تاریخ 1390/10/17 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 2989 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 حقوق بشر چيست؟ 

حقوق بشر، حقوقي است که با تولد انسان پديدار مي شود. انسان ها بدان دليل که عظمت و شکوه دارند و در انسان بودن همه با هم مشترک اند، شايسته تکريم هستند. به اين دليل حقوق انسان ها بايد در همه جا يکسان اجرا شود و بين افراد در برخورداري از عظمت و کرامت انساني تبعيض نباشد. کرامت فطري انسان موجب شد تا افراد اجازه يابند از کرامت، آزادي و توانايي خود براي پي ريزي نوآوري هايي در حوزه هاي متعدد جامعه بهره گيرند. بر همين اساس است که دانلي يکي از محققان حوزه حقوق بشر مي گويد: حقوق مدني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، همگي از ايده کرامت ذاتي انسان ناشي مي شود.

تعريف حقوق بشر
پژوهشگران حوزه حقوق بشر، تعريف هاي گوناگوني از حقوق بشر ارائه کرده اند، ولي در نگاهي کلي مي توان گفت: حقوق بشر، آزادي ها، مصونيت ها و منافعي است که از راه ارزش هاي پذيرفته شده معاصر، تمام انسان ها بايد قادر به ادعاي آن باشند و اين حقوق بنيادين، طبيعي اند. به عبارت ديگر، همه افراد از اين نظر که انسان اند، از حداقل حقوقي برخوردارند که ربطي به کشور، مذهب، نژاد يا جنس شان ندارد. دولت ها هم در روابط بين الملل ميل دارند که اين حداقل حقوق را رعايت کنند.
روند شکل گيري حقوق بشر
پژوهش هاي تاريخي نشان مي دهد که باور به برخي از حقوق فطري و طبيعي براي بشر، از گذشته هاي بسيار دور وجود داشته است. شايد بتوان گفت از هنگامي که قدرتمندان، خودسري پيشه کردند و بر ضعيفان جامعه ظلم روا داشتند، انديشه حقوق بشر براي مقابله با ستم و بي عدالتي شکل گرفت و هدف آن تامين حداقل حقوق براي افراد جامعه بود.
به عبارت ديگر، از همين نقطه بود که حقوق بنيادين انساني همچون: حق حيات، حق کرامت، حق آموزش و پرورش، حق آزادي مسئولانه و حق برابري در برابر حقوق و قوانين پديد آمد تا نظم و آرامش را براي جامعه انساني به ارمغان آورده، حيات مطلوب انساني را تامين کند..

جنگ جهاني و پديده حقوق بشر
شايد حقوق بشر، انساني ترين پديده مدرن باشد. زماني که غرب از جنگ به ستوه آمد و خسته بر ويرانه ها زانو زد و سرنوشت غم انگيز خود را نگريست، تنها روشي که مي توانست ميثاقي براي همه انسان ها فارغ از همه تفاوت ها باشد، حقوق بشر بود. لذا غرب در آن روز نيازمند بود حقوق بشر را به مثابه روشي براي صلح و امنيت به کار گيرد. بر همين اساس در ميثاق جامعه ملل و منشور ملل متحد، توجه ويژه اي به مفهوم حقوق بشر مبذول گرديد. سرانجام اعلاميه جهاني حقوق بشر در دهم سپتامبر 1948 ميلادي از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيد. بنابراين، خرابي هاي ناشي از جنگ جهاني اول و دوم، حقوق بشر را با اهميت جلوه داده، آن را در راس برنامه هاي سازمان ملل متحد و پژوهشگران اين حوزه قرار داد.

مضمون اعلاميه حقوق بشر
حقوق دانان کشورهاي مختلف، اعلاميه حقوق بشر را پس از دو سال تدوين و به زبان هاي گوناگون ترجمه کردند. اين اعلاميه يک مقدمه و سي ماده دارد و به مجموعه اي از حقوق انساني توجه کرده که شامل حقوق مدني، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي مي شود. همچنين در مقدمه اعلاميه، بر وحدت خانواده بشري، کرامت و ارزش انسان، حقوق اساسي زن و مرد، نتايج ويرانگر بي اعتنايي به حقوق بشر  و... تاکيد شده است. در ماده يک اعلاميه به سه اصل بنيادين حقوق بشر، يعني آزادي، برابري و برادري توجه، و بر اصل عدم تبعيض پافشاري شده است. قابل يادآوري است که در کميسيون تدوين اعلاميه حقوق بشر که متشکل از هجده عضو بود، چهار کشور اسلامي ترکيه، مصر، لبنان و پاکستان نيز حضور داشتند.

