تاریخ 1395/04/15 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4243 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 به مناسبت 14 سالگي روز ملي قلم مطرح شد؛
 قلم؛ معجزه جاويدان و نقطه آغاز 
نويسنده : عليرضا عربي

اشاره:

به منظور پاسداشت نويسندگان و با پيشنهاد انجمن قلم ايران روز 14 تير در تقويم رسمي کشور به نام روز قلم ثبت شد؛ قلم معجزه جاويدان پيامبر اسلام(ص) است و نخستين آياتي که بر ايشان نازل شد به قسم خداوند متعال بر قلم و آنچه مي‌نويسد اشاره دارد.

14 سال از ثبت روز قلم به پيشنهاد انجمن قلم ايران در تقويم رسمي کشور مي‌گذرد. ثبت اين روز به منظور پاسداشت صاحب قلمان و انديشمنداني بوده که بي‌تکلف و قيل و قال به نگهباني ميراث بشري مي‌پردازند و با سلاح قلم به نبرد و بيانکرد ناراستي‌ها و ناحقي‌ها همت مي‌گمارند.

معجزه، يکي از نشانه‌هاي نبوت است. در هر دوره از تاريخ، پيامبران به اذن پروردگار، معجزه‌هايي را براي اثبات نبوتشان ارائه مي‌کردند. در اين ميان، اسلام آخرين و کامل‌ترين دين الهي است؛ يعني آييني است که در هر برهه‌اي از زمان و در هر مکاني بايد جواب‌گوي مخاطب خود باشد. حال معجزه پيامبر اين دين بايد از چه مقوله‌اي باشد که حتي جوابگوي مخاطبان هزاره‌هاي پس از خود شمرده شود؟ چه معجزه‌اي مي‌تواند قرن‌ها تازگي و ماندگاري خود را در زندگي بشر حفظ کند؟ کتاب، نوشته، «وَ ما يَسْطُرُونَ.» قرآن کريم با قلم خالق قلم، معجزه جاويد پيامبر اسلام(ص) است.

قلم و کتابت از مقوله‌هايي هستند که نه تنها کهنه و مانده نمي‌شوند، بلکه هر روز جنبه‌هايي تازه از آنها پديدار مي‌شود. پروردگار، قرن‌هاست براي اين نوشته سترگ هماوردطلبي مي‌کند و مي‌فرمايد: «وَإِن کُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ».

ارج و منزلت قلم در اسلام

سوگند خداوند در قرآن به نام قلم، گوياترين شاهد بر شرافت و قداست آن است: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه نويسند.» در جايي که خداوند، صاحب هستي به آفريده‌اي از آفريده‌هاي خود قسم ياد مي‌کند، بشر در چه جايگاهي مي‌تواند از ارج و منزلت آن سخن براند.

در نخستين ارتباط وحياني رسول خدا(ص) با مبدأ هستي در غار حرا، سخن از قلم به ميان مي‌آيد، تا جايي که خداوند خود را اين گونه معرفي مي‌کند: «الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ آن‌که با قلم آموخت».

با سيري در زندگي پيامبر(ص) و امامان (ع) مي‌توان توجه و اهتمام عملي به نوشتن را از متن سيره آنان دريافت. اين قدرشناسي به حدي بود که در صدر اسلام، پس از پايان برخي جنگ‌ها، پيامبر(ص) دستور مي‌دادند اسيراني که به 10 نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بياموزند، آزاد شوند. اين عمل در جامعه محروم از تمدن آن دوره، زيباترين و مؤثرترين پيام براي ارج نهادن به جايگاه قلم و علم بوده و هست.

