تاریخ 1394/08/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4064 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 گفتگو با جوان موفق و فعال شهميرزادي 

خانم ستاره عسکر جوان 26 ساله‌، استاد دانشگاه و معمار اهل شهميرزاد که با سن کم خود فعاليت‌هاي زيادي در زمينه علمي‌و معماري انجام داده و الگويي موفقي براي جوانان هم سن و سال خود مي‌تواند باشد به اين منظور گفتگويي کوتاهي با اين استاد دانشگاه انجام داده‌ايم که با هم مي‌خوانيم:

لطفا بيوگرافي از خودتان شرح دهيد؟

ستاره عسکر هستم و مجرد 26سال سن دارم اهل شهميرزاد و متولد سمنان

تحصيلات؟

فوق ليسانس معماري

شغل شما چيست؟

از 23سالگي تدريس مي‌کنم در مقطع ليسانس در دانشگاه‌هاي علمي‌کاربردي آزاد و پيام نور و از دوران دانشجويي هم در شرکت‌هاي معماري کار مي‌کردم.

عمده فعاليت‌هاي شما چيست؟

علاوه بر تدريس – به موسيقي سنتور تسلط دارم. رشته ورزشي ام کاراته هست و تا کمربند قهوه‌اي پيش رفتم، ولي به خاطر ادامه تحصيل تا انتهاي آن را ادامه ندادم.

الگوي شما در زندگي چه کسي بوده؟

الگوي من در زندگي پدر مادرم هستند و من در‌يک خانواده فرهنگي بزرگ شده‌ام. مادرم هم استاد دانشگاه هستند در رشته زبان و پدرم مهندس عمران بودند اين براي من انگيزه اصلي بود که ادامه‌ي تحصيلات وظيفه اصلي من در اين شرايط خانوادگي است.

نظر شما در مورد شهميرزاد چيست؟

من اهل شهميرزاد هستم و اولين ذهنيتي که در سر داشتم پيشرفت شهرم بوده و هست. دوست دارم شهميرزاد ‌يک سري امکانات اوليه شهري را داشته باشد که متاسفانه الان از آن برخوردار نيست مثل بيمارستان و خدمات درماني و هتل و مراکز تفريحي بهتر.

اوقات فراغت خود را چگونه سپري مي‌کنيد؟

اوقات فراغت بيشتر سعي مي‌کنم ورزش را انتخاب کنم‌يا بيشتر سعي مي‌کنم به شهميرزاد و خانه پدري برويم و با ديگر افراد خانواده دور هم باشيم.

از نظر شما چگونه‌يک جوان مي‌تواند موفق باشد؟

از نظر من تنها راه موفقيت تحصيلات عاليه نيست . موفقيت مي‌تواند پيدا کردن بهترين توانايي در هر شخص باشد هر کس در رشته‌اي مي‌تواند پيشرفت کند .پس بهتر است هميشه توانايي هاي خودمون و استعدادهامان را با هم در نظر بگيريم و بعد براي رسيدن به آن تلاش کنيم.

بزرگترين هدف در زندگي شما چيست؟

بزرگترين هدف در زندگي من رسيدن به آرامش واقعي است تمام اين مراحل مي‌تواند وسيله‌اي که اين آرامش را براي من همراه داشته باشد«خواستن توانستن است»‌يک جوان بايد تمام تلاشش را بکار ببرد و با تعيين هدف.خودش بهترين راه را انتخاب کند چه ادامه تحصيل چه ادامه حرفه مناسب.

آيا قصد ادامه تحصيل داريد؟

قصد ادامه تحصيل دارم اگر شرايط مناسب باشد دوست دارم خارج از ايران مقطع دکترا را ادامه دهم.

چه صحبتي‌يا توصيه‌اي با جوانان هم سن و سال خود داريد؟

شايد امروز اين جمله من خيلي شعاري به نظر برسد. ولي اين نتيجه 10سال درس خواندن و ارتباط با افراد مختلف که تجربه کرده ام که همه تلاش مي‌کنيم و سعي داريم کيفيت زندگي خودمان را بهتر کنيم اما اگر کمي‌هر کس توقع خودش را کمتر کند، رسيدن به آن کيفيت مطلوب زندگي با توقع متناسب زندگي را به بهشتي زيباتر براي ما تبديل مي‌کند.

