تاریخ 1393/07/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3761 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 جواني حضرت علي (ع)
 الگو گرفتن يک الگو 

بله ! خود اميرالمومنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي کرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يک انسان کامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

اما چگونه ؟!
پيامبر اکرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يکديگر را شاداب ودر آغوش مي کشيدند و احوال هم را م  پرسيدند. آن دو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاک مي کرد و ايشان نيز صميمانه از او تشکر مي نمود.
علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : «پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من کودک بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت که من دروغي بگويم و در کردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه که پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نکته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشکار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد که در خط او حرکت کنم. آن حضرت مدتي از سال در کوه حرا به سر مي برد و کسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي کردم.. موقعيتي که من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ کس نبود.»
بسيار خوب!  تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي کرده و به ايشان اقتدا مي کرده اند اما من چه؟! من که حضرت علي را نمي بينم، چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!
تاريخ که روح، افعال و رفتار اميرالمومنين را ديده و نقل کرده است. از او استفاده کن! از ديدگان تاريخ!
آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي که تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يک جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي کسي است که به او علاقمند است. حال چه کس ديگري را سراغ داري که به اندازه اميرالمومنين ، حماسه آفريده باشد. در همان کودکي که مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، کودکاني که به تحريک مشرکان، پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي کرد. چه کسي، شب را در بستري پر خطر به جاي ديگري، به جاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد کرده است؟ مگر رشادت هاي اميرالمومنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از کشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زماني که علي (ع) 26 سال داشت، آنجا که در همان اوائل جنگ پرچمدار 9 لشکر دشمن را به خاک انداخت و بعد هم هنگامي که پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مبارکشان محافظت مي کرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:
«لا فتي الا علي،  لا سيف الا ذوالفقار»
«علي از همه جوان ها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر»
اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يکي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود که پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود:
«ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين»
به راستي که چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمومنين 28 سال بيشتر نداشت!
در جنگ خيبر نيز هنگامي که تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شکست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محکم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.
به راستي که هيچ جوان ديگري، چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.
همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راه هاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده،  توانسته اند کارهاي بزرگي را به انجام رسانند.

تفريح و شادي علي (ع)
مي داني اي دوست عزيز: من هم حرف هاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. چيزهاي ديگري هم هستند که آدمي بايد به آنها هم توجه کند. الگوي کامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟
حتما همينطور است. و من به تو مي گويم که اميرالمومنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و کامل ارائه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمومنين چه فکر کرده اي؟
فکر مي کني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟
 
يعني اينطور نبوده است؟!
نه که نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند که دل مومنان را شاد مي کرده است. ايشان تفريح هم مي کرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

پس تفريح علي (ع) چگونه بود؟
علي (ع) کار را تفريح مي دانست.
تفريح او را، مسافرت، کمک به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشکيل مي داد. پرداختن به ورزش هاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، کشتي، وزنه برداري و شرکت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.
چقدر جالب بوده است! احتمالا به دليل همين ديدگاه اميرالمومنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است که اگر سرتاسر زندگي شان را مرور کنيم، لحظه اي توقف و سکون در آن نمي يابيم. گويي حتي يک لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود که شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شکل ديگري داشت.

مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟
اميرالمومنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلکه مزاح هاي معنادار و آموزنده!
هرگاه که يکي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي کرد تا اندکي از اندوهش کم شود. از همه مهمتر اينکه، شادي علي (ع) هنگامي بود که يک کافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي کرد، مشکلي را از کسي مرتفع مي کرد و کودک يتيمي را ذوق زده مي نمود. نکته ديگر هم اين بود که مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد، دل مومني را نشکند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.
علي و ارتباط با زنان و دختران
به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زن ها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يکي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينکه نه الگوي مناسبي در مورد آ ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و کج روي هاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه کن.
اگر به سيره اميرالمومنين دقت کني، مي بيني که حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي کرد. در حالي که پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي کردند. چون زماني که علي (ع) 20 ساله و در ابتداي جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اکرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا که احتمال پيش آمدن گناه دست کم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود، علي (ع) اين تربيت شده مکتب پيامبر به عنوان يک جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات کند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاکيزه از هر گونه آلودگي بود.
از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نام هاي زينب، ام کلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اين که از کودکي به اين خانه رفت و آمد داشتند، اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حالي که همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي که حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند کمک ديد، به ياري او شتافت.
پس در ارتباط با افراد نامحرم،  چيزي که بيش از عوامل ديگر اهميت دارد.
نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امکان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!
ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آن هم در حد ضرورت مطلوب است و ليکن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.
به راستي که کسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حرکات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