قلم ابزار تعالي انديشه‌هاست

فلسفه وجودي قلم و نگاشتن، برقراي ارتباط ميان مکتب‌ها، آموختن تجربه‌ها و تعالي انديشه‌هاست. تأثير قلم، ماندگارتر، تأثيرگذارتر و عميق‌تر از هر ابزار پيام‌آور ديگري است. چه بسيار آثار ارباب قلمي که حتي پس از مرگ‌شان، به فرهنگ‌ها يا تمدن‌هاي ماندگار تبديل شده است. کتاب‌هاي آسماني که براي بشر به ارمغان فرستاده شده، همگي ناظر به اين ويژگي مهم قلم است.

حضرت امير مؤمنان علي (ع) مي‌فرمايد: «سفير و فرستاده تو، ترازوي بزرگواري توست و قلم تو، رساترين و گوياترين چيزي است که از سوي تو سخن مي‌گويد.» بر اساس اين روايت، قلم، شيواترين و بهترين ابزاري است که در هر برهه‌اي از زمان مي‌تواند رسالت خود را انجام دهد. ماندگاري علوم و انتقال آن از نسلي به نسل ديگر، رسيدن پيام مکتب‌ها و تمدن‌ها به انسان آينده و سرانجام تکامل انديشه‌هاي بشر در طول قروني که انديشمندان هيچ‌گاه يکديگر را نديده‌اند، تنها با معجزه قلم امکان‌پذير بوده و هست.

قلم، اين عنصر تعالي‌بخش بشريت را بايد گرامي داشت و صاحب قلمان به عنوان کساني که اين معجزه الهي را به همراه دارند داراي حق عظيمي در جامعه اسلامي هستند.

روز قلم بهانه‌اي است براي يادآوري منزلت، قداست و حرمت قلم و صاحبان آن و تجليل و قدرداني از تمام فرهنگ‌مداران و آفرينندگاني که گوهر عمر خويش را براي ارتقاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم در طبق اخلاص نهاده‌اند.

منصور فرزامي‌راد رئيس انجمن اهل قلم سمنان در همين رابطه و به پاسداشت اين روز در يادداشتي با عنوان رسالت قلم مي‌نويسد:

قلم به ساعتي آن کارها تواند کرد

که عاجز آيد از آن کارها قضا و قدر

رسالت قلم آن چنان والا و تعهد نويسنده آن قدر مهم و آنچه مي‌نويسد آن گونه ارزش مند و هدايتگر است که خداوند به «قلم» و آنچه مي‌نويسد سوگند ياد کرده است: «ن و القلم وما يسطرون» چرا که قلم،از جنس نور است و آن چه را که مي‌نگارد،همه نور. و نور، راه ظلماني پيش پاي بشر را روشن مي‌کند و از بيغوله و بيراهه باز مي‌دارد تا آدمي به راه راست برود. راست بينديشد و درست ببيند،آن گاه،گوهر را از خزف و راستي را از کاستي بازشناسد و به رسالتي که بدان متعهد است بکوشد تا به قول «امير کبير» عقول بشر را تربيت کند و جهت بخشد.

در مجلد هفتم کتاب پر ارج «تاريخ بيهقي» تحت عنوان «ذکر السيل» در حکايت «سيل غزنين» از رسول گرامي اسلام(ع) حديثي شريف نقل شده است که مي‌تواند«مشي صاحبان قلم»را روشن کند تا درست بشنوند و درست بگويند. پيامبر گرامي(ص):« نعوذ بالله من الاخرسين الاصمين»(پناه مي‌بريم به خدا از دو گنگ و دوکر) و براي اين لال‌ها و کرها از خداوند بزرگ،آب و آتش را براي عذاب کردن اين دو گروه،آرزو کرده است؛ البته مقصود پيامبر گرامي،آن کساني هستند که گوش دارند اما سخن به حق را نمي شنوند! زبان دارند ولي سخن به حق را نمي گويند؛يعني،حقيقت را فداي مصلحت مي‌کنند و حفظ نام و نان خود را در حال و آينده، بيش از حقوق مسلم ديگران، برخود لازم مي‌دانند. به همين علت است که روز به روز،صلاح از زندگي بشر، رخت بر مي‌بندد و فساد، فراگير مي‌شود.

