تاریخ 1394/02/27 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3922 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 آسيب شناسي عوامل تخريب زبان کهن سنگسري 
نويسنده : حميد رنجبريان

زبان سنگسري قدمتي ديرينه‌تر داشته و از مسير پهلوي اشکاني به دوره باستان و زبان اوستايي مي‌رسد. در زبان سنگسري واژه‌هاي بسياري وجود دارد که با واژه‌هاي اوستايي همانند بوده و به خصوص حالات زن و مرديِ صرف فعل را حفظ کرده که سنتي اوستايي است.

به هر حال زبان سنگسري گرچه از نظر صرف افعال، وسعت فارسي باستان را ندارد اما مانند فارسي ميانه کاملاً خالي از آنها نيست و به عبارت ديگر فاصله‌ي موجوددربين زبان فارسي باستان و فارسي ميانه را پرمي‌نمايد.

حميد مستخدمين حسيني پژوهشگر اجتماعي در خصوص ضرورت مطالعه زبان‌هاي محلي گفت: همانگونه که مي‌دانيم زبان‌ها و گويش‌هاي محلي داراي کارکردهاي بسياري مي‌باشند و به عنوان بخشي از فرهنگ و هويت آن جامعه محسوب مي‌گردند و منعکس کننده سنت‌ها؛ آداب رسوم و باورهاي يک قوم از يک سو و از سوي ديگر وسيله و محملي براي انتقال ارزش‌ها و باورها يک قوم مي‌باشند و به همين دليل است که با مطالعه زبان‌هاي محلي مي‌توان گذشته‌هاي پنهان يک قوم را هويدا نمود.

اين پژوهشگر اجتماعي از دغدغه‌ها و نگراني‌ها نيز سخن گفته و افزودند: زبان‌هاي محلي به عنوان يک موجود زنده در يک پروسه زماني تحت تاثير مقتضيات جغرافياي زماني و مکاني دچار تحول و دستخوش تغيير مي‌گردند که اين تغيير و تحول امري لازم و ضروري است چنان‌که با ظهور تکنولوژي‌هاي جديد واژه‌هاي جديدي در زبان متولد مي‌شود و به همان نسبت نيز بسياري از واژه‌ها کارکرد خود را از دست مي‌دهند اما آنچه موجب نگراني است به وجود آمدن پديده مرگ زبان (language death) مي‌باشد و آن هنگامي‌ رخ مي‌دهد که مردم دست از زبان بومي ‌خود برداشته و به زبان ديگري که زباني مسلط‌تر مي‌باشد، سخن بگويند که اين امر در درازمدت موجب از بين رفتن آن زبان و گويش مي‌شود چنانکه امروزه شاهديم بسياري از گويش‌هاي روستاها و شهرهاي کوچک به نفع زبان فارسي دستخوش تغيير و تحول بنيادي گرديده و در بسياري موارد موجب مرگ آن شده است و گواه اين مدعا وجود برگه امتحاني متعلق به 70 سال پيش يکي از دانش آموزان سنگسري است (تصوير شماره 1) که عملا براي بسياري خواندن و فهم آن بسيار بسيار دشوار مي‌باشد. حميد مستخدمين حسيني در خصوص نقش مادران در بقاي زبان افزود: در بسياري از موارد زماني که از زبان محلي صحبت مي‌کنيم گاهي از مترادف آن «زبان مادري» نام مي‌بريم و اينجاست که نقش و اهميت پررنگ مادران در آموزش زبان‌هاي بومي‌و محلي و انتقال آن به کودکان و به وجود آوردن پديده‌اي به نام حفظ و بقاي زبان (language maintanious) روشن مي‌گردد و اين حرکت عظيم انجام نمي‌پذيرد مگر با خواست عمومي‌و يکدلانه کل يک قوم که بخواهند زبان مادري خويش را حفظ کنند و پيشقراول اين نهضت عظيم نيز جز مادران نمي‌توانند باشند.