نظر شما در مورد روزنامه پيام؟

روزنامه پيام روزنامه‌اي آزاد انديشي است که هدف محلي و استاني بودن خود را رعايت کرده و اميدوارم در اين زمينه توسعه بهتري داشته باشد اين ديدي است که در اين چند سال بنده از اين روزنامه داشته‌ام.

س معلميان


 جملاتي در باره ازدواج (خوب و بدش را خودتان قضاوت كنيد)  

ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کساني که داخل شهرند سعي دارند از آن خارج شوند و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند ! فرانکلين

زندگي زناشويي مثل تئاتر است: مردم صحن? زيبا و آراسته آن را مي‌بينند؛ درحالي که زن و شوهر با پشت صحن? درهم ريخته و پر ماجراي آن سر و کار دارند. فرانسيس بيکن

تا قبل از ازدواج فقط مرگ مي‌تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند؛ اما بعد از ازدواج تقريبا ً هرچيزي مي‌تواند سبب جدايي آنان شود ! سامرست موام

ازدواج با‌يک مرد مثل خريدن کالايي است که مدتها مشتاقانه از پشت ويترين تماشايش کرده ايد؛ اما وقتي به خانه مي‌رسيد از خريدنش پشيمان مي‌شويد ..! جين کر

ازدواج براي کساني که تصور مي‌کنند صبح روز بعد از آن، آدم ديگري مي‌شوند موضوعي نا اميد کننده است. اموئل راجرز

مجردان بيشتر از متاهلين درباره زنان اطلاع دارند، چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج مي‌کردند! اچ.ال.منکن

مرد با ازدواج روي گذشته اش خط مي‌کشد، ولي زن بايد روي آينده خود خط بکشد. سينکلر لوييس

قبل از ازدواج؛ مرد قبل از خواب به حرف هايي مي‌انديشد که شما گفته ايد، اما بعد از ازدواج؛ مرد قبل از اين که شما حرف بزنيد به خواب مي‌رود! هلن رولان

هيچ گاه ازدواج نکردم چون سه حيوان خانگي داشتم که دقيقا نقش‌يک شوهر را به تناوب برايم ايفا مي‌کردند.‌يک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر مي‌کرد.‌يک طوطي داشتم که تمام بعداز ظهر بد و بيراه مي‌گفت و‌يک گربه که هميشه دم دمهاي صبح به خانه بازمي‌گشت! ماري کورلي.

اگر مي‌خواهي براي‌يک روز معذب باشي مهمان دعوت کن. اگر مي‌خواهي‌يک سال عذاب بکشي پرنده نگه دار و اگر مي‌خواهي مادام العمر در عذاب باشي ازدواج کن! ضرب المثل چيني

براي ازدواج کردن لحظه‌اي درنگ نکنيد! اگر زن خوبي نصيبتان شود، خوشبخت مي‌گرديد .. و اگر زن بدي گيرتان آمد مثل من فيلسوف مي‌شويد!! سقراط


 تغيير عادت منفي به مثبت  

در آمريكا در انبار كالايي، كارگر بي سوادي كار مي كرد. او موظف بود تعداد كالاي داخل هر گوني را شمارش كرده و درصورت صحيح بودن مقدار آن، روي گوني بنويسد* All Correct* و چون اين كاگر بي سواد بود و طرز نوشتن اين كلمه را بلد نبود با استفاده از صداي اول كلمه ها، علامتي روي گوني ها مي گذاشت به اين صورت كه به جاي* All * از * O * و به جاي * Correct * از * K * استفاده مي‌كرد و به جاي كلمه ي* All Correct* روي گوني ها مي نوشت * O.K * استفاده از كلمه ي * O.K * به تدريج همه گير شده و امروزه مردم سراسر دنيا، اين اصطلاح را به خوبي مي شناسند و به كار مي برند.كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي مواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم. فكر مي كنيد چرا حضرت محمد مي فرمايند: *فرزندان خود را به نام هاي نيك خطاب كنيد.*

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (روي خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نيروي مثبت و سازنده به افراد هديه مي دهيم.