صاحب قلم،مقيد است چيزي را بنويسد که جامعه بدان محتاج است و گره کورش با هدايت قلمي و تراوش فکري او باز مي‌شود. هنري که بنا به شواهد و قراين تاريخي،منشا تحولات بزرگ و سرنوشت ساز بوده است به عنوان نمونه، قلم نويسندگان و متفکران بزرگ، رنسانس اروپا را رقم زده است و نيز انقلاب کبير فرانسه را و در ديار خودمان، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي ايران و... همه و همه، خوشه چين و ريزه خوار نان و نمک صاحبان قلم بوده اند. قلمي که به مزد ننوشته است بلکه رقمش براي هدايت جامعه و تربيت عقول بوده.

وانگهي در عالم حکمت و درسياست کشور داري،قلم را برابر شمشير حتي برنده تر و فاضل تر دانسته اند:

دوات را غرض آن بود کاندرو قلم است

قلم برابر تيغ است بلکه فاضل تر

اهل نظر و کياست،اعتبار هر جامعه‌اي را به وجود صاحبان قلم دانسته اند:

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم

آن ملتي که مردم صاحب قلم نداشت

و ارکان هر دولتي به وجود قلم و شمشير،قوام و دوام مي‌يابد:

بناي ملک به تيغ و قلم کنند قوي

بدين دو چيز بود ملک را شکوه و خطر

جانشين مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان نيز مي‌گويد: شايد به جرات بتوان گفت نويسندگي از تمام هنرها والاتر و باشکوه تر است. چرا که به انسان چنان امکاني مي‌بخشد که بتواند به همراه پرنده‌اي تيز بال انديشه و خيال،تمام گيتي را در نوردد.اين همه قدرت، از آن کسي است که مي‌تواند قلم به دست گيرد و بنويسد و با قدرت خيال خود، نگاه همگان را از شهر و ديار خويش به سوي دنياي دور دست خيره سازد.اين توانايي و قدرت و اين را اعجاز ماندگار در وسيله‌اي به نام «قلم» و نيرويي توانمند به نام ذهن خلاق نهفته است.

امير باهنر افزود: نويسندگي فن و هنر ويژه‌اي است که به سادگي به دست نمي آيد اما فراتر از قواعد آن دو نکته همواره بايد مدنظر قرار گيرد،چشم باز و بيان ساده.چه بسا انسان‌هائي که از کنار ديد نيروي دنيا به سادگي مي‌گذرند و هيچ توشه‌اي نمي گيرند اما در مقابل کساني هستند که از هر تصوير و گردش روز و شب هزاران نکته را به ديگران گوشزد مي‌نمايند.

***صحبت از قلم و تاثيرگذاري آن و جايگاه و رسالت قلم است.

باهنر گفت: با نزول آيات وحي الهي و تاکيدي که خداوند سبحان به قلم و نگارش توسط آن با سوگند به قلم، نمود جايگاه قلم و ارزش آن، فراتر از ذهن بشري رفت.

وي اظهار کرد: امروزه قلم زدن در زمينه‌هاي مختلف و هنر نويسندگي آن چنان رخ نموده که همگان به قدرت شگرف آن در توسعه فرهنگي و هدايت افکار عمومي اذعان دارند.

جانشين مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان با بيان اينکه همه ساله در کشورمان 14 تير ماه به عنوان روز قلم گرامي داشته مي‌شود و به پاس زحمات تمام کساني که مسئولانه و متعهدانه با قلم خود روشنگر مسير زندگي انسان‌ها شده اند، ويژه برنامه‌هايي برگزار مي‌گردد. اگر چه اين اقدامات پسنديده و نکوست، اما کافي نيست، گفت: جايگاه قلم و شان صاحبان آن فراتر از بزرگداشت و ويژه برنامه‌اي يک روزه در طول سال است.

