تاریخ 1393/11/27 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3859 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 راز داري و تاثير آن بر سلامت خانواده وجامعه  

هر انساني در زندگي فردي و اجتماعي خويش، خواه ناخواه اسرار مگو دارد که بايستي در نگه داري آن کوشا باشد. برخي از اين اسرار مربوط به خودش و برخي مربوط به خانواده يا جامعه اوست.

رازداري بر دو گونه است: يکي، راز ديگران را نگاه داشتن و ديگري، اسرار خود را پوشيدن و آشکار نکردن. کسي که نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمي‌تواند اسرار ديگران را نيز حفظ کند.

رازداري يکي از ويژگي‌هاي مثبت انسان‌هاست که نه تنها در زندگي فردي و شخصي مي‌تواند به آنها کمک کند که حتي براي داشتن يک زندگي اجتماعي موفق هم موثر خواهد بود. کسي که مي‌داند و مي‌تواند راز ديگران را پيش خودش نگه دارد و با شخص ديگري در آن باره صحبت نمي‌کند، مسلما به عنوان فردي قابل اعتماد شناخته مي‌شود و ديگران بيش از پيش به او روي مي‌آورند.

البته بايد بدانيم چه حرفي راز به حساب مي‌آيد و بايد مخفي نگه داشته شود و چه حرفي راز نيست و مخفي نگه داشتنش مهم نيست. همين طور بايد بدانيم چه زماني رازي مي‌تواند فاش شود و چه رازي را تا ابد بايد مخفي نگه داريم؟!

خيلي‌ وقت‌ها فکر مي‌کنيم اگر کسي رازي را به ما مي‌گويد، بايد آن را تا ابد حفظ کنيم و درباره آن با کسي حرفي نزنيم، ولي گاهي همين رازداري‌ها مي‌تواند مشکلاتي را به وجود آورد که به نفع هيچ‌کس نيست؛ مانند دوستاني که رازدار يکديگر هستند و هيچ‌وقت حاضر نمي‌شوند با خانواده دوستشان درباره مشکلاتي که براي فرد پيش آمده، صحبت کنند يا آنهايي که زندگي مخفيانه دوستشان را از خانواده همسرش مخفي نگه مي‌دارند يا خيلي‌هاي ديگر که مخفي‌کاري و دروغ‌گويي را با رازداري و صداقت اشتباه گرفته‌اند.

پس يادمان باشد، رازداري از ويژگي‌هاي مثبت شخصيتي است، ولي بايد بموقع و براساس عقل و منطق از آن استفاده شود؛ نه رازداري‌هايي که بيشتر به معناي پنهان‌کاري و فريب ديگران است.

چرا بعضي در هيچ شرايطي و به هيچ قيمتي، راز ديگران را فاش نمي‌کنند؟ چه چيزي باعث مي‌شود حرف ديگران را پيش خودشان نگه دارند و به بقيه مردم چيزي درباره آن نگويند؟ شايد اين پرسش براي بسياري مطرح شود و نتوانند جواب قانع کننده‌اي برايش پيدا کنند، اما متخصصان دلايل متفاوتي را در اين باره بيان مي‌کنند؛ مواردي که افراد را ترغيب مي‌کند، رازدار باشند و راز مردم را افشا نکنند.

يکي از مهم‌ترين دلايل حفظ راز، پايبندي به مسائل و موضوعات اخلاقي است و اين‌که آنها افشاي راز را کاري خلاف اخلاق مي‌دانند. همچنين بسياري ممکن است از ترس عواقب افشاي راز، آن را فاش نکنند و هيچ‌وقت درباره آنچه شنيده‌اند، صحبتي به ميان نياورند.

آنها نگران نظر مردم و همچنين نظر خود فرد گوينده راز، نسبت به خودشان مي‌شوند و دوست ندارند قضاوت نادرستي درباره آنها وجود داشته باشد. به همين دليل سعي مي‌‌کنند، راز را پيش خودشان نگه دارند و درباره آن صحبتي نکنند.

از طرفي، رازداري باعث رشد شخصيت و احساس استقلال فرد نيز خواهد شد و به او انگيزه بيشتري براي حفظ رازها مي‌دهد. ديگران هم اعتماد بيشتري نسبت به او خواهند داشت و در نتيجه دوستان بيشتري پيدا خواهد کرد.

بنابراين طبيعي است براي داشتن رضايت و همين‌طور لذت‌بردن بيشتر از زندگي و روابط دوستانه، افراد بخواهند رازداري را در وجودشان پرورش دهند و آن را تقويت کنند.