دکتر محمد نوبخت محقق فرهنگ و زبان‌هاي باستان اين چنين مي‌گويد: امروزه طنين دلنشين زبان‏ها و گويش‏هاي ايراني را در جاي‏جاي ايران‏زمين مي‏توان شنيد. قرن‏هاست که مادران پاک‏نهاد اين مرز و بوم واژه‏ها، حکايت‏ها، ضرب‌المثل‏ها و ترانه‏هاي اصيل ايراني را در قالب گويش‏هايي چون آشتياني، آمُره‏اي، ابيانه‏اي، اردستاني، افتري، انارکي، الويري، باد رودي، بختياري، بَشاگِردي، بلوچي، بيابانکي، سُرخه‏اي، سمناني، سنگسري، لاسگِردي، لري، لکي، مازندراني در گوش فرزندان دلبند خود زمزمه مي‏کنند.

زبان در گستره زمان و در گهواره اعصار، زاده مي‌شود و مي‌ميرد. مردمان در مسير تکامل و تحول خود، آواهايي را براي برقراري ارتباط با يکديگر و انتقال مفاهيم ابداع کرده، به تدريج آن را پرورانده و به يک گويش (لهجه) يا در فرم کامل‌تر به يک زبان تبديل مي‌کنند. اين زبان، بر اساس نوع زندگي مَردُمش، مي‌بالد و نشر مي‌يابد و رسالتش در يک کلمه، انتقال مفهوم و اطلاعات از فردي به فرد ديگر است. اين مهمترين و شايد تنها رسالت هر زباني‌ است. مادامي‌که زبان بتواند ارتباط بين مردمانش را حفظ کند، باقي مانده، با زبان‌هاي ديگر در هم مي‌آميزد، زبان نويي مي‌زايد و در نهايت ممکن است در اثر عوامل مختلف بميرد.

محقق فرهنگ و زبان‌هاي باستان در خصوص دلايل تغييرات زبان مي‌گويد: تغييرات هر زبان از يک سو وابسته به اقليم، نوع ساز و کار و پيشه مردمان گويش‌وَرِ آن دارد و از سوي ديگر متأثر از زبان‌هاي هم‌خانواده و هم‌ريشه سرزمين‌هاي اطراف خود است. اين دو مؤلفه خواهي نخواهي هر زباني را دستخوش تغيير کرده از صورت اوليه خود خارج مي‌کنند. حال بر اين دو پديده‌ي تدريجي، سه اهرم ديگر، يعني يورش زبان قوم غالب (به خصوص در اعصار گذشته)، تسلط زبان رسمي‌حکومت مرکزي از طريق امور ديواني و نظام آموزشي و نهايتاً مهاجرت و ارتباطات مردمي‌را نيز بايد افزود. اين پنج عامل اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي تغيير هر زبان در دوره‌هاي تاريخي بوده‌اند که يا موجب بالندگي زبان و يا سبب مرگ آن شده‌اند. بايد بگويم، ما امروز ميراث‌دار يکي از معدود زبانهايي هستيم که از دوره باستان تا به امروز با کمترين تحريف و اختلاطي باقي مانده و مي‌تواند زبان‌شناسان را در کشف سير تحول زباني ياري دهد.

محقق فرهنگ و زبان‌هاي باستان در خصوص عوامل آسيب‌رسان به زبان سنگسري در ادامه مي‌افزايد: نگاه آتاتُرکي به زبان مادري «آتا تُرک» را پدر ترکيه نوين خوانده‌اند و بسيار از ترکان ترکيه او را به واسطه انديشه‌هاي مُتَرقيانه‌اش ستايش مي‌کنند. آنگونه که رضا خان نيز از او و رفتارهايش تأثير فراوان گرفت. اما اتا ترک با ناداني گمان بُرد که عامل پيشرفت و تجدد اروپاييان ناشي از خط و الفبا و پوشاک و رفتارهاي آنهاست. از اين رو خط الفبايي اسلامي‌(ايراني ـ عربي) را حذف و علائم لاتين را جايگزين آن نمود. بدون اينکه زبان را تغيير دهد. از آن پس ترکان در نگارش، روشي جعلي را به کار مي‌بردند که به طعنه و تمسخر «ترکيليش» (زبان ترکي با الفباي انگليسي) ناميده مي‌شد.حال، آنچه که در رويکرد فرهنگي به «نگاه آتاترکي» موسوم شده عبارت است از رفتارهاي نامعقولانه در حذف سنت‌هاي بومي‌و تقليد کورکورانه از منابع غير هم‌سنخ با هدف رسيدن به تجدد و پيشرفت.