باهنر تاکيد کرد: برکسي پوشيده نيست خدماتي که صاحبان موضوع اين مقال و نويسندگان در تمامي حوزه‌هاي علمي،ديني،فرهنگي و هنري،اجتماعي و خبري در طول تاريخ به بشريت داشته‌اند و البته خيانت‌هائي که برخي افراد فرصت طلب با بهره‌گيري از اين امکان و قدرت فوق‌العاده نموده‌اند و با وارونه نوشتن حقايق، تحريف واقعيت کرده و جمعي را به بي‌راهه برده‌اند.

وي افزود: چه جنگ‌ها و خونريزي و چه صلح‌ها و دوستي‌ها که در طول تاريخ بشريت با سرپنجه صاحبان قلم شکل گرفته‌اند و منجر به حوادث تلخ و شيريني براي انسان‌ها شدند.

جانشين مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان در پايان اظهار کرد: به بهانه ي نام اين روز بزرگ به تمام آناني که با وجدان بيدار و تعهد انساني براي پيشرفت بشر و کمک به رشد جامعه انساني و رشد فضائل اخلاقي دست به قلم برده و از خود اثري مکتوب به يادگار گذاشته‌اند، درود مي‌فرستيم و از خداوند منان رشد و تعالي جامعه انساني را با بهره گيري از قدرت قلم نويسندگان متعهد مسئلت مي‌نمائيم.

دبير انجمن اهل قلم سمنان نيز با تبريک فرا رسيدن 14 تيرماه به اهالي قلم و فرهنگ، که به عنوان روز قلم در تقويم جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيده، گفت: اميدوارم همه ما هر چه بيشتر به وظايف خويش و تعهداتمان نسبت به قلم و فرهنگ آگاه‌تر شده و عمل نمائيم.

حميد رضا نظري (حکمت) افزود: شايد براي شما جالب باشد که بدانيد نخستين يادداشت‌هاي من در مطبوعات در آن سال‌ها که کار خود را آغاز کردم در رابطه با تعهد و رسالت قلم بوده است و تو گويي اين داستان همچنان ادامه دارد.

وي اظهار کرد: گاهي اين طور تصور مي‌شود که تعهد نويسنده و اهل قلم صرفا در حوزه مسايل عقيدتي است و البته که اين مسئله درست است اما اين همه آن چيزي نيست که نويسنده بايد بدان متعهد باشد، بلکه شئونات و موارد ديگر وجود دارد که نويسنده متعهد بايد به آنها آگاهي داشته و به وظيفه‌ي خويش عمل نمايد، نويسنده نسبت به مسائل اجتماعي،فرهنگي، اقتصادي و بسياري از مسايل ديگر که به نوعي با آحاد جامعه مردم مرتبط است تعهد و مسئوليت داشته باشد.

نويسنده و پژوهشگر سمناني با تاکيد بر اينکه وقتي مقام معظم رهبري در رابطه با مسائل فرهنگي،تعبير ولنگاري فرهنگي را به کار برده‌اند يعني اينکه مديران و مسئولين و سکانداران فرهنگي به وظيفه ي خويش درست عمل نکرده اند، اظهار کرد: همه بايد تلاش کنند تا دغدغه‌هاي فرهنگي مردم و رهبري کاسته شده و در آينده شاهد شکوه و عظمت انديشه اسلام و ايران باشيم.

وي گفت: نمي دانم در جايي خوانده بودم که اگر نويسنده‌اي خوانندگان و مخاطبان خود را دوست نداشته باشد،خوانندگان هم نوشته‌هاي او را دوست نخواهند داشت، اين يعني اينکه دغدغه مخاطب بايد براي نويسنده مهم باشد و به آن توجه کند.

دبير انجمن اهل قلم سمنان افزود: رسالت اهل قلم در تعهدي است که در قبال جامعه و مردم بر عهده دارد و اين مهمترين انگيزه‌اي است که مي‌تواند او را در دست يابي به هدف مردم کمک نمايد.