مثال:

به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم: خيلي راحت نبود

به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم: خدا قوت

به جاي دستت درد نكنه؛ بگوييم: ممنون از محبتت- سلامت باشي

به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم: از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد

به جاي گرفتارم؛ بگوييم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جاي دروغ نگو؛ بگوييم: راست مي گي؟ راستي؟

به جاي خدا بد نده؛ بگوييم: خدا سلامتي بده

به جاي قابل نداره؛ بگوييم: هديه براي شما

به جاي شكست خورده؛ بگوييم: با تجربه

به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم: مگه مسئله اي داري؟

به جاي فقير هستم؛‌ بگوييم: ثروت كمي دارم

به جاي بد نيستم؛ بگوييم:‌ خوب هستم

به جاي بدرد من نمي‌خورد؛ بگوييم: مناسب من نيست

به جاي مشكل دارم؛ بگوييم: مسئله دارم

به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم: خيلي راحت نبود

به جاي فراموش نكني؛ بگوييم: يادت باشه

به جاي داد نزن؛‌بگوييم: آرام باش

به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌بگوييم:‌من سالم و با نشاط هستم

به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم: شما را در شادي ها ببينم


 ديدگاه
 ازدواج، درک درست مي‌خواهد 

آمار طلاق در کشور بالا رفته، مسئولان هشدار مي‌دهند سونامي‌يا زلزله طلاق در راه است. مسئولان بعضي وقت‌ها از محرمانه بودن آمار در اين حوزه دم مي‌زنند و گاهي نيز اعتراف مي‌کنند در هر ساعت 16به طور ميانگين زوج از‌يکديگر جدا مي‌شوند.

همه اين آمار و اظهار نظر‌ها درست است، اما نکته اينجاست که مي‌توان مانع اين معضل اجتماعي شد، زيرا بسياري از طلاق‌هايي که اين روزها در دفترخانه‌هاي کشور ثبت مي‌شود، دليل واضحي دارد که مسئولان آن طور که بايد و شايد تاکنون آن‌را جدي نگرفته‌يا دست‌کم براي حل آن برنامه‌اي نداشته‌اند. کارشناسان و مسئولان آن‌قدر در پژوهش و آمارهاي به دست آمده در اين حوزه غرق شده‌اند که‌يادشان رفته آمارها ارائه مي‌شود تا به کمک آنها بتوان مشکلات را شناخت و براي رفع آنها برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري کرد. براي نمونه‌يکي از مشکلاتي که امروزه همه سعي در رفع آن دارند، کاستن از آمار طلاق است. اين مشکل دلايل زيادي دارد، اما با فرهنگ سازي و آموزش بموقع مي‌توان تا حد زيادي مانع آن شد، مثلا اگر اين روزها از زوج‌هاي جواني که تصميم به ازدواج مي‌گيرند بپرسيد هدف آنها از ازدواج چيست،‌يا چه برنامه‌اي براي آينده خود دارند، عده کمي‌مي‌توانند پاسخ قانع‌کننده‌اي بدهند. متاسفانه خيلي از آنها درک درستي از ازدواج ندارند و تصور مي‌کنند زندگي مشترک‌يعني زندگي کردن زير‌يک سقف، بچه‌دار شدن و در نهايت رفع نيازهاي دو طرف. نتيجه اين درک نادرست سبب شده که بسياري از زوج‌هاي جوان در خوشبينانه‌ترين حالت در پنج ساله اول زندگي خود به بن‌بست رسيده و درخواست جدايي دهند‌يا اين‌که آنقدر از‌يکديگر دور شوند که زندگي مشترکشان به طلاق عاطفي ختم شود. اين افراد آموزش نديده‌اند که ازدواج فراتر از زندگي کردن دو نفر زير‌يک سقف است و اين پيوند بايد بستري را فراهم کند که در نهايت منجر به تغيير مثبت آنها شود‌يا براي داشتن زندگي موفق بايد علاوه بر زمان حال برنامه‌اي هم براي آينده زندگي مشترک داشت. به همين دليل چنين زوج‌هايي با بروز کوچک‌ترين مشکلات مانند مشکل اقتصادي‌يا اختلاف‌نظر، تنها راه خلاصي را در جدايي از‌يکديگر مي‌بينند. البته بايد تاکيد کرد دراين ميان فقط جوانان مقصر نيستند، زيرا اين مسئولان هستند که بايد با فرهنگ‌سازي در خانواده‌ها‌يا حداقل اضافه کردن اين موضوعات به کتاب‌هاي درسي مانند تنظيم خانواده و آموزش هاي لازم سبب شوند که جوانان ديد بازتري نسبت به ازدواج پيدا کرده و با تصميم‌هاي احساسي و نادرست خود هزينه‌هاي زيادي را به خود، خانواده و جامعه تحميل نکنند و بيش از اين شاهد آمار طلاق در جامعه نباشيم.