سرويس جوان


 پيام غدير به نسل ما چيست؟ 
نويسنده : رحمان خالصي

هجدهم ذي الحجه يادآور واقعه اي تاريخي است که در آن رسول خدا (ص) به امر خداوند متعال حضرت علي(ع) را به عنوان خليفه و جانشين خود در منصب امامت و ولايت امت منصوب کرد، تا ترازو شاخص حاکم اسلامي براي همه مسلمانان تبيين شود و در حافظه تاريخي بماند و چراغ راه امت پيامبر(ص) تا آخر باشد هر چند که بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام(ص) بخشي از مسلمانان به پيام اين واقعه مومن ماندند و تا پاي جان براي تثبيت پيام غدير تلاش کردند اما بسياري هم متوجه پيام آسماني غدير نشدند و با ذهن بشري خود به تحليل واقعه پرداختند تا کارآمدي تدبير الهي پيامبر اسلام در لابه لاي هياهوها ديده نشود و امت پيامبر از ثمره شيرين و گواراي آن بي بهره بمانند. واقعه ي غدير از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت داراي درخشندگي خاصي در تاريخ اسلام از لحاظ سند، اطمينان از اصل و فرع آن، کثرت راويان و اعتماد بزرگان و علماي مسلمين، داراي قدرت و استحکامي بي نظير است که در راس راويان نام اهل بيت رسول خدا(ص) يعني علي و فاطمه و حسن و حسين عليه السلام مي باشد. نزول آيه 67  و 3 سوره مائده در ارتباط با اين رويداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام آور شيعه و سني، شان نزول اين آيات مربوط به واقعه غدير خم مي باشد.
علامه اميني در ابتداي جلد نخست الغدير مي فرمايد:
در نظر خردمندان ارج و شرف هر چيز وابسته به نتيجه و به اندازه ثمر آن است. مهم ترين مطلبي که با توجه به نتيجه اش داراي موقعيت شاياني است، آن بخش هايي است که پيدايش اديان را نشان مي دهد و مذاهب بر آن پايه گذاري شده و سرچشمه ي عقايد ملت ها و جمعيت هايي قرار گرفته است، از اين رو اين بخش از تاريخ که مبدا پيدايش اعتقادات و مقدسات ملت هاست به ابديت راه جسته است و هيچ گاه تاريخ جهان آن را فراموش نمي کند و با جاودانگي و هميشگي در سراسر دوران خودنمايي مي کند. داستان غدير از بااهميت ترين موضوعات اين بخش از تاريخ است، زيرا مذهب آن ملت ها و طوايفي که آل رسول را پيروي کردند بر اين واقعه پايه گذاري شده است.
به عبارتي ديگر با فرارسيدن عيد غدير، اين واقعه بزرگ تاريخي در اسلام دل ها متوجه يک امر مهم اعتقادي و اجتماعي و سرنوشت ساز در زندگي مي شود که آن «ولايت و رهبري جامعه ديني» است. در تاريخ اسلام دو حادثه مهم و بزرگ خودنمايي مي کند که از يکي رسالت و از ديگري امامت به وجود آمد. نخستين حادثه نزول وحي بر قلب مبارک پيامبر اسلام بود که رسالت پيامبر(ص) را در پي داشت و دومين حادثه غدير بود که امامت را به وجود آورد و در حقيقت ادامه رسالت بود يعني روز غدير همان قدر اهميت دارد که روز بعثت در رسالت پيامبر اعظم
اهميت اين مطلب را از نزول آيه 67 سوره مائده به خوبي درک مي کنيم  يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمک من الناس ان الله لا يهدي القوم الکافرين ، پيامبر گرامي اسلام(ص) هم فرمان خداوند را ابلاغ کرد من کنت مولاه فعلي مولاه
و لذا وقتي پيامبر امر خداوند متعال را به امت ابلاغ کرد آيه 3 سوره مائده نازل شد که: «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا» در جهان امروز، زمينه و عطش فراوان براي فهم دقيق پيام غدير و باز تعريف آن فراهم شده است. انقلاب اسلامي ما و ثمرات بي شمار آن در داخل و خارج نگاه ها را متوجه مذهب تشيع که برگرفته از پيام غدير است نموده است. بر همه کساني که تريبوني در اختيار دارند و شنونده اي، مخصوصا مبلغين و سخنرانان و مداحان گرانقدر لازم است که پيام غدير را به جامعيت بيش تري به ويژه براي نسل جوان بازگو کنند و بعضي شبهات را که از ناحيه مغرضين و غافلين و جاهلين راجع به مساله ولايت مطرح مي شود عالمانه پاسخ گويند

پيام غدير از منظر امام(ره)
ولايتي که در غدير است به معناي حکومت است نه معناي مقام معنوي، مساله، مساله حکومت است. مساله سياست است خداي تبارک و تعالي اين حکومت و اين سياست را امر کرد که پيغمبر به حضرت امير واگذار کند. صحيفه ج 20 ص 113-115
روز غدير از بزرگ ترين اعياد مذهبي است، اين عيد عيدي است که متعلق به مستضعفان است. عيد محرومان است عيد مظلومان جهان است. عيدي است که خداي تبارک و تعالي به وسيله پيامبر اکرم (ص) براي اجراي مقاصد الهي و ادامه تبليغات و ادامه راه انبيا»، حضرت امير را منصوب فرمودند. صحيفه ج 19 ص 163
پيام غدير از منظر مقام معظم رهبري
عيد غدير را فرمودند «عيدالله الاکبر» از همه اعياد در تقويم اسلامي اين عيد بالاتر است، پر مغزتر است، تاثير اين عيد از همه اعياد بيش تر است. چرا؟ چون تکليف امت اسلامي در زمينه ي هدايت در زمينه حکومت در اين حادثه غدير معين شده است. حرفي نيست که بر طبق توصيه پيامبر اعظم در غدير عمل نشد، پيغمبر هم طبق بعضي روايات خبر داده بود که عمل نخواهد شد اما مساله غدير، مساله ايجاد يک شاخص است. يک معيار و ميزان است تا آخر دنيا مسلمانان مي توانند اين شاخص را اين معيار را جلوي خودشان قرار بدهند و تکليف مسير عمومي امت را معين کنند.  
خصوصيت غدير در مساله ولايت است، آن عاملي که ضامن اجراي احکام است، حکومت اسلامي و حاکميت قران است والا اگر آحاد مردم، ايمان و عقيده و عمل شخصي داشته باشند ليکن حاکميت چه در مرحله قانون گذاري و چه در مرحله اجرا در دست ديگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه به انصاف ديگران بستگي دارد.  
پيام هاي ديگر غدير به نسل امروز
اسلام دين کامل و جامع است و برنامه اي مدون براي اداره زندگي بشر در تمام عرصه هاي فردي و اجتماعي دارد و لذا «دين از سياست جداناپذير است» پيام جاودانه غدير. تربيت انسان ديني احتياج به تاسيس يک جامعه ديني دارد و تاسيس آن فرايندي است که تنها از طريق حکومت ديني امکان پذير است. انقلاب اسلامي ايران به عنوان جلوه اي از عينيت و تحقق آرمان پيامبر در غدير خم و نيز با اجرايي کردن نظريه حاکميت ولايت فقيه به عنوان استمرار امامت کارآمدي دين را براي اداره بشر اثبات نمود. غدير مرکز ثقل تاريخي انديشه سياسي در اسلام و سند تاريخي تفکيک ناپذيري دين از سياست است. راهبرد پيوسته دين در عرصه روابط اجتماعي ملت ها به ويژه ملت هاي مسلمان دعوت به اصول و مباني مشترک است. اگر پيام غدير در صدر اسلام عملي مي شد امامت امام معصوم و حاکميت آن باعث ايجاد وحدت در امت پيامبر مي شد و ثمره اين وحدت رسيدن به آرمان شهري که خداوند متعال با حاکميت دين وعده داده بود مي شد. ما در زمان خود ثمره حاکميت امامت را ديده  ايم که جامعه ي ما از ميان اين همه طوفان ها، بحران ها و چالش هاي متفاوت که هر يک مي توانست باعث گسيختگي ملت ما شود به سلامت عبور کرد و تمام تهديدها با مديريت ولايت فقيه به فرصت تبديل و ما امروز زمينه ساز باز توليد تمدن اسلامي با مرکزيت ايران اسلامي هستيم. نظريه ولايت فقيه تضمين کننده حضور پيوسته دين در قلمرو زندگي بشر است و لذا ما دفاع نظري و عملي از ضرورت حضور انسان کامل در قلمرو زندگي انسان اثبات کننده حقانيت «غدير» است. رسالت اصلي انقلاب اسلامي ايران به عنوان پيش درآمد انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) استقرار عدالت است زيرا که عدالت علت تامه، معنويت در جامعه مي باشد در صورت استقرار نسبي عدالت، جمهوري اسلامي مدل موفق از مديريت ديني به شايستگي معرفت اسلام علوي و مبشر اسلام مهدوي خواهد بود. استقرار عدالت جوهره اصلي پيام غدير است در سايه حاکميت انسان کامل. پيام غدير به نسل ما اين است; سعادت و رستگاري جامعه انساني تنها در گرو جاري شدن احکام الهي در تمامي زمينه هاي فردي و اجتماعي تحت مديريت انسان کامل و الهي مي باشد.