نظري گفت: نويسنده بايد با طيب خاطر و در کمال آزادي و آرامش تمام دغدغه‌هاي خويش را کاملا شفاف مطرح نموده و مسئولين هم بايد در بوجود آمدن چنين فضايي نقش خود را ايفا نمايند.

اين نويسنده توجه به ذائقه ي مخاطب و دغدغه‌هاي آنان را از مسئوليت‌هاي نويسندگان آگاه و متعهد به جامعه دانست و گفت: اگر ما انتظار تحول فرهنگي و اجتماعي را داريم بايد به اهالي فرهنگ و قلم بيش از پيش توجه نمائيم. سعادت جامعه در گرو توجه به اهل قلم و انديشه است.

وي در پايان افزود: خلاصه اينکه حال فرهنگ خوب نيست!!

نويسنده ديگري در يادداشتي به مناسبت روز قلم خواستار رسيدگي به مشکلات اهل قلم شد.

جعفر توزنده‌جاني مي‌گويد: روزهاي خاصي که در اين کشور جا افتاده و همه با آن آشنا هستند حاصل سال‌ها تلاش و کوشش کساني بوده است که براي آن روز ارزش و اهميتي خاصي قايل شده‌اند و براي اين روز کارهاي انجام داده‌اند که در ذهن و جان مردم ماندگار شده است. در مورد روز قلم هم اينگونه است.

وي اظهار کرد: وقتي در راه قلم هزار و يک مشکل وجود دارد و بخشي هم مربوط به نهاد‌هايي است که وظيفه حمايت از اهل قلم را دارند چه انتظاري مي‌شود داشت که اهالي قلم به آن بها بدهند. اهالي قلم اين روز‌ها درگير هزار و يک مشکل هستند. آن‌ها از‌‌ همان لحظه‌اي که قلم به دست مي‌گيرند و مي‌نويسند به صورت ناخود آگاه به ياد مشکلاتي که در مراحل بعدي کارشان پيش رويشان است، مي‌افتد. بنابراين بايد مشکلات اهل قلم را از سر راه‌شان برداريم. لااقل اگر هم نمي‌توانيم مشکلي را حل کنيم. مشکلي بر مشکلاتش اضافه نکنيم. بگذاريم مسيري که بين اهل قلم و مخاطبش هست سخت و دشوار نباشد.

اين نويسنده افزود: انجمن‌ها در اين راه کار‌هاي بسياري مي‌توانند انجام بدهند و به نظر من هم تا کنون تا جايي که در توانشان بوده انجام داده‌اند. همين که مکان و برنامه‌هاي اين انجمن يا نهاد‌ها بهانه‌اي است که اهالي قلم دور هم جمع بشوند و با هم گپ و گفت داشته باشند و دنبال راه‌هايي براي بهتر کردن شرايط خودش باشد خودش اتفاق بزرگي است. اما خب اين‌ها هم با محدوديت‌هاي روبرو هستند. متاسفانه در ايران نهادهاي مردمي مستقل شکل نگرفته است. نهادهاي که از همه نظر روي پاي خود باشند و بتوانند به اعضاي خود خدمات مناسب ارائه بدهند.

وي افزود: بهترين کاري که اهالي قلم مي‌توانند بکنند اين است که در کنار هم باشند. از حال هم با خبر شوند. آثار يکديگر را بخوانند، ارتباطشان را بيشتر کنند و لازمه اين کار هم اين است که نهاد و انجمن‌هاي مردمي را جدي بگيرند و به درک درستي از مشارکت جمعي برسند و مهمتر از همه از طريق همين نهاد و انجمن‌ها ارتباطي مستمر با طيف مخاطب خود داشته باشند. متاسفانه در جامعه ما بسياري از مردم نويسندگان خود را نمي‌شناسند و با آثارشان آشنا نيستند.

