تاریخ 1393/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3736 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 کميت يا کيفيت، مسئله اين است 

در طي چندماه گذشته يکي از موضوعاتي که توسط ارباب جرايد و مسئولين به طور مکرر به آن پرداخته شده است بحث افزايش جمعيت کشوراست. امروز نرخ جانشيني نسل به حد 1/8 رسيده است که کمتر از حد جانشيني است. براي دستيابي به علل چنين امري بايد انگيزه هاي زوج هاي جوان را از عدم فرزند آوري کمتر از 3 فرزند را دريافت.  
امروزه به دلايل مختلفي از جمله طولاني بودن مدت تحصيل جوانان، خدمت وظيفه عمومي مردان، اعطاي ديرهنگام تسهيلات بانکي در قالب وام ازدواج و وام تهيه جهيزيه، اجاره بهاي سنگين خانه ها، بيکاري فزاينده نسل جوان، متناسب نبودن مدارک دانشگاهي با بازار کار و دستيابي دير هنگام به شغل از مهم ترين دلايل بالا رفتن سن ازدواج و نابودي انگيزه زوج هاي جوان براي فرزندآوري بيشتر است. در کنار اين انگيزه هاي فردي، نسل جديد به درستي تصور مي کند که اگر آنها داراي بيش از 2 فرزند شوندطي دهه هاي آينده، فرزندان آنها نيز مانند خودشان دچار زندگي عاري از رفاه خواهند شد. پس نتيجه مي گيرند که پيشگيري مقدم بر درمان است. علاوه براين با توجه به دلايل فوق الذکر، امروزه بيش از نيمي از زوج هاي جوان به خصوص در کلان شهرها از عهده هزينه ي همين 2 فرزند هم برنمي آيند. براي تقريب به  مشکلات نسل جوان  قبل از ازدواج و بعد از آن به صورت فهرست وار به آن اشاره مي شود: به طور مثال به مشکلات پس از ازدواج فکر کنيد از هزينه زايمان تا هزينه هاي سنگين مهدکودک و آموزش هاي عمومي پيش از ورود به دانشگاه (برخلاف اصل 30 قانون اساسي، که هرگز اجرا نمي شود).  
موازي اين مشکلات تحميلي  به زوج هاي جوان مشکلات و دغدغه هاي جدي براي آتيه نسل آينده وجود دارد. با توجه به گسترش فناوري هاي نوين که امروزه به نام انقلاب انفورماتيک در جهان مطرح است و جهان به سوي رباتيک شدن کارها پيش مي رود که تعداد فرصت هاي شغلي را به شدت تهديد و محدود مي کند. چشم انداز نسل آينده چه مي شود؟  
تربيت اسلامي - ايراني نسل آينده با توجه به سختي هاي معيشتي و اقتصادي و کار کردن پدر در سه شيفت و بعضا مادر به چه صورتي تحقق خواهد يافت؟ با توجه به عمر کوتاه ازدواج ها در حد 5 سال در حدود 20 درصد تشکيل خانواده ها چطور انتظار داريم در 5 سال شاهد تولد بيش از 2 فرزند آن هم با مشکلات ياد شده باشيم؟ 
 با توجه به کمبود جدي آب در فلات  قاره ايران، حيات همين نسل هاي کنوني در معرض خطر هستند واي بر حال نسل آينده. براي تامين آب مصرفي مهمانان آينده  اين فلات قاره چه چاره اي انديشيده ايم؟ بحث ديگر تامين امنيت غذايي براي نسل هاي گوناگون موجود در کشور و نسل آينده است که با توجه به عللي بودن عنصر آب در کشاورزي و باغداري، اين مبحث هم وارد مباحث چالشي شده است؟ سوال اساسي ديگري که ذهن واقع گرايان دلسوز داخلي را همچون نگارنده، به خود جلب کرده، اين است که بحث کميت جمعيت مهم تر است يا کيفيت؟  
آيا برخي مسئولين و رسانه ها براي حل اين مشکلات گفته شده اي که فراروي نسل کنوني است چاره اي انديشيده اند؟ براي کاهش سن ازدواج راهکاري پيدا کرده اند؟  آبا براي تامين مسکن نسل کنوني فکري کرده اند؟ آيا براي از بين بردن و يا حداقل بهينه سازي اوقات و خوشايندسازي خدمت سربازي  راهکاري انديشيده اند؟ آيا سري به آمارهاي سازمان بهزيستي (آمار آسيب هاي اجتماعي) و آمار هاي اقتصادي مرکز آمار و به طور ساده سري به صفحات حوادث روزنامه هاي سراسري انداخته اند؟ آيا از زندانيان غيرسياسي اطلاعي دارند؟ آيا راهي براي کاهش تلفات حوادث جاده اي پيدا کرده اند؟ امروزه بيش از 55000 زن ايراني داراي همسراني از اتباع خارجي که اکثرا افغان  هستند و در بعضي از موارد افتخار پوشيدن خلعت تشيع را هم دارند، نمي شود، تابعيت ايراني داد تا هم مشکل زندگي آنها حل شود و هم مشکل جمعيتي ايران؟ آيا انديشه اي براي جذب ايرانيان مقيم خارج از کشورکه به دلايل غيرسياسي ازکشور مهاجرت کرده اند را در سر پرورانده اند؟  اين ها بخشي از دغدغه ها و سئوالات گوناگوني است که اينجانب به عنوان نماينده نسل کنوني دارم و در روزنامه به اشتراک گذاشته ام.   