مدعيان دروغين
حقوق بشر در شرايطي کاملا انساني پديدآمد و بر پايه عقلانيت بشر به بار نشست و کشورهاي مختلف با تفاوت نگرش ها آن را چون ضرورتي انکارناپذير پذيرفتند. اما امروزه غرب و آمريکا از اين پديده سو»استفاده مي کنند; به گونه اي که سازمان «سيا» در سطح بين المللي، مامور طرح هاي سري و خراب کارانه بر ضد دولت هاي مستقل جهان بوده، و سازمان  I.B.F  در داخل آمريکا مامور برخوردهاي تبعيض آميز با اقليت هاي سياه پوست و مسلمان است. اين پديده به ويژه پس از حادثه يازده سپتامبر فزوني يافته و مسلمانان در اين کشور آزار و اذيت مي شوند. بنابراين، امروزه آمريکا و غرب با همه شعارها و تبليغاتشان در دفاع از حقوق بشر، فقط مدعياني دروغين بيش نيستند. حمايت آمريکا از رژيم اشغالگر قدس و کشتار بي رحمانه مردم مظلوم فلسطين به دست صهيونيست ها، و جنايات سربازان اين کشور در عراق و افغانستان به بهانه مبارزه با تروريسم، از نمونه هاي عيني و ملموس نقض حقوق بشر به دست آمريکاست.

حقوق بشر در انديشه اسلامي
ارزش هاي اخلاقي و حمايت از کرامت انساني در فرهنگ و سنت ديني ريشه اي عميق دارد; چنان که کوشش پيامبران و پيشوايان ديني براي دفاع از حقوق اساسي و کرامت انسان بوده، و اديان الهي اين حقوق را ناشي از اراده الهي و لازمه کرامت انساني مي دانند. بر اين اساس، انديشه حقوق بشر در اسلام مبتني بر تفکر توحيدي است. بر خلاف غرب که انديشه حقوق بشر را در تفکر اومانيسم (انسان گرايي) مي داند  و همين مسئله، حقوق بشر اسلامي را از حقوق بشر غربي متمايز مي سازد. از ديدگاه اسلام، حاکميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداوند، و هدف خلقت، تکامل آدمي و توجه او به مبدا هستي است; در حالي که غرب امروزه اين اهداف را به کلي فراموش کرده است. اسلام حقوق بشر را لازمه کرامت انسان مي داند; زيرا در انديشه ديني انسان جانشين خداوند در زمين معرفي شده و از اين منظر سزاوار تکريم است.

حقوق بشر و اصول اساسي اسلام
اصولي که امروزه ارکان حقوق بشر را تشکيل مي دهند، از قبيل آزادي، برابري، برادري، صلح و امنيت، جز» اصول اساسي اسلام به شمار مي آيند.
اسلام همواره بر کرامت انسان تاکيد داشته و او را شايسته مقام خليفگي معرفي کرده است. همچنين از نظر اسلام، همه انسان ها آزاد آفريده شده اند و حق دارند آزاد زندگي کنند. اسلام با بازداشت بدون مجوز، شکنجه، آزار و هتک حرمت انسان ها مخالف است و آزادي انديشه، بيان، عقيده، تشکيل اجتماعات و... را به شرط اين که نظم و امنيت جامعه اسلامي را برهم نزند به رسميت مي شناسد. همين گونه دين اسلام بر برابري تاکيد مي ورزد; زيرا در اسلام برابري از اصل توحيد ريشه مي گيرد.
بر اين اساس، اسلام هرگونه تبعيض ناشي از تفاوت رنگ ها، زبان ها و نژادها را نفي مي کند. در دين مقدس اسلام همه انسان ها در رسيدن به قرب الهي و سعادت مساوي اند و حقوق اجتماعي يکساني دارند.