معلميان


 درد دل‌ يک جوان
 همسر خود فرد مي‌شيد ‌يا موقعيتش؟ 

متاسفانه من خيلي مواقع مي‌بينم، پسري خوب و مومن و چي و چي، وقتي ميره خواستگاري به خاطر نداشتن کار و‌يا خانه و درآمد، جواب رد مي‌شنوه و‌يا اصلا به خاطر اين چيزها اصلا جرات خواستگاري رفتن نداره!

از اون بدتر، خانواده‌ي‌يک دختر، پسري رو در زمان دانشجويي رد مي‌کنن، ولي اگر پسر درسش تمام شد و کار پيدا کرد و وضع ماليش خوب شد قبولش مي‌کنن!

اينجا‌يک سوال اساسي براي پسر پيش مياد! شما همسر من مي‌شيد‌يا همسر موقعيت من؟!

پسر با خودش ميگه من زماني که بسيار احساس تنهايي ميکردم و به‌يک همراه نياز داشتم، هيچکس حاضر نشد کنارم باشه، ولي الان که‌ يک کمي‌وضع ماليم خوب شده، همون دخترها همه حاضرن زن من بشن! واقعا اين چه معني ميده؟

من که وقتي بهش فکر ميکنم اعصابم خورد ميشه و اصلا از ازدواج کردن بدم مياد! حتي از همسر آيندم(که چنين طرز فکري داره احتمالا) متنفر ميشم! حس خيلي بدي هستش!

واقعا شما دخترها زن خود فرد ميشيد‌يا زن موقيعتش؟

واقعا شما دخترها چرا زن‌يک دانشجوي مومن و با اخلاق نميشيد، اما زن‌يک مردي که کار داره، خانه داره و پول داره ميشيد حتي اگر مثل اولي مومن و با اخلاق هم نباشه!

واقعا داره بدم مياد از ازدواج!

چون اون جوان دانشجو هم بالاخره درسش تمام ميشه و کار پيدا مي‌کنه و وضعش هم خوب ميشه و مال و زندگيشم‌يقينا سالم و پر برکت ميشه ولي چرا اون زمان که دانشجو هست، اون زمان که هنوز پولي نداره، چرا حاضر نيستيد زنش بشيد؟ چرا حاضر نيستيد چند سال عقد باشيد تا درسش تموم بشه و کار پيدا کنه؟

چرا حاضر نيستيد چند سال اول‌يک کمي‌ سختي بکشيد اما با همديگه در ساختن اين زندگي مشارکت کنيد و اون پسر بيچاره هم اين همه سال تنهايي و رنج نکشه؟

واقعا شما دخترا چه موجوداتي هستيد!

چرا وقتي وضعمون خوب شد بايد بيايم با شما راحت طلب هاي هلو برو تو گلو ازدواج کنيم؟؟؟...

اينقدر دعا و آه و ناله هم نکنيد .... شماها خودتون اين وضع رو براي خودتون درست کرديد و بيخودي‌يقيه‌ي خدا رو نگيريد!

سرويس جوانان