد کانديداي اصلاح‌طلبان مي‌فرستند و از طرفي ارادات خود را به کانديداي اصولگرا با واسطه نشان مي‌دهند.

خلاصه کلام اينکه سياسي‌کاري يکي از مهمترين خصوصيت‌هاي يک مدير است آيا سپردن سکان مديريتي جامعه جوان استان سمنانبه چنين افرادي خلاف مصلحت نيست؟ آيا افرادي که تعلق خاطري به آرمان‌هاي تدبير و اميد ندارند و فقط به فکر حفظ صندلي مديريت خود هستند مي‌توانند برنامه‌هاي دولت را به شکل کامل اجرا کنند؟ به گفته فرزند برومند استان پرچمدار تدبير و اميد دکتر حسن روحاني بعضي‌ها سخت‌شان بود دفاع کنند، خيلي نرم حرف مي‌زدند و آرام. اگر در تنگناي 30 خبرنگار قرار مي‌گرفتند، در آن تنگنا يک کلمه‌اي مي‌فرمودند. حرف نمي‌زدند و سينه سپر نمي‌کردند. نمي‌شود؛ ما يک بار سنگيني بر دوش داريم. هر کسي که آماده است که اين بار را بر دوش بگيرد بايد داوطلب باشد. بايد با خدايمان عهد ببنيديم...