يکي ديگر از نويسندگان و مولفان سمناني نيز در خصوص جايگاه قلم مي‌گويد: جايگاه قلم به خاطر حرمت آن است و حرمت آن به خاطر بازتاب صادق و آينه وار احساس و تجربه و خرد آدمي است در زيست بوم او. پس ترديدي نيست که اگر قلم از وظيفه خود باز ماند حرمتش نيز برود. چنان که بسيار قلم‌ها بوده‌اند که آگاه يا ناآگاه از راستي دور شده‌اند و فراموش.

اسماعيل همتي با بيان اينکه حرمت ديگر قلم به پاکيزگي زبانش است،حتي اگر فقط راستي بنگارد. زيرا راستي با پاکيزگي است که خود را مي‌نماياند و تاثير مي‌گذارد و پاکيزگي صفتي است که در مطالب طنز و شادي آور نيز کاربردش شايسته است، اظهار کرد: دليل سوم حرمت قلم به خرد آن است و خرد حاصل تجربه و دانش بشري است.يعني اگر مطلبي راست هم باشد و با زبان پاکيزه هم نگاشته شده باشد،اما خرد آن را نپذيرد، حرمت ندارد.

همتي مهمترين دليل حرمت قلم به تاثير بالنده آن بر مردمان دانست و گفت: بالندگي در اميدواري و دوستداري و کار و حفظ و بهره وري از زندگي است. قلمي که اميد را و دوستداري و زندگي را از دل‌ها مي‌زدايد حرمت ندارد.زيرا نيکوتري و نيکو شوندگي انسان و زندگي و طبيعت در اميد و زيبا ديدن آنها است.

اين مولف و نويسنده سمناني در خصوص نويسندگي و تعهد نيز مي‌گويد: تعهد در کار نويسندگي يک مفهوم است، نه معنايي که آشکارا وظيفه‌اي را يادآوري يا نهي کند. لذا تعهد در کار نوشتن دو گونه است: يکي همان که در ذات سخن است و نوشته شدن آن، و ديگري در هدف دومي که نويسنده براي نوشته خود قائل است و در اصطلاح به آن پيام مي‌گويند. و دشواري کار و از مفهوم در آمدن و معنا شدن تعهد نيز از همين جا آغاز مي‌شود. زيرا اولا آنچه قرار بوده و هست که قلم بنويسد، «سخن» است. سخن حاصل بسيار حرفها و مکالمات و مباحثاتي است که در محافل گوناگون در طول روز و روزگار بيان مي‌شود. کما اينکه آنها را نمي نويسند نيز. زماني مي‌نويسند که از آن همه، نويسنده‌اي بتواند سخني برسازي کند و آنگاه آن را بنويسد.

همتي افزود: باري؛ هر سخني که نويسنده‌اي سخندان بنويسد در ذاتش تعهد او به بشريت و انسان و شهروند و شهر و کشور و طبيعت و هستي اش هم نهفته است. زيرا او نماينده انسان‌هاي هم عصر و روزگارش است و از اخلاق که حاصل قوانين پذيرفته شده است بهره مند است و همان يعني تعهدي که در ذات يک شهروند نويسنده نهفته است و قابل احترام است.

وي تصريح کرد: اما نوعي تعهد نويسندگي نيز هست که از وادي سياست به ادبيات غلتانده شده است که معنا بردار است و با ترازوي سياست سنجيده مي‌شود و با ترازوي روز نيز سنجيده مي‌شود. به بيان ديگر تعهد نويسنده را در همسويي او با خودشان تفسير مي‌کنند و نه حتي با منافع سياسي مردم هر عصر و روزگار که يک نويسنده نيز اگر اهل سياست مصادره اش براي خود نکرده باشند، به عنوان عضوي از جامعه،خود به خود متعهد به جامعه و مردم و کشور و جهانش نيز هست و اصل تعهدي که بتوان قابل قبولش دانست،همين است.