تاریخ 1393/09/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3806 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 ماهيت جهان 
نويسنده : فرزامي

قسمت سوم

سفر پيدايش:
نخستين کتاب عهد قديم، و نخستين کتاب از اسفارخمسه «تورات» (که بنا به روايت  البته منسوب) است. در اين کتاب که بي شک دخالت هاي بشري و خيال پردازي او جاي واقعيت و حقيقت را گرفته و در مقابل منطق و صحت قرآن، عقايد انحرافي بسيار شفاف دريافت مي شود، شرحي است ديني درباره ي آفرينش جهان و خلق آدم و گناه نخستين وي و طوفان بزرگ است. در ضمن، داستان پيامبراني چون نوح، ابراهيم، اسحاق و يعقوب در آن آمده و با داستان مهاجرت خاندان يعقوب به مصر، پايان مي پذيرد.
اين «سفر» (کتاب) که به آن، «سفرتکوين» هم مي گويند، در افکار  يهوديان و مسيحيان، تاثير فراواني داشته است. (دايره المعارف فارسي با دخل و تصرف)

ماهيت جهان از نظر «پيدايش»
«کتاب» پيدايش همان گونه که از اسمش پيداست، از پيدايش عالم هستي سخن مي گويد... که چگونه خدا دنيا را مي آفريند، چگونه انسان را خلق مي کند و او را در محيطي کامل و زيبا قرار مي دهد، چگونه گناه وارد جهان مي شود و سرانجام چگونه خدا براي نجات انسان گناهکار چاره اي مي انديشد... 

قصه ي واقعي آفرينش شش روزه ي جهان  
اين که خداوند به تصريح قرآن مجيد، آفرينش آسمان ها و زمين در شش به وقوع پيوسته است و «روز» مجاز از دوران است، بحثي نيست نکته اينجاست که در کتاب «پيدايش» هم به آفرينش آسمان ها و زمين در شش روز، اشاره شده اما مواردي که در هر روز از آن شش روز صورت مي گيرد قابل تامل است، اين کتاب مي نويسد:
«در آغاز هنگامي که خدا آسمان ها و زمين را آفريد، زمين، خالي و بي شکل بود و روح خدا روي توده هاي تاريک بخار، حرکت مي کرد ; خدا فرمود: روشنايي بشود، و روشنايي شد. خدا روشنايي را پسنديد و آن را از تاريکي جدا ساخت. او، روشنايي را «روز» و تاريکي را «شب» ناميد. شب گذشت و صبح شد اين، روز اول بود.
سپس خدا فرمود: توده هاي بخار از هم جدا شوند تا آسمان در بالا و اقيانوس ها در پايين تشکيل گردند. خدا توده هاي بخار را از آب هاي پايين جدا کرد و آسمان را به وجود آورد، شب گذشت و روز شد و اين روز دوم بود.
پس از آن خدا فرمود: توده هاي بخار از هم جدا شوند تا آسمان در بالا و اقيانوس ها در پايين تشکيل گردند. خدا توده هاي بخار را از آب هاي پايين جدا کرد و آسمان را به وجود آورد ; شب گذشت و روز شد و اين روز دوم بود.
پس از آن خدا فرمود: آب هاي زير آسمان در يک جا جمع شوند تا خشکي پديد آيد و چنين شد. خدا،خشکي را زمين و اجتماع آنها را دريا ناميد و خدا اين را پسنديد. سپس خدا فرمود: انواع نباتات و گياهان دانه دار و درختان ميوه دار در زمين برويند و هريک نوع خود را توليد کنند. همين طور شد و خدا خشنود گرديد. شب گذشت و صبح شد اين روز سوم بود.
سپس خدا فرمود: در آسمان اجسام درخشاني باشند تا زمين را روشن کنند و روز را از شب جدا نمايند و روزها و فصل ها و سال ها را پديد آورند و چنين شد. پس خدا دو روشنايي بزرگ ساخت تا بر زمين بتابند. روشنايي بزرگ تر براي حکومت بر روز و روشنايي کوچک تر براي حکومت در شب. او همچنين، ستارگان را ساخت. خدا آنها را در آسمان قرار داد تا زمين را روشن کنند. بر روز و شب حکومت کنند و روشنايي و تاريکي را از هم جدا نمايند. وخدا خشنود شد. شب گذشت و صبح شد اين روز چهارم بود.
سپس خدا فرمود: آب ها از موجودات زنده پر شوند و پرندگان بر فراز آسمان به پرواز در آيند. پس خدا حيوانات بزرگ دريايي و انواع جانوران آبزي و انواع پرندگان را آفريد. خدا از اين نيز خشنود شد و آنها را برکت داده، فرمود: موجودات دريايي بارور و زياد شوند و آب ها را پرسازند و پرندگان نيز روي زمين زياد شوند. شب گذشت و صبح شد. اين، روز چهارم بود.
سپس خدا فرمود: زمين، انواع جانوران و حيوانات اهلي و وحشي و خزندگان را به وجود آورد و چنين شد. خدا انواع حيوانات اهلي و وحشي و تمام خزندگان را به وجود آورد و از کار خود خشنود گرديد.
سرانجام خدا فرمود: انسان را شبيه خود بسازيم تا بر حيوانات زمين و ماهيان دريا و پرندگان آسمان فرمانروايي کند. پس خدا انسان را شبيه خود آفريد. او انسان را زن و مرد خلق کرد و ايشان را برکت داده فرمود: بارور و زياد شويد. زمين را پرسازيد. بر آن تسلط يابيد و برماهيان دريا و پرندگان آسمان و همه ي حيوانات فرمانروايي کنيد. تمام گياهان دانه دار و ميوه هاي درختان براي خوراک به شما دادم و همه ي علف هاي سبز را به حيوانات و پرندگان و خزندگان بخشيدم. آنگاه خدا به آنچه آفريده بود نظرکرد و کار آفرينش را از هر نظر عالي ديد. شب گذشت و صبح شد اين، روز ششم بود. (کتاب مقدس ص 1 و 2)

دين حق و اراده ي واحد
شکي نيست که همه ي اديان در يک دين، مجتمع و خلاصه شده اند. به تعبير استاد مطهري، اديان درست نيست و همان دين است. سخن آن مرحوم، درست به نظر مي رسد چون حرف حق و اراده ي حق و نظر حق بيش از يکي نيست و تعدد متفاوت ندارند. همه ي پيامبران هم براي يک هدف برانگيخته شده اند و راهشان و مقصد و مبدا آنان هم يکي بوده است به قول مولانا:
مردان خدا اگرچه هزارند، يکي اند        
مستان هوا جمله دو گانه است و سه گانه است  
منظور از اين نوشتار آن است که اگر کتاب موسي و عيسي (ع) و... تحريف نمي شد و در آن دست نمي بردند و حشو و زوايدي نبود، بشر به بيراهه نمي رفت و اهل قلم هم گرفتار تنگناها نمي شد.

تشابهات قرآن و سفر پيدايش
1- آفرينش 6 روزه ي: همان گونه که در کتاب مقدس و «سفر پيدايش» آفرينش جهان در 6 روز صورت گرفتار و کمال يافته، قرآن هم در سوره هاي مبارک «اعراف»، « يونس»، «هود»، «فرقان»، «سجده»، «ق» و «حديد» به ترتيب در آيات شريف 54، 3، 7، 59، 4، 38 و 4)  به آن تصريح فرموده است.
نکته اينجاست که معيار و ملاک ما در احتجاجات و صراحت هاي عقلي و منطقي، قرآن است ; يعني، ما کتاب هاي عهد عتيق را و هر حرف و حديثي را برتر از وي عقل و منطق و استدلال مي سنجيم. مطالب تورات و انجيل را از منظر قرآن مي پذيريم و هرچه با آن منافات دارد، افسانه و دخالت بشرش مي ناميم.
تسخير نعمت ها:
حق تعالي در آيات متعدد قرآن کريم از جمله آيه هاي شريف 12 و 13 سوره ي مبارک جاثيه به در اختيار گذاشتن آنچه در آسمان و زمين است تصريح فرموده است تا ما روزي خود را از آنها برگيريم و زندگاني خود را بگذرانيم:
«خدا کسي است که دريا را مسخر شما کرد تا کشتي ها در آن به فرمان او حرکت کنند و تا از فضل او طلب [ معيشت ] کنيد و باشد که شکرگزار باشيد.»  
«و آنچه در آسمان و زمين است، مسخر شما کرد که همه از اوست، قطعا در اين [ امر ] براي مردمي که مي انديشند نشانه هاست.»  
و چه نغز است کلام سعدي در گلستان:  
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک درکارند        
تا تو ناني به کف آري و به غفلت نخوري  
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار               
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبري  
و در اين قصيده ي فخيم و عالي:
فضل خداي را که تواند شمار کرد
يا کيست آنکه شکر يکي از هزار کرد
آن صانع لطيف که بر فرش کاينات
چندين هزار صورت الوان نگار کرد
ترکيب آسمان و طلوع ستارگان
از بهر عبرت نظر هوشيار کرد
بحر آفريد و بر و درختان و آدمي
خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار کرد
الوان نعمتي که نشايد سپاس گفت
اسباب راحتي که نشايد شمار کرد....
اجزاي خاک مرده به تشريف آفتاب           
بستان ميوه و چمن و لاله زار کرد
آثار رحمتي که جهان سر به سر گرفت
احمال منتي که جهان زير بار کرد
چندين هزار منظر زيبا بيافريد
تا کيست کو نظر ز سر اعتبار کرد
شکر کدام فضل به جاي آورد کسي
حيران بماند هر که دراين افتکار کرد
و زيباتر و نغزتر و ژرف تر از آثار همه ي «سعدي» ها که خود ريزه خوار و خوشه چين دانش بيکرانه اش بوده اند و خواهد بود;  يعني، مولاي متقيان، امام علي (ع) در نخستين خطبه ي نهج البلاغه که تالي قرآن کريم است و فوق کلام بشري و بي قياس با سخن ديگران در بلاغت و فخامت و صلابت و عمق کلام: «الحمد لله الذي لايبلغ مدحته القائلون، و لايحصي نعمائه العادون و لايودي حقه المجتهدون، الذي لايدرکه بعد الهم و لايناله الفطن و...
(سپاس خدايي را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارگران، شمردن نعمت هاي او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند.  
خدايي که پاي انديشه ي تيزگام در راه شناسايي او لنگ است و تير فکرت ژرف رو به دريايي معرفتش برسنگ و...

3 - «کن فيکون»
خداوند آفريننده در دهها آيه، «کن فيکون» را فرموده است و در سوره هاي مختلفي آمده است از جمله آيه ي شريف 117 از سوره ي مبارک بقره: «بديع السموات و الارض و اذا قصي امرا فانما يقول له کن فيکون» (پديد آورنده ي آسمان ها و زمين است و چون چيزي را اراده کند همين که بگويد: باش، مي شود»    اما نکته در اينجاست که خداوند در آفرينش هستي، سيرعلمي تکوين را در نظر مي گيرد به همين سبب در مقاله ي قسمت اول به نقل از «تفسير نمونه» آن شش روز، دوراني است که ميليون ها و شايد ميليارد ها سال به طول انجاميده است و هرگز ناگهاني و به طرفه العيني نبوده است.

4- موجودات را جفت آفريد:
در آيه ي شريف 12 از سوره ي مبارک «زخرف» چنين آمده است: «والذي خلق الازواج کلها و جعل لکم من الفلک و الانعام ما ترکبون» (و خدايي که همه جفت ها [ حيوانات و غيره ] را آفريد و براي شما کشتي ها و چهارپايان را که بر آنها سوار مي شويد، پديد آورد.)

انعمت عليهم:
در کتاب پيدايش همانند قرآن کريم به آفريدگان روزي عنايت کرده است و به رحمت رحماني خود هيچ موجودي را از  ياد نبرده است به سروده ي سعدي:  
حاجت موري به علم غيب بداند           
در بن چاهي به زير صخره ي صما  
هرچند که خطا کرده باشند اما خداوند «کريم خطاپوش پوزش پذير» به رحمانيت خود «وظيفه ي روزي» آنها را نبريده است به نوشته ي گلستان در ديباچه: «باران رحمت بي حسابش همه را رسيد» و خوان نعمت بي دريغش همه جا کشيده. پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه ي روزي به خطاي منکر نبرد:  
اي کريمي که از خزانه ي غيب             
گبر ترسا وظيفه خورداري
دوستان را کجا کني محروم                  
تو که با دشمن اين نظر داري  

انسان شبيه خدا نيست
در روز ششم خلقت است «که خدا فرمود: انسان را شبيه خود بسازيم تا بر حيوانات زمين و ماهيان دريا و پرندگان آسمان فرمانروايي کند. پس خدا انسان را شبيه خود آفريد...»  
به تصريح قرآن کريم: هيچ چيز همانند او نيست: آيه ي 11 سوره ي مبارک «شوري» بيانگر چند نکته ي بسيار مهم است: 1- خدا آفريننده ي آسمان ها و زمين است. 2- از خود انسان (از خود جنس او) براي او زوج آفريده است.3- براي چارپايان نيز زوج آفريده 4- چيزي همانند او نيست:
«ناظر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم از واجايذروکم فيه ليس کمثله شي و وهو السميع البصير»  
] خدا ] خالق آسمان ها و زمين است. از خودتان براي شما زوج هاي پديد آورد و از چارپايان نيز جفت ها بيافريد. شما را در اين [ زوجيت ] تکثير مي کند. چيزي همانند او نيست و اوست شنواي بينا) به گفته ي حافظ.
اي پادشاه صورت و معني که مثل تو              
ناديده هيچ ديده و نشنيده هيچ گوش
در کتاب «درس هاي اسلامي فلاسفه ي بزرگ» در صفحه 20، مطلبي از کتاب «پيدايش» نقل کرده است که: «خداوند عالم جهان را ظرف شش روز از هيچ آفريده است. او در اين مدت، روشنايي و تاريکي، خورشيد و ماه و اشياي جاندار من جمله، انسان را به وجود آروده است. آن گاه وقتي همه چيز کامل شد و مرد و زن در باغ زيبايي اسکان داده شدند، خداوند به جهان مي آيد و در حالي که از باغ آفريده ي خود خشنود است در آن به قدم زدن مي پردازد.»
بطلان اين عقيده در اين کتاب پيداست ; که دخالت بشر است و تحريف کلام الهي «الله نور السموات و الارض» و خدا را جسم پنداشتن و شبيه به انسان داشتن است.

ادامه دارد....