چرا رازها افشا مي‌شود؟ اگر رازداري خوب است، اگر صفتي پسنديده به حساب مي‌آيد و اگر همه انسان‌ها دوست دارند با انسان‌هاي رازدار معاشرت کنند، پس چرا خيليها‌ نمي‌توانند راز ديگران را پيش خودشان حفظ کنند و خيلي راحت آن را فاش مي‌کنند؟

بعضي‌ شايد علت اين کار را ندانند، ولي خواسته يا ناخواسته، راز افراد را به ديگران مي‌‌گويند و نمي‌توانند در حفظ رازها موفق باشند. برخي هم اينقدر اين کار را تکرار کرده‌اند که ديگر برايشان به يک عادت تبديل شده و اصلا به فکر برطرف کردنش هم نيستند.

گاهي افراد اينقدر به يکديگر اعتماد دارند و به دوستي‌هايشان مطمئن هستند که فکر مي‌کنند هيچ رازي ميان آنها وجود ندارد. براي همين ممکن است راز ديگران را هم خيلي راحت مطرح کنند و درباره آن با يکديگر حرف بزنند. در صورتي که حتي ميان دوستان صميمي‌و اعضاي خانواده هم بايد حريم رازها را مشخص و حفظ کرد.

نکته مهم اين است که رازهاي مردم به هيچ بهانه‌اي نبايد موضوع صحبت‌هاي دسته‌جمعي دوستان و آشنايان باشد و به همين دليل، توصيه مي‌شود هر حرفي را قبل از اين‌که مطرح کنيم، بسنجيم و درباره‌اش بينديشيم؛ چراکه گفتن همين رازهاي به ظاهر ساده، مي‌تواند خانواده‌ها را از هم بپاشد و مشکلاتي را براي آنها فراهم کند.

رازداري نه تنها از ويژگي‌هاي مثبت اخلاقي به حساب مي‌آيد که حتي مي‌تواند زندگي فردي و اجتماعي انسان را نيز تغيير دهد؛ تغييرات مثبتي که فقط به دليل حفظ راز ديگران، براي فرد ايجاد مي‌شود.

به عنوان مثال، کسي که به عنوان فردي رازدار در جمع شناخته مي‌شود، دوستان بيشتري خواهد داشت و افراد زيادي به او اعتماد خواهند کرد. به همين دليل هم ديگران با احترام خاصي با او برخورد مي‌کنند.

از طرف ديگر، انسان‌هاي رازدار مي‌توانند اين خصوصيت را به ديگران بياموزند و با رفتارهايشان آنها را هم تشويق به رازداري کنند. براي همين اعضاي خانواده و به ويژه فرزندان اين افراد هم اهميت رازداري را بخوبي درک خواهند کرد و انسان‌هاي رازداري خواهند بود.

پس آنها هم مي‌توانند در گفت‌وگوهايشان به ديگران اعتماد کنند و از آنها بخواهند رازها را پيش خود نگه دارند. همچنين، خوب است به اين نکته هم توجه کنيم که يکي از بدترين اتفاقاتي که پس از افشاي راز براي فرد افشاکننده پيش مي‌آيد، اضطراب و نگراني است و درست از لحظه‌اي که حرف از دهانش خارج مي‌شود بايد نگران اين باشد که چه کسي اين موضوع را مي‌فهمد و چه زماني خبر به گوش خود فرد گوينده مي‌رسد؟! به همين دليل، آنهايي که رازدار مردم هستند، آرامش خاصي را احساس مي‌کنند و هيچ‌وقت با چنين مشکلاتي روبه‌رو نخواهند شد.

سرويس اجتماعي


 مديريت جهادي؛ افزايش قدرت تفکر، تصميم گيري و اجرا به وسعت تمام نيروهاي سازمان 

در روزهايي که شايد کمتر از چهل روز به پايان سال مانده، بد نيست مرور کنيم تلاش‌هاي خود را در دستيابي به اهداف ترسيم شده و شعارهاي تبيين شده در کشور که در طليعه‌ي سال از سوي ولي امر مسلمين ارائه شد و مطمئنا هر يک از افراد جامعه و بيش از ايشان مسئولين و مديران بر اجراي آن تاکيد داشته و يا لا اقل بخشي از سخنان و نشست‌هاي خود را در طي سال بر اين موضوعات معطوف داشته اند.

در اين يادداشت از اقتصاد به دليل عدم تخصص، گذر کرده و بخش کوچکي از فرهنگ را در پس مديريت جهادي به تامل مي‌نشينيم.

يکي از ويژگي‌هاي شعار امسال، درگير شدن مديران و مسئولان در سطوح مختلف، به تلاش عملي براي بکارگيري نوعي مديريت از ديدگاه رهبر معظم انقلاب به عنوان «مديريت جهادي» است، عرصه اي که ديگر اجازه ي شعار دادن و سخنوري به مديران نداده تا از تريبون‌هاي مسئوليت خود تنها مردم را مکلف به تلاش براي اجرايي شدن شعار اين سال بدانند!

مديريت جهادي الگويي از مديريت است که مديران در طول سال بايد آن را به دست آورده و به کمک مهم‌ترين عنصر اجتماعي، يعني مردم و به کارگيري عزم ملي ايشان گام‌هايي جدي در عرصه اقتصاد و فرهنگ بردارند.

توجه به نقطه گذاري و ارشادات رهبر معظم انقلاب در طي سال مشخص مي‌نمايد که مديران مي‌بايست براي دست يافتن به معناي واقعي جهاد در مديريت خود، اهداف و مقاصد دشمن را در موضوعاتي که مورد چالش خصمانه قرار گرفته شناخته و در برابر آن به تناسب و فراخور موضوعات مربوطه در سازمان خويش تلاش نمايند. در ارائه «الگوي مديريت جهادي» بايد بدنبال نوعي از مديريت باشيم که دانش مديريت را با سه عنصر بصيرت، خلاقيت و شجاعت در هم آميخته و بتواند نقاط مورد تعرض و هدف گزاريهاي دشمن را شناسايي کرده و در مقابل آن پاسخگو باشد ضمن آنکه پويايي و انعطاف لازم را در بازخورد گيري به موقع و اعمال مديريت لازم و مستمر داشته باشد....

ايجاد فرهنگ مشارکت در يک سازمان در ابتدا امري دشوار است و به دليل نبود سابقه مشارکت گيري امکان عدم اعتماد و در پي آن عدم استقبال برخي از کارکنان وجود داشته ضمن آن که در مقابل اين دسته افرادي با طرح نادرست و غير منطقي مسائل به دليل قرارگرفتن دريک فضاي باز ايجاد شده و جديد شايد سعي در رفع تمامي ‌مشکلات شخصي و به دست آوردن منافع فردي نمايند، که صبر و شکيبايي و ارائه پاسخ‌هاي مستدل و شفاف سازي‌هاي درون سازماني مي‌تواند پس از تثبيت شرايط و اطمينان دهي تاثير گذاري واقعي کارکنان در کار و سازمان خود، ايجاد فرهنگ مشارکت‌جويي در کارکنان و مشارکت پذيري در مديران رده‌هاي مختلف را به همراه داشته باشد، فرهنگي که شايد تا پيش از اين در خانواده و جامعه، کمتر بدان پرداخته شده باشد.

اينکه فرزندان و محصلين، خانواده‌ها و معلمين ما به تمرين و تکرار مشورت و مشارکت در جمع پرداخته و کسب موفقيت در پي مشارکت را براي جامعه هدف ملموس نمايند مطمئنا، در آينده فرهنگ مشارکت پذيري و مشارکت جويي در مديران و کارکنان سازماني به يک اصل موفقيت ساز و قابل قبول تبديل خواهد شد.

فرهنگي که عزم ملي را در سايه مديريت جهادي به اهداف ترسيم شده در نظام اسلامي‌با سرعت و ثبات بيشتري در آينده و پس از سال 1393 پيش خواهد برد.

محمد صديقي‌نيا- کارشناس مديريت و عضو انجمن روابط عمومي‌ ايران


 ديدگاه
 هزينه اين تاج گل‌ها را صرف امور خيريه کنيد 

چند روز پيش به مجلس ترحيم يک آشناي قديم رفتم، در اين مجلس چيزي که توجه بعضي‌ها را به خود جلب مي‌کرد وجود شماري از تاج گل زيبا بود که با قيمت زيادي سفارش شده بود.گاهي در مقابل برخي مساجد که محل برگزاري مجلس ترحيم است عبور مي‌کنم مي‌بينم چند تاج گل چيده شده است و طبق معمول تعداد زيادي تاج گل روانه مساجد شهرمان مي‌شود. با توجه به اينکه قيمت هر تاج گل به طور متوسط حدود 200هزارتومان براي سفارش دهنده تمام شود با يک حساب سرانگشتي ميتوان حدس زد بعد از مدتي ميليون‌ها تومان صرف خريد تاج گل‌هايي مي‌شود که بعد از يکي دو روز پژمرده و به عنوان زباله دور ريخته مي‌شوند.با اين که سفارش و اهداي اين تاج گل‌ها غير از يک عمل تشريفاتي يا چشم و هم چشمي‌هيچ آثار و خير و برکتي ندارد و هيچ ثوابي هم عايد متوفي نمي‌شود و هيچ کس به اين راي و رسم غيرمنطقي و غيرمتعارف اعتقادي ندارد و نيز در جامعه اي که تعداد زيادي از افراد زير خط فقر زندگي مي‌کنند و در شهري که تعدادي فارغ التحصيل بيکار وجود دارد، اين نوع ريخت و پاش‌ها از ناحيه هر کسي باشد محلي از اعراب ندارد.

پيشنهادم اين است عده اي از بزرگواران نيکوکار به اميد اجر اخروي آستين همت را بالا بزنند و با برنامه ريزي‌هاي آينده نگر و با اطلاع رساني معتبر انجمن خيريه اي تشکيل دهند و از شهروندان عزيز بخواهند که به جاي ارسال تاج گل به مجالس ترحيم بهاي آن را به صندوق انجمن واريز و ثواب آن را به روح تازه گذشته نثار کنند و در مقابل، انجمن‌ها هم مشخصات اهداء کنندگان را براي اطلاع به صاحبان عزا اعلام دارند. اين انجمن مي‌تواند به عنوان مثال با امکانات مالي جمع آوري شده با مراکز عام المنفعه از قبيل خيرين مدرسه ساز، کمک به بيماران صعب‌العلاج يا با کمک و با شراکت برخي از سرمايه گذاران متقاضي و مساعدت مسئولين عالي استان در احداث و راه اندازي کارگاه‌هاي کوچک و زودبازده در سمنان که هم ايجاد اشتغالزايي کند و هم عايداتش صرف امور خيريه و عام المنفعه شود، همکاري و سرمايه گزاري نمايد.

شايد در همين زندان‌هاي شهر و استان مان زندانياني باشند که به دليل استيصال و فقر مالي قادر به پرداخت ديون خود نيستند و گرفتار شده اند، انجمن ياد شده مي‌تواند براي رهايي آنان گام‌هاي موثري بردارد و يا با کميته امداد و بهزيستي همکاري کند و به هر حال باري از دوش آنان بردارند و يک صالحات و باقياتي از خود بر جاي گذارند.

غلامرضا


 انواع رفتار شهروندي در سازمان 

از جمله مباحث اساسي در هر سازمان که مي‌تواند حائز اهميت باشد انواع رفتار شهروندي کارکنان يک سازمان در هحيط کار خواهد بود . در اين مقاله در پي آنيم تا مهمترين رفتارهاي شهروندي که ممکن است توسط يک فرد زير مجموعه سازمان بروز پيدا کند را مورد بررسي قرار دهيم.

رفتارهاي شهروندي در سازمان سه نوع‌اند:

1 . اطاعت سازماني: اين واژه توصيف کننده رفتارهايي است که ضرورت و مطلوبيتشان شناسايي و در ساختار معقولي از نظم و مقررات پذيرفته شده‌اند. شاخص‌هاي اطاعت سازماني رفتارهايي نظير احترام به قوانين سازماني، انجام وظايف به طور کامل و انجام دادن مسئوليت‌ها با توجه به منابع سازماني است.

2. وفاداري سازماني: اين وفاداري به سازمان از وفاداري به خود، ساير افراد و واحدها و بخش‌هاي سازماني متفاوت است و بيان کننده ميزان فداکاري کارکنان در راه منافع سازماني و حمايت و دفاع از سازمان است.

3. مشارکت سازماني: اين واژه با درگير بودن در اداره سازمان ظهور مي‌‌يابد که از آن جمله مي‌‌توان به حضور در جلسات، به اشتراک گذاشتن عقايد خود با ديگران و آگاهي به مسائل جاري سازمان، اشاره کرد.

البته اين دسته بندي از رفتار شهروندي، که مستقيماً تحت تأثير حقوقي قرار دارد و از طرف سازمان به فرد داده مي‌‌شود. در اين چارچوب حقوق شهروندي سازماني شامل عدالت استخدامي، ارزيابي و رسيدگي به شکايات کارکنان است. بر اين اساس وقتي که کارکنان مي‌‌بينند که داراي حقوق شهروندي سازماني هستند به احتمال بسيار زياد از خود، رفتار شهروندي (از نوع اطاعت) نشان مي‌‌دهند. در بعد ديگرحقوقي يعني تاثير حقوق اجتماعي سازمان - که دربرگيرنده رفتارهاي منصفانه با کارکنان نظير افزايش حقوق و مزايا و موقعيتهاي اجتماعي است - بر رفتار کارکنان نيز قضيه به همين صورت است. کارکنان وقتي مي‌‌بينند که داراي حقوق اجتماعي سازماني هستند به سازمان وفادار خواهند بود و رفتار شهروندي (از نوع وفاداري) از خود بروز مي‌‌دهند و سرانجام وقتي که کارکنان مي‌‌بينند به حقوق سياسي آنها در سازمان احترام گذاشته مي‌‌شود و به آنها حق مشارکت و تصميم گيري در حوزه‌هاي سياست گذاري سازمان داده مي‌‌شود، باز هم رفتار شهروندي (از نوع مشارکت) از خود نشان مي‌‌دهند.

محمدعلي محمديان
کارشناس برنامه ريزي فرمانداري شهرستان سمنان


 اخلاق اداري چگونه بايد باشد؟ 

اخلاق اداري به چگونه كار كردن در اداره مي‌پردازد. يك كارمند مسلمان بايد متخلق به اخلاق اسلامي ‌و انساني باشد. به عبارت ساده و مختصر اخلاق شامل شناخت صحيح از ناصحيح و آنگاه انجام صحيح و درست و ترك ناصحيح و نادرست است. بنابرين اخلاق اداري را مي‌توان بايدها و نبايدهاي اداري و چگونه كار كردن در اداره تبيين نمود. اخلاق اداري مطلوب زماني به وجود مي‌آيد كه كاركنان نظام اداري يك كشور به مردم از منظر درست بنگرند و خود را خدمتگزار و وكيل مردمان بدانند. مهمترين مبنا در پيشرفت اخلاق اداري تصحيح بينش كاركنان نسبت به خودشان، مردمان، مسؤلان و وظايف شان است، زماني كه ديد انسان نسبت به مردم، مافوق و كارش اصلاح شود كار كردن به مثل خدمت نمودن و عبادت كردن است و اين خود سبب رشد در اداره و توسعه اخلاق در اداره مي‌شود.

در نظام اداري آن چه در راس مناسبات و رفتار اداري حاكم است حرمت نگهداشتن و حفظ حقوق مردمان است هر يك از كاركنان دولت در هر مرتبه و جايگاهي كه قرار دارند اگر حافظ حقوق و حرمت ارباب رجوع باشند يك نظام اداري مبتني بر اخلاق ظهور خواهد كرد. اگرچه ارائه كار خوب براي نظام‌هاي خدمات‌رساني وظيفه است، اما نبايد فقط به انجام وظيفه بسنده كرد بلكه با توجه به جايگاه رفيع «خدمت به خلق» در پيشگاه حق تعالي‌، لازم است خدمت را از مرز وظيفه گذرانده و آن را به حد لذت رساند. اخلاق اداري همان مفهوم امر به معروف و نهي از منكر در آموزه‌هاي ديني ماست. امر به معروف در انديشه اسلامي‌و ديني جايگاه ويژه‌اي دارد و مديران مي‌بايست براي احياء امر به معروف همت بيشتري از خود نشان دهند، امر به معروف نظارت همگاني و احساس مسئوليت افراد نسبت به يكديگر است و بي‌اعتنايي نسبت به تذكر و ارشاد ديگران آغاز نقطه انحرافي انسانهاست. گاهي اوقات عدم شناخت معروف و منكر موجب مي‌شود در اذهان عمومي، معروف منكر و منكر معروف تلقي شود و در نهايت به كم رنگ شدن اين فرهنگ مقدس ختم مي‌شود. ترك امر به معروف و نهي از منكر خود يكي از مصاديق منكر است كه بايستي امر به معروف آنقدر تكرار گردد تا اذهان عموم در گام اول با لفظ كلمه مأنوس و در گام بعدي با حقيقت مطلب آشنا شود چرا كه امر به معروف و نهي از منكر همان دعوت به نيكي‌ها و پرهيز از زشتي‌هاست كه فطرت آدمي ‌پذيراي آن است.

سيداسماعيل سادات حسيني
کارشناس شهرداري مهديشهر


 چگونه در زمان حال زندگي کنيم؟  

ما در خاطرات لذت‌بخشمان و آنچه که مشتاقانه در انتظار هستيم دنبال شادي مي‌گرديم غافل از اينکه هديه‌هاي کوچک روزمره و ساده زندگي هستند که رضايت و خرسندي ما را تقويت مي‌کنند اما آنچه که انتظار داريم براي ما خوشي بلندمدتي به ارمغان آورد، به‌ندرت چنين مي‌کند؛ خواه کم کردن 15کيلوگرم وزن باشد يا ارتقاي شغلي. با دستيابي به چنين اهدافي البته خوشحال خواهيم شد اما بعد از مدتي دوباره به همان ميزاني که قبلا در زندگي شاد بوده‌ايم، برمي‌گرديم.

روان‌شناسان به اين باور رسيده‌اند که حال خوب ما و شادي‌مان با تغيير نگرش ما درباره انتظارات، خاطرات و لحظه حال تغيير مي‌کند. تمرکز روي زمان حال کمک مي‌کند دريابيم چگونه شاد باشيم. از طرف ديگر، هر چه سنمان بالاتر مي‌رود، نگرشمان به شاد بودن رشد مي‌کند. بالا رفتن سن کمک مي‌کند جنبه‌هاي منفي را ناديده بگيريم و به وجه مثبت قضايا گرايش داشته باشيم. جوانان طبيعتا منفي‌گرا هستند. تحقيقي در دانشگاه استنفورد تاثير سن را روي اهداف و انتظارات بررسي کرد و نشان داد جوانان سريع‌تر جذب جنبه‌هاي منفي مي‌شوند، اما افراد مسن‌تر روي وجه مثبت تمرکز مي‌کنند.

شايد اين تغيير نگرش بخشي از فرايند رشد باشد. از سوي ديگر، با گذر زمان فرد روابط بهتر و بيشتري با اعضاي خانواده و دوستان نزديکش برقرار مي‌کند و به همين ترتيب نسبت به دوران جواني‌اش که تمايل داشت به تنهايي خطر عواقب فعاليت‌هايش را بپذيرد، شادتر خواهد بود. تحقيقي روي 184 فرد 18 تا 94 ساله نشان داد افراد مسن‌تر شادي بيشتر و طولاني‌مدت‌تري را تجربه مي‌کنند. خاطرات خوش هميشه در ياد آنهاست و غم و عصبانيت يادشان نمي‌آيد. همچنين افراد مسن‌تر کمتر نگرانند که ديگران درباره‌شان چه فکر مي‌کنند.

محققان فکر مي‌کنند اين تغيير نگرش به اين علت است که با بالا رفتن سن فرد آگاه‌تر مي‌شود و بهتر درک مي‌کند که زمان با شتاب در حال گذر است. از اين رو بيشتر به لذت بردن از لحظه‌هاي زندگي و شاد بودن حتي با کوچک‌ترين چيزها اهميت مي‌دهد و کمتر نگراني به خود راه مي‌دهد.

در حالي که جوانان درگير مسائلي مانند کار پيدا کردن، تشکيل خانواده، خريد خانه و... هستند و هميشه درباره آينده نگرانند. فاصله بين آرزوها و دستاوردها اغلب اجازه نمي‌دهد جوانان از موارد کوچک و زيباي زندگي لذت ببرند و شاد شوند. آنها در پي شادي‌هاي خيلي بزرگ‌اند که اغلب به سادگي محقق نمي‌شود. همچنين جوانان کمتر به سلامت خود اهميت مي‌دهند، اغلب خواب کافي و تغذيه سالمي‌ ندارند. در حالي‌که افراد مسن‌تر بيشتر از خود مراقبت مي‌کنند و طبيعتا سلامت خود شادي‌آور است. اگر بخواهيم در يک کلام نسخه‌اي براي شاد بودن بپيچيم بايد روي زمان تمرکز کنيم. اگر مي‌خواهيد شادي همراه هميشگي زندگي‌تان باشد، از لحظه‌ها لذت ببريد. در زمان حال زندگي کنيد و قدردان همه اتفاقات کوچک و بزرگ زندگي‌تان باشيد. حتي اگر اين شادي کوچک به موقع رسيدن به اتوبوس، خواندن يک لطيفه بامزه در روزنامه يا پيدا کردن کمي‌پول در جيب شلوار قديمي‌تان باشد!

منبع: زندگي مثبت