مصطفي آل بويه

عضو بنياد مردم نهاد توسعه سمنان

 


 جوابيه مدير امور عشاير استان سمنان 

احتراما عطف به مبحث مندرج در آن روزنامه به شماره 3724 صفحه 11مورخ 93/6/8 آن روزنامه با عنوان نامه اي به استاندار محترم و مدير امور عشاير استان سمنان مستدعي است موارد ذيل ا لذکر که بخشي از خدمات رساني به عشاير بزرگوار منطقه  مذکور مي باشد را جهت اطلاع بيش  از پيش عموم چاپ نمائيد.
 ارائه خدمات مشخص به عشاير محترم از وظايف مديريت امور عشاير استان مي باشد  که بر اساس اعتبارات و امکانات هر ساله در حوزه هاي، نگهداري راههاي عشايري، سوخت رساني، تامين آب(آبرساني سيار- حفر چاههاي مالداري، مرمت قنوات بهسازي چشمه ها، انتقال آب با بکارگيري لوله هاي پلي اتيلن....) تهيه و توزيع تانکرهاي پلي اتيلن و گالوانيزه- ساخت منابع ذخيره آب.....) اقدام و ضمن آنکه طي هماهنگي با ساير بخشها تهيه و توزيع علوفه را توسط تشکل هاي عشايري به عنوان يکي از وظايف مهم و دائمي پيگيري مي نمايد.
چنانکه در سال جاري 170 تن جو در کلاته هاي خوارتوران و 20 تن مستقيما در اسبکشان و 60 تن کنسانتره و 20 تن سبوس در دهستان خوارتوران توزيع گرديده است، لذا با عنايت به پديده خشکسالي در استان و پايداري آن  نيازهاي عشاير محترم مورد توجه خدمتگذاران اين قشر زحمتکش در سطوح مختلف مسئولين استان سمنان، و کشور بوده و در حال پيگيري از جميع جهات است.
قابل ذکر است در سال 91 با تخصيص حدود 70 درصد از اعتبارات اداره عشايري شهرستان شاهرود به اين منطقه محروم،16 پروژه شامل حفر چاه، مرمت چاه هاي مالداري، بهسازي و انتقال آب و ساخت آبشخور و ساخت حوضچه ذخيره آب اجرا و به بهره برداري رسيده است و انشاا.. اقدام لازم در خصوص مرمت ايلراهاي منطقه در سال جاري انجام خواهد گرفت.


 شب نشيني با سريال هاي بيگانه 

بيش از يک سال از پايان برنامه موفق "شو نشيني" از شبکه ي استاني سمنان مي گذرد.برنامه اي که به مسايل فرهنگي شهر سمنان به گويش سمناني مي پرداخت ولي متاسفانه تداوم اجراي اين برنامه با وجود استقبال عمومي مردم سمنان دنبال نگرديد.
برکسي پوشيده نيست که منطقه اي که با عنوان " جزيره لهجه ها " شهرت يافته است بي شک مي تواند از پتانسيل گويش ها به عنوان يکي از ذخائر فرهنگي سود برد. ولي گويا رسانه عمومي به عنوان يکي از متوليان امور فرهنگي، اين توصيه ها را بر نمي تابد و دغدغه بسط فرهنگ و تقويت گويش هاي استان سمنان در اولويت هاي اين سازمان قرار نمي گيرد.
صدا و سيما به عنوان بزرگ ترين و موثرترين رسانه همگاني، رسالتي بزرگ جهت توسعه مسايل فرهنگي بر عهده دارد و فعاليت هاي صدا و سيماي استان هاي مختلف نشان مي دهد که همتي وافر جهت ايجاد و پخش برنامه هاي توليدي، دوبلاژ و مونتاژ به لهجه هاي محلي وجود دارد تا جايي که حفظ و تقويت گويش و زبان هاي غيررسمي همان منطقه از اولويت هاي دست اندرکاران صدا و سيماي شبکه هاي استاني مي باشد. ولي صدا و سيماي استان سمنان به دليل گويش هاي متنوع رايج، فعاليت متمرکزي در اين وادي نشان نمي دهد.
يکي از مصاديق اين ادعا، عدم تلاش در جهت راه اندازي مجدد برنامه " شو نشيني " است که سابقه پخش موفقيت آميز و پرمخاطب آن در صدا و سيماي استان سمنان وجود دارد ولي متاسفانه به جاي بسط و توسعه اين برنامه در جهت مشارکت و حضور تمام گويش ها و لهجه هاي متداول استان ; به دلايل واهي ادامه پخش اين برنامه در هاله اي از ابهام قرار گرفته است.  
بايد توجه داشت که استقبال از چنين برنامه هايي علاوه بر تقويت گويش هاي محلي، امکان بهره برداري از رسانه هاي غربي و ماهواره اي را کاهش مي دهد و با سياست گذاري کلان سازمان صدا  و سيما نيز همخواني دارد.
از برنامه هاي محدود ديگري که از طريق واحد صداي استان سمنان به گويش هاي محلي توليد مي گردد پخش شبانه برنامه " شب هاي نقره اي " به گويش هاي مختلف رايج در استان مي باشد. اين برنامه که علاقمندان چندين گويش عمده استان را شبي يک ساعت با زمان بندي هر گويش در يک شب خاص پاي راديو مي نشاند; با وجود محدوديت افراد مسلط به اين گويش ها، با استقبال شاياني مواجه گرديده است. و توجه بسياري از فرهنگ دوستان مقيم خارج از استان و حتي مقيم خارج از کشور را به خود جلب نموده است.
بايسته است حداقل در جهت ارج نهادن به تلاش فرهنگ دوستان استان و در جهت غنا و تقويت گويش هاي اصيل اين منطقه در صورت فراهم بودن ساختار فني، زمينه پخش برنامه شب هاي نقره اي در صدا و سيماي استان سمنان به طورهم زمان فراهم آيد. تا با توجه به جاذبه هاي بيشتر سيما، امکان افزايش شمار استفاده کنندگان از اين برنامه فراهم گردد.                                              
 مهدي پيمان خواه


 هنر سازگار شدن با تغييرات 

آخرين باري که تغييري بزرگ در زندگي تان به وجود آمد کي بود؟ بسياري از ما با بر هم خوردن روند معمول زندگي مان مضطرب مي شويم يا در موارد شديدتر بيمار شده و به رختخواب مي افتيم.
همه ما در زندگي با تغييراتي رو به رو مي شويم. تغيير محل کار و زندگي، ازدواج يا طلاق پدر و مادري که ديگر جوان نيستند يا مرگ و بيماري يکي از عزيزان، اتفاقاتي هستند که انسان ها آنها را تجربه مي کنند. انسانها در مواجهه با تغييرات مهم زندگي خواه مثبت و يا منفي دچار استرس مي شوند که شدت آن در افراد و شرايط مختلف متفاوت است.
بعضي افراد مي دانند که چطور عواطف، احساسات و کارهاي شان را هنگام بروز تغييرات مديريت کنند. به همين دليل با بروز تغييرات، ناراحت و نگران نمي شوند و مي توانند سر رشته امور زندگي شان را به دست گيرند; ولي، بعضي ديگر نمي دانند چطور با تغييرات زندگي کنار بيايند و هنگام بروز تغييرات، نگران و دستپاچه شده و سر رشته امور از دست شان خارج مي شود. جنگ با تغييرات، تنها روندي فرسايشي است که جلوي رشد شما را مي گيرد; ولي استقبال از تغييرات و موارد جديد به ارتقاي سلامت روان کمک مي کند و حتي در بهبود توان سيستم ايمني تاثير مثبت دارد.  
مساله اين است که گاهي اوقات ما نمي توانيم جلوي بروز تغييرات را بگيريم; ولي مي توانيم واکنش خودمان نسبت به آن را کنترل کنيم. وقتي تغييري به وجود مي آيد، آن را بپذيريد و بکوشيد از اين موقعيت جديد به سود خودتان استفاده کنيد. نکته ديگر اين است که اگر در زمان حال زندگي کنيد، ديگر فکر نمي کنيد که اگر همه چيز مانند پيش بود، چقدر بهتر بود يا حالا که وضعيت اين طور شده در آينده چه خواهد شد. استفاده از تجربيات ديگراني که دوست شان داريد و آنها هم تغييرات بسياري را پشت سر گذاشته و موفق بوده اند، به شما کمک مي کند با موقعيت جديد کنار بياييