تاریخ 1393/09/15 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3803 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 سمنان، بالاترين سرانه دانشجويي کشور را دارد  

سرويس دانشجو :
دبير هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي استان سمنان با اشاره به اينکه سمنان، بالاترين سرانه دانشجويي را در کشور دارد،از سهم 30 درصدي دانشگاه آزاد از جمعيت دانشجويي اين استان خبر داد.  
دکتر شاهرخ رنجبر بهادري در جلسه شوراي استاني دانشگاه آزاد اسلامي که با محوريت بحث و تبادل نظر پيرامون نمودار سازماني جديد دانشگاه آزاد و با حضور معاون برنامه ريزي دانشگاه آزاد اسلامي، رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکز، نماينده مقام معظم رهبري در دانشگاه آزاد اسلامي سمنان و روساي دانشگاه هاي آزاد اسلامي استان سمنان در سمنان برگزار شد با اشاره به رتبه نخست استان سمنان از حيث سرانه دانشجويي در کشور گفت: استان سمنان با بيش از 105 هزار دانشجو و دارابودن نسبت سرانه يک دانشجو به ازاي هر 6 نفر جمعيت استان، داراي بالاترين سرانه دانشجويي در کشور است که از اين ميزان، دانشگاه آزاد اسلامي با اختصاص 30 درصد از جمعيت دانشجويي استان جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده است.  
رنجبر بهادري افزود: امروز دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان بزرگترين دانشگاه حضوري جهان بيش از 50 درصد بار آموزش عالي کشور را به دوش مي کشد. اين دانشگاه بر اساس هرم دانشجويي کشور با توجه به سند چشم انداز پنج ساله و بنا بر توافق و پس از صدور مجوز هاي لازم از سوي وزارت علوم بخش عمده رشد تحصيلات تکميلي تا رسيدن به رقم دو درصد هرم دانشجويي کشور ترسيم شده در سند فوق در اين بخش را به خود اختصاص داده است. 
رئيس دانشگاه آزاد اسلامي سمنان توجه به کيفيت را امري ضروري در دانشگاه دانسته و دو مولفه ارتقاي هرم هيئت علمي و نظم و انضباط سازماني را از الزامات کيفي سازي دانشگاه دانست و ضمن تقدير از اقدامات صورت گرفته پيرامون اصلاح و سازماندهي نمودار سازماني، اقدامات انجام گرفته را در جهت صلاح و صرفه دانشگاه و بسيار کاربردي خواند و افزود: بدون شک ،نظم سازماني يکي از دستاوردهاي مهم اين اقدام است که ماحصل آن به رشد و بالندگي دانشگاه کمک شاياني خواهد کرد.  
به گزارش ايسنا، دکتر حسن زاده لطفي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکز نيز در اين جلسه به سهم دانشگاه آزاد اسلامي در توليد علم در کشور اشاره کرد و گفت: امروز سهم دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان بزرگترين واحد دانشگاه حضوري جهان در توليد علم در مقايسه با سال 2004 که تنها چهاردرصد کشور بود به 26 درصد در سال 2014 رسيده است که نشان از رشد چشمگير نقش دانشگاه آزاد در زمينه توليد علم در ميان مراکز آموزش عالي کشور دارد.  
وي خاطرنشان کرد: اختصاص رتبه نخست توليد علم و تثبيت جايگاه دانشگاه آزاد اسلامي دربين مراکز آموزش عالي کشور دليل محکمي بر رشد و شکوفايي کيفي اين مجموعه بزرگ دانشگاهي محسوب مي شود.  

 


 نخستين منشور حقوق دانشجويي رونمايي شد
 معاون فرهنگي وزير علوم: دانشگاهيان چشم و چراغ ملت هستند نه خطر و تهديد  

سرويس دانشجو:
نخستين «منشور حقوق دانشجويي» طي مراسمي با حضور معاونين فرهنگي دانشگاه ها رونمايي شد.  
دکتر سيدضيا» هاشمي معاون فرهنگي وزير علوم در اين مراسم اظهار کرد: بعد از يک سال تلاش مشترک، جا دارد به ارزيابي عملکرد خود در حوزه هاي فرهنگي دانشجويي بپردازيم. ما اهل نقد و نقادي هستيم و بايد اهل نقدپذيري هم باشيم. بايد چنانکه به نقد حوزه هاي ديگر مي پردازيم، نقد خويشتن را نيز داشته باشيم و اين الگو را ارائه بدهيم.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم نشست امروز را سومين فرصت گفت وگوي متقابل معاونان فرهنگي دانشگاه ها و وزارت علوم اعلام کرد و در توضيح هدف اين نشست گفت: دور هم جمع شده ايم تا راه طي شده و افق پيش رو را ترسيم کنيم و بگوييم از منظر خود چه کرده ايم و در آينده چه کارهايي بايد انجام شود.  
هاشمي با بيان اينکه رسالت حوزه فرهنگي و اجتماعي در دانشگاه ها، پيوند دادن دانشگاه به جامعه است، ادامه داد: يکي از کاستي هاي ما در همين زمينه است که نتوانسته ايم سرمايه هاي دانشگاهيان را آنچنان که شايسته است در خدمت جامعه قرار دهيم و همچنين اساتيد و دانشجويان نگاه واقع بينانه به دانشگاه ندارند. جامعه نيز استقبال مناسبي از پيوند با دانشگاه نداشته است و مديريت دانشگاه ها براي برقراري اين پيوند تلاش کافي نداشته اند. ما نيز به عنوان مديريت فرهنگي، بستر مناسبي فراهم نکرده ايم اما مي دانيم که پيوند دادن دانشگاه به جامعه يک اولويت است.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم در توضيح چگونگي شکل گيري پيوند بين دانشگاه و جامعه گفت: در دانشگاه بايد التزام و تعهد مشخص باشد. مسووليت اجتماعي سازمان ها امري مهم و دانشگاه به عنوان يک سازمان مسووليت اجتماعي دارد و بايد منشا» تاثيرات در جامعه باشد. 
هاشمي با بيان اينکه دانشگاهيان متولي تزريق و ترويج عقلانيت در جامعه هستند، افزود: عقلانيت در مقابل هيجانات کاذب تعريف مي شود و دانشگاه ها بايد الگوي عقلانيت براي جامعه باشند.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم همچنين يکي از ضعف هاي موجود را نبود هماهنگي بين دانشگاه هاي مختلف دانست و در توضيح ساختار اصلي حوزه فرهنگي توضيح داد: ستادي به نام دفتر سياستگذاري و برنامه ريزي فرهنگي و اجتماعي وجود دارد که هدف آن پرداختن به برنامه ريزي فرهنگي با نگاهي علمي است.  
هاشمي تصريح کرد: حوزه فرهنگ حوزه پيچيده است و متاسفانه همگان خود را مديري لايق براي فرهنگ مي دانند و تاکنون نگاه هاي غيرتخصصي عوارض فراواني داشته است.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم اتاکيد کرد: دفتر پشتيباني و امور فرهنگي و اجتماعي نيز تامين سازوکارهاي مناسب براي حمايت از فعاليت هاي فرهنگي، علمي، مدني و سياسي دانشجويان را به عهده دارد.  
وي همچنين با معرفي پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي ادامه داد: توليد ادبيات نظري و راهبردي در حوزه فرهنگ با تاکيد بر رسالت و ماموريت فرهنگي و اجتماعي نظام آموزش عالي هدف اين پژوهشکده است.  
هاشمي در ادامه تاکيد کرد: کرامت دانشگاهيان بايد مورد توجه باشد ولي متاسفانه تاکنون تصوير درستي از جايگاه دانشگاهيان به جامعه عرضه نشده است و رسانه ها گاهي تصويري غلط ارائه مي دهند. اين درحالي است که دانشگاهيان چشم و چراغ ملت هستند و نه خطر و تهديداتي براي جامعه.  
وي ادامه داد: همچنين انتظارات گوناگون و سلايق نيز بايد به رسميت شناخته شود که اين مساله با يک بخشنامه حل نمي شود و مساله اي دشوار است.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم تقويت مشارکت دانشگاهيان به عنوان يک اصل مورد توجه را يکي ديگر از اصول راهنما دانست و ادامه داد: همچنين بايد از ظرفيت موجود بهره گيري حداکثري داشته باشيم که يکي از اقدامات در اين زمينه انتشار منشور حقوق دانشجويي است.  
هاشمي همچنين با بيان اينکه ما از ناحيه اعتماد اجتماعي دچار مشکل هستيم، توضيح داد: ما به هم اعتماد نداريم و دانشگاه بايد پيشگام اين حرکت باشد. اعتماد اجتماعي نخ تسبيح پيوند ماست و اين اعتماد بايد ارتقا» يابد.  
وي تاکيد کرد: قانونمندي، عقلانيت، اعتدال، مدارا و گفت وگو بايد مورد توجه قرار گيرد و در سال گذشته دانشگاه هاي تبريز، اردبيل، مازندران و بابلسر پيشگام در عرصه گفتمان اعتدال بودند.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم با بيان اينکه تقويت ارزش هاي اسلامي يکي ديگر از اصول راهنماي جديد است، توضيح داد: بعضي ها دانشگاه اسلامي را به شعار اسلامي و تقويت شعارها تعريف مي کنند، اما شعارها و نمادها بايد همراه با تقويت هنجار باشد. يعني نمي توان رفتار اسلامي نداشت اما شعار اسلامي داد.  
به گزارش ايسنا، هاشمي در بخش ديگري از اين نشست، به معرفي منابع الهام بخش اصول و مباني جديد پرداخت و در اين باره گفت: ديدگاه ها و بيانات امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري، اسناد و قوانين مصوب نظام، برنامه، اصول و خط مشي دولت تدبير و اميد و همچنين برنامه هاي وزيرعلوم جزو منابع الهام بخش اصول هستند.  
وي همچنين به ارائه سياست ها پرداخت و گفت: بهره گيري از تحقيقات علمي و تقويت پژوهش هاي فرهنگي و اجتماعي از اولويت هاي ماست.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم ادامه داد: همچنين تقويت سازمان هاي مردم نهاد در دانشگاه ها اهميت بسياري دارد، چنانچه قرار است تشکل هاي دانشجويي را به عنوان  NGO به وزارت کشور معرفي کنيم. وزارت کشور معتقد است 5 الي 6 هزار  NGO فعال وجود دارد اين درحاليست که در دانشگاه ها بيش از 10 هزار  NGO فعال داريم که شامل انجمن هاي علمي، تشکل ها و... مي شود.  
هاشمي همچنين توسعه زيرساخت بخش فرهنگ، غني بخشي اوقات فراغت، حمايت از تشکل ها و نشريات و تقويت نشاط و اميد را جزو سياست هاي جديد معرفي کرد.  
به گفته وي، توسعه کرسي هاي آزادانديشي جز» اولويت هاست که تاکنون مطلوب نبوده است.  
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم در توضيح منشور حقوق دانشجويي که رونمايي از آن امروز انجام شد، گفت: تهيه منشور کاري است که در ستاد انجام شده و يک سال زمان برده است. قرار بوده براساس ضوابط و آيين نامه، منشوري نوشته شود که دانشجويان براساس قوانين موجود بدانند چه ظرفيت ها و اختياراتي دارند.  
هاشمي تصريح کرد: ما قانون گذار نيستيم بلکه با اتکا به قوانين، اهم موادي که مي تواند براي دانشجويان مفيد باشد را جمع آوري کرده ايم.  
وي فرهنگ سازي را هدف تدوين اين منشور دانست و گفت: مي خواهيم به دانشجويان القا کنيم که با اتکا به ظرفيت هاي قانوني فعاليت هاي خود را تنظيم کنند و اگر قوانين خوب تصويب شود، يک مبناي مشترک داريم. 
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم با اشاره به 11 بار بازنگري متن منشور حقوق دانشجويي تاکيد کرد: دانشجويان بايد خود را محق بدانند و به حقوقي که قانون تعريف کرده، قانع باشند و بيش از آن توقع نداشته باشند.  