جمهوري اسلامي و حقوق بشر
جمهوري اسلامي ايران حمايت و دفاع از حقوق بشر را جز» اصول اساسي خود دانسته و در قانون اساسي بر آن تاکيد کرده است; چنان که در اصل بيستم قانون اساسي چنين آمده است: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد يکسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند». جمهوري اسلامي ايران افزون بر توجه به حقوق بشر در صحنه داخلي، از اين پديده انساني در روابط بين المللي نيز پشتيباني کرده است. جمهوري اسلامي همواره از حقوق مردم ستمديده جهان، بدون توجه به نژاد و قوم و عقيده دفاع و حمايت و بر عدالت در روابط بين المللي پافشاري کرده است. حمايت از مستضعفان و ملت هاي مظلوم و نهضت هاي آزادي بخش مانند انتفاضه فلسطين، مقاومت اسلامي لبنان و... از نشانه هاي حمايت جمهوري اسلامي از حقوق بشر در صحنه بين المللي است.  

سو» استفاده از حقوق بشر
حقوق بشر، روشي است تا انسان پاسداري شود و حرمت او محفوظ بماند. برابري و مساوات انسان ها، مهم ترين دستاوردي است که حقوق بشر بر آن سامان يافته است. اما متاسفانه در حال حاضر کشورهاي قدرتمند درصدد سو»استفاده از اين پديده انساني هستند. در شرايط حاضر نظام سياسي غرب به دنبال برتري جويي و سلطه انسان غربي بر جهان است و بر همين اساس، در زمينه حقوق بشر برخورد دوگانه از خود نشان مي دهد. امروزه ظلم، تبعيض و بي عدالتي در کشورهاي عقب مانده، از اين برخورد دوگانه غرب و به ويژه ايالات متحده امريکا سرچشمه مي گيرد.

کدام حقوق بشر؟
امروزه تنيدگي حقوق بشر با قدرت، گفتمان غربي آن را بر ديگر گفتمان ها برتري داده و جهان شمولي آن را بي اعتبار ساخته است. حقوق بشر همراه با قدرت، چنين نشان مي دهد که آنچه بيان مي کند حق است، آنچه مي انديشد حق است و آنچه مي خواهد حق است و حق اين است که ديگران اينها را حق بدانند. از سوي ديگر، در زمينه حقوق بشر همراه با قدرت، حق «وتو» پديد مي آيد. در حقوق بشر همراه با قدرت، آمريکا مجاز است بدون هماهنگي سازمان ملل به عراق حمله کند; اسرائيل مي تواند از نظارت در امان بماند; آمريکا مي تواند در گوانتانامو خارج از تمام معاهدات، با اسيران رفتار کند; فرانسه مي تواند حق زنان مسلمان و آزادي بيان آنان را ناديده بگيرد. در اينجاست که نااميدانه مي پرسيم: کدام حقوق بشر؟

حقوق بشر غربي و چالش ها
انديشه حقوق بشر در غرب، مبتني بر انديشه انسان مداري است و دفاع از منافع فرد، جز» اصول اساسي آن به شمار ميآيد. غرب با جدايي دين و اخلاق از حوزه اجتماع و سياست، انسان را همه کاره و قدرت و اراده او را بي رقيب تلقي مي کند. اما اين انديشه اکنون به اوج بحران خود رسيده و نمي تواند پاسخگوي نيازها و معضلات جامعه باشد. اکنون در جوامع غربي، کم معنا شدن مفهوم خانواده، توليد خانواده هاي مجازي، کودکان بي ريشه و گسترش ايدز، محصول آزادي جنسي و حاکم نبودن ارزش هاي اخلاقي است. بنابراين، دفاع از منافع فرد در سايه حقوق بشر و بي توجهي به منافع جمعي و اخلاق اجتماعي، غرب را به بحران انداخته است. اين موضوعات نشان مي دهد که غرب در زمينه حقوق بشر نيازمند بازنگري جدي و اساسي است.