گَرتِه‌برداري ترجمه‌اي از زبان فارسي به زبان سنگسري:يکي از آسيبهاي جدي که به خصوص در چند سال اخير به شدت و وفور زياد دامنگير اين زبان شده است ترجمه تحت‌الفظي ترکيبات و اصطلاحاتي است که دقيقاً مترادف سنگسري داشته و تنها به واسطه تأثير زبان فارسي بر مردم سنگسر، ساخته شده‌اند. اين تأثير يا از جانب سنگسري‌هاي مهاجر بر زبان اِعمال شده و يا نتيجه تکلم فارسي والدين با فرزندانشان در خانه بوده است.

مهاجرت: يکي از اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي تغيير دهنده زبان، مهاجرت گويش‌وران است.

رويکرد شهري، نابودي زندگي شباني و فراموشي زبان ايل: ترديدي نيست که نوع و اقليم زندگي، يک از مهمترين زيرساخت‌هاي هر زباني است. آنچنان که از روي نام افراد، نام محل زندگي و همچنين کلمات و اصطلاحات رايج در بين يک قوم در يک بُرهه از زمان، مي‌توان به نوع زندگي، باورهاي آنها و حتي دين آنها پي برد.

ورود ادبيات ديواني – اداري، محصولات مصرفي و تبليغات رسانه‌اي: با ورود به عصر مدرنيته و انفجار ارتباطات، اتفاق قهري ديگر رخ مي‌دهد که باز هم از آن گزير و گريزي نيست و آن تلفيق ادبيات ديواني –اداري بازبان‌هاي محلي است که در کنار نام محصولات تجاري جديد و عموماً وارداتي، باعث تزريق واژگان جديد و خلق‌الساعه به زبان‌هاي محلي مي‌شود. چاره‌اي هم از آن نيست. درها را نمي‌شود بر پيشرفت بست. اين اتفاق در همه تاريخ و در همه‌جاي دنيا رخ داده و مي‌دهد. وقتي ال.سي.دي جزء ملزومات هر خانه‌اي مي‌شود، وقتي ماکروفر، کامپيوتر، پرينتر و لب‌تاپ مي‌شود همنشين خانه و اداره، ناگزير نام‌هاي خود را هرچند نامتجانس و نا‌هم‌ريشه، به خورد زبان محلي خواهند داد.

جاي خالي عزم بومي‌و همت ملي در حفظ زبان: سُوگمَندانه يکي از مهمترين آسيب‌هاي تهديد‌کننده زبان سنگسري، فقدان عزم بومي‌براي حفظ زبان و نبود حمايت دولتي در اشاعه آن است. کم‌‌فروغي شاعران بومي: شعر مهمترين و اصلي‌ترين اهرم زنده نگه‌داشتن هر زباني است. آنچنان مهم که فردوسي بزرگ نيز بر نقش شعر در حفظ زبان اذعان داشته و مي‌سرايد که:«عجم زنده کردم بدين پارسي». جاي شکي نيست که اگر شاهنامه به نثر نگاشته مي‌شد هرگز چنين تأثير شگرفي بر زبان فارسي نمي‌داشت و شايد همچون ساير شاهنامه‌هاي دوره غزنوي فراموش مي‌گشت. اين اتفاق نه فقط براي شاهنامه، که براي ديوان‌هاي سعدي و حافظ و نظامي‌و…نيزرخ داده و آنها را در پيچ و تاب خرد‌کننده روزگار حفظ نموده است و چرا؟ چون شعر زبان مردم است. شيريني کلام سخنوران است. مايه و منشاء لطيفه و ضرب‌المثل و ذکر است. شعر گرم کننده محافل و تشويق کننده موسيقي‌دانان است. جاي خالي موسيقي بومي‌: اما آنچه دوشادوش شعر موجبات بقاي يک زبان را مهيا مي‌سازد چيزي نيست جز موسيقي. شايد يکي از مهمترين و اصلي‌ترين مشتريان شعر، موسيقي است. اگرچه شعر خود به تنهايي موجبات حفظ يک زبان را فراهم مي‌آورد، اما وقتي در قالب ترانه و موسيقي مي‌نشيند جان دوباره يافته و رواج بيشتري مي‌يابد. مي‌شود زمزمه مردم کوچه و بازار. مي‌شود درد دل عشاق و وصف حال دلهاي شکسته. مي‌شود مايه وفاق ملي و سرود قهرماني. مي‌شود گرم کننده محافل و مجالس. اينگونه است که موسيقي به طور غيرمستقيم و با رنگ لعاب شعر موجبات بقاي يک زبان را مهيا مي‌سازد.

انقطاع نسل‌ها؛ جدايي زبان‌دان - زبان‌آموز: از جمله آسيب‌هاي متوجه زبان سنگسري، پديده انقطاع نسل‌هاي پير و جوان است. به بيان ديگر عدم ارتباط عميق خانوادگي، شب نشيني‌هاي سنتي و جشن‌هاي بومي‌موجب انفصال طبقه زبان‌آموز از طبقه زبان‌دان شده است. اين انقطاع مي‌تواند بين نسل جد و نوه و حتي والدين و فرزند رخ دهد.

ناصر صباغيان کارشناس ارشد آموزش زبان فارسي در خصوص زبان سنگسري مي‌گويد: يکي از ظرفيت‌هاي معنوي رشد مهديشهر وجود زبان باستاني سنگسري است. اين زبان با ويژگي‌هاي منحصر به فردش توجّهي بسياري از پژوهشگران داخلي نظير دکتر ستوده، علي اشرف صادقي، جابر عناصري و... همچنين محقّقين خارجي همچون روديگر اشميت، ويند فوهر، ارانسکي و... رابه خود جلب نموده است. اين زبان حتماً شايستگي آن را داشته است که اين محقّقين براي آن وقت گرانبهاي خويش را صرف کنند. پس اکنون وظيفه‌ي تمامي‌گويندگان زبان سنگسري است که اين ميراث گرانبها را حفظ کنند و در رشد وگسترش آن با جان و دل بکوشند. اکنون در تمامي‌ کشور سعي بر آن است که زبان‌ها و گويش‌هاي محلّي حفظ گردند و بر اين اساس طرح‌ها و لايحه‌هايي نيز مصوّب گرديده است از جمله گنجاندن دو واحد درسي اختياري در تمامي‌ رشته‌هاي دانشگاهي با نام «زبان يا گويش محلّي» که بر همين هدف پي ريزي شده است.

ناصر صباغيان نظر کارشناسانه‌اي از ارتباط زبان و پيشرفت شهرستان داشته و افزودند: بعد از ارتقاي مهديشهر از بخش به شهرستان؛ زمينه جهت پيشرفت روز افزون اين شهرستان فراهم گرديده است. اين شهرستان داراي ظرفيّت‌هاي بالقوّه‌ي فراواني همچون قابليّت‌هاي علمي- پژوهشي، صنايع، معادن، تجارت، جاذبه‌هاي طبيعي، گردشکري و ميراث فرهنگي ، صنايع دستي ودر نهايت ميراث معنوي گرانبهايي بانام زبان سنگسري است. با استفاده از اين ظرفيت‌ها مي‌توان شهرستاني در خور نام صاحب امر حضرت مهدي (عج) ساخت که شهره‌ي خاص وعام باشد تا نه تنها چون نگيني در استان و در کشور بلکه در جهان بدرخشد به اين شرط که همگي باعزم راسخ وبدون چشم داشت مادي از اين ظرفيت‌ها به نحو احسن استفاده نماييم وازسختي‌ها و مشکلات نهراسيم ودست در دست هم دهيم و شهري نمونه در خور نام صاحب اصلي‌اش، مهدي (عج)، بسازيم.

کارشناس ارشد آموزش زبان فارسي در خصوص برخي عوامل تهديدي زبان سنگسري اين موارد را برشمرد:

• سيطره ي روزافزون زبان فارسي معيار و تأثير بدون انکار آن بر مواد درسي در تمامي ‌سطوح آموزشي از دبستان گرفته تا دانشگاه.
• غيبت تقريباً مطلق زبان‌هاي بومي‌ در برنامه‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي گروهي.
• مهاجرت و پيامد‌هاي ناشي از آن.
• کاهش شديد ضرورت و کاربري زبان سنگسري در تعاملات و ارتباطات اجتماعي.
• فراموشي بسياري از جلوه‌هاي فرهنگي مردم در طول تاريخ.
• مجاورت و آميزش با زبان‌هاي ديگر.

ايشان از دغدغه خود در نابودي زبان سنگسري سخن گفته و راهکارهايي ارائه دادند و افزودند: اين زبان امروزه سخت در معرض خطر زوال، فراموشي و انقراض قرار گرفته است. با دريغ و افسوس بايد گفت؛ الآن در بسياري از مناطق ايران، با گسترش روزافزون شهرنشيني وقتي سالخوردگان مي‌ميرند، بسياري از آداب و رسوم فرهنگ‌هاي غني محلّي وکلاً زبان ، رو به نابودي خواهند بود تا زمان باقي است بايد از اين سرمايه‌ها بهترين سود را ببريم.

براي گسترش اين زبان مي‌توانيم از قابليّت‌هاي گوناگون استفاده بگيريم و راه‌هاي گسترش آن را هموار سازيم.

1- ظرفيّت توسعه‌ي زبان سنگسري با استفاده از عامل «آموزش رسمي»
2- ظرفيّت گزينش و گسترش واژگان زبان سنگسري در رفع کمبود‌هاي واژگاني زبان فارسي معيار
3- ظرفيّت توسعه زبان‌ورزي در جامعه‌ي زباني سنگسري

حال به نظر مي‌رسد موثرين فرهنگي در شهرستان مهديشهر و گروه‌هاي مردم نهاد بايد ضمن احترام به نظرات نخبگان زبان شناسي سعي در تدوين راهکار عملي در بقاي اين زبان باستاني گام موثري برداشته و در شناسايي شاخصه‌هاي مهم فرهنگ اصيل سنگسري تلاش مجدانه‌اي داشته باشند.


 همايش تجليل از امدادگران در مهديشهر برگزار شد 

سرويس خبر:

همزمان با هفته هلال احمر و به پاس تلاشهاي صادقانه و شبانه روزي امدادگران در همايشي با حضور مديرعامل هلال احمر استان و فرماندار و مسئولين شهرستان مهديشهر که در فرمانداري مهديشهربرگزار شد از اين عزيزان تجليل بعمل آمد.

به گزارش روابط عمومي جمعيت هلال احمر استان سمنان، حسن شکراللهي مديرعامل استان ضمن تبريک هفته هلال احمر به همه اعضا و کارکنان هلال احمر استان گفت: شما امدادگران در صف اول حوادث و امدادرساني به مردم حادثه ديده هستيد و اگر هلال احمر در ميان مردم جايگاهي دارد به واسطه زحمات بي شائبه شماست.

وي افزود: امروز مردم با ديدن لباس هلال احمر بر تن امدادگران احساس آرامش مي کنند و اين مهم جز در سايه توکل به خدا و اخلاق نيکو و يادگيري فنون روز امداد و نجات دنيا ميسر نيست.

همچنين در اين مراسم قنبري فرماندار شهرستان مهديشهر با ابراز رضايت مردم و مسئولين از تلاشهاي هلال احمر گفت: ما در طول سال شاهد زحمات امدادگران هلال احمريم مخصوصا در زمستان که هميشه شاهد برف و کولاک هستيم و يا در تابستان با توجه به کوهستاني بودن شهرستان شاهد مفقود يا گرفتار شدن مردم در کوه‌هاي اطراف شهرستان ميباشيم ولي با حضور امدادگران هلال احمر احساس نگراني در زمينه امدادرساني به کسانيکه گرفتار ميشوند نميکنيم.

در پايان مراسم از امدادگران با اهداي لوح تقدير و هدايايي تقدير بعمل آمد.