 


 و خداوند دانشجو را آفريد!  
نويسنده : زهرا کريمي

بله ... و خداوند دانشجو را آفريد 
ما هم که يک روز را برايش اختصاص داديم تا هر آنچه دل تنگمان مي خواهد بگوييم; آن هم با صداي بلند. خدا وکيلي هيچ صدايي به بلندي صداي قلم نيست... هست؟ سرمان درد مي کند براي متن هاي انتقادي، ما بنويسيم و انتقاد بکنيم از نوع سازنده اش، و حرف هايمان را به کرسي بنشانيم. از دار دنيا همين يک روز برايمان مانده، چه کنيم که بي کس و تنهاييم!؟ همين 16 آذر را دو دستي چسبيده ايم مبادا فرار کند. حال و هوايمان هم خوب است اما خب به قول عزيزي 
طراز پيرهن زر کشم مبين چون شمع 
که سوزهاست نهاني درون پيرهنم
( حافظ )
اصلا حرف از دانشجو که مي افتد همه ملت افرادي را تصور مي کنند که کيف هايي را از بغل انداخته (و يا کوله پشتي) و با دبدبه در کنار ايستگاه هاي مقرر دانشجويي (منظور ايستگاه دانشگاه هاست) از اين وسيله ارجمند پياده شده و با افتخار به سمت دانشگاهشان حرکت مي کنند. فرق اساسي که مدرسه با دانشگاه دارد اين است که در مدرسه سرهايمان را پايين انداخته به داخل مي رفتيم، اما در دانشگاه يک عدد کارتي به ما دادند که بايد آن را نشان بدهيم، ابتدا وارد نگهباني شده اگر بخواهي بروي لبخندي مليح تحويل گرفته و کارت مبارک را نشان مي دهي تا به کلاس هاي جذابت برسي. گاه تا رسيدن به کلاس و دانشکده مذکور خبر تعطيلي کلاس به گوش مي رسد. اين جاست که اين ضرب المثل بسيار کاربرد دارد: از اين دانشکده به آن دانشکده فرج است. اما بعد...
سرکلاس رفتن هم براي خودش يک مقوله مجزاست، دير رسيدن ها و گاهي زود رسيدن ها. امان از روزي که از پيشاني بخت و اقبالت کوتاه باشد! اين مي شود که تو هر وقت زود مي رسي سرکلاس، استادت در ترافيک مانده و دير مي رسد و هر وقت که تو دو دقيقه ديرتر مي رسي، استاد عزيزت يک ربع جلوتر در کلاس نشسته گويي از ديشب همان جا بوده; دير رسيدن هم دردسري دارد مضاعف... همه چنان تو را نگاه مي کنند تصور مي کني قرار است روي فرش قرمز قدم بزني اما خدا نکند که چشمانت چشمان استاد را ببيند چنان عميق تو را نظاره گر مي شود که همان جا در اولين صندلي که پيدا کردي بنشيني و جم نخوري. البته همه استادها هم اين گونه نيستند ها ...
نکته بعدي اين که ترم قبل که بوديم همه مباهاتمان اين بود که امتحان کلاسي نداريم. خدا روز بد ندهد. اين ترم مدام امتحان کلاسي برايمان رديف مي شود. خنديديم به دانشآموزان گرامي سرمان آمد... حالا امتحانشان به کنار تحقيق هايشان ما را کشته، هر کسي ميآيد و ميرود و تحقيق مي خواهد; حالا از کجا اين همه تحقيق پيدا کنيم و بنويسيم خدا عالم است.... 
و حالا اين شما و اين هم سلف دانشگاه (صداي سوت و کف حضار) از سلف دانشگاه زياد شنيده بودم; از سلف تا دانشکده آن قدر راه مي رويم تا هر چه خورده ايم هضم مي شود. همان مي شود که با رسيدن به خانه سراغ دست پخت مادر جانمان مي رويم خدا وکيلي سلف دانشگاه عالي است، يعني هر وقت چمن ها را مي زنند... بي خيال ... از سه روز هفته که کلاس باشد 4 روزش را کباب داريم و قرمه سبزي (چمن هاي مذکور فراموش نشود) اما اين کارت شارژ کردن هم دردسر داردها. اگر دستگاه خراب باشد يا کارت بانکي ات پول نداشته باشد يا مجبوري فست فود بخوري يا گشنه پلو با خورش دل ضعفه! هر چه مي گويي خراب است فايده اي ندارد، مي تواني فکر کني روزه اي و چيزي نخوري تا برسي به خانه. اما در کل با همه سختي ها و راه دور و پياده روي فراوان، با همه دردسرهاي کتاب هاي قطور و بزرگ (گاهي باعث فخرفروشي است همين کتاب ها) و مشکلات سلف و ارائه کارت و... دانشگاه هر لحظه اش مي آرزد به تمام لحظات زندگي از جمله لحظات نه چندان محترم و دلچسب مدرسه!
مدرسه هم خوب بود اما دانشگاه اصلا يک طور ديگر است. انگار خيلي بزرگ شدي; عقلت بيشتر مي رسد; نگاه مردم جور ديگر است; تا بگويي دانشجو هستم روي تو حساب مجزا باز مي کنند و... (البته روان پزشکان معتقدند اينها قسمتي از توهمات دانشجويي است به مرور زمان و با مصرف قرص و دارو برطرف مي شود!) 
حالا دستشان درد نکند، يک روزي را گذاشتند تا ما خودمان را خالي کنيم و هرچه دوست داريم بگوييم. اما يادمان باشد جدا از شوخي اين دانشگاه قرار است سکوي پرتاب ما باشد; از سکوي خود نهايت بهره را ببريد. شوخي ها و حرف هايمان به جاي خودش اما قرار است از اين به بعد طور ديگر زندگي کنيم متناسب با يک دانشجوي حقيقي. آن چه که رضاي خدا در آن است و از همه انتظار مي رود که اين گونه باشيم. 
 راستي... روزتان مبارک

 


  16 آذر روز دانشجو  

 16 آذر روز دانشجو نام گذاري شده و هر سال به ياد اعتراض دانشجويان در 16  آذر سال 1332 و شهادت و مجروحيت و دستگيري تعدادي از دانشجويان توسط رژيم شاه اين روز گرامي داشته شده و مراسمي در دانشگاهها برگزار مي گردد.  
بعد از کودتاي  28 مرداد رژيم پهلوي که توانسته بود با کمک اربابان خود به قدرت بازگردد درصدد بود تا پايه هاي حکومت خودش را محکم کند اما غافل بود از اينکه مردم در اولين فرصت خشم و نفرت خود را از اين رژيم نشان خواهند داد.  
آيزنهاور در کنگره امريکا کودتاي 28 مرداد راچنين توصيف کرد: «پيروزي سياسي اميد بخشي نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع وقواي آزادي شده است.»  
نيکسون معاون رئيس جمهور امريکا درسال 1332به ايران آمد تا نتيجه سرمايه گذاري بيست و يک ميليون دلاري سيا راکه در راه کودتا و سرنگوني دولت مصدق هزينه کرده بود از نزديک مشاهده کند.  
ملت ايران از تفرقه اي که رژيم توانسته بود در ميان مردم ايجاد کند ناراحت بود رهبري نهضت مقاومت، قصد رساندن صداي اعتراض مردم را به گوش جهانيان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را که مي خواستند با مشروع جلوه دادن رژيم کودتا، امتيازات مورد نظر خود را درمحيط آرام به دست آورند خنثي کند.
اجراي اين برنامه به عهده کميته هماهنگي دانشگاه واگذار شد. دانشجويان دانشکده هاي حقوق وعلوم سياسي ، علوم ، دندانپزشکي ، فني، پزشکي وداروسازي در دانشکده هاي خود تظاهرات پرشوري را برعليه رژيم برپا کردند.  
در روز15 آذر تظاهرات به خارج ازدانشگاه کشيده شد ماموران در زد و خورد با دانشجويان تعدادي را زخمي و تعدادي رادستگير و زنداني کردند. 
صبح روز 16 آذر 1332 گارد براي اولين بار وارد صحن دانشگاه شد تا مخالفان را سرکوب کند در يکي از کلاس هاي درس دانشکده فني، چند تن ازدانشجويان در اعتراض به حضور ماموران گارد ، آنهارا به مسخره مي گيرند و ماموران گارد باحمله به دانشجويان بي پناه سه تن ازآنان را به شهادت مي رسانند.
 فرداي آن روز درجو خفقان و وحشت، نيکسون به دانشگاه تهران ميآيد و از دست قاتلان «دکتراي حقوق» دريافت مي کند. حرکت سياسي و اعتراض دانشجويان که منجر به وقايع 16آذر شد در واقع مهمترين حرکت سياسي مربوط به دانشگاه و دانشجويان در ايران محسوب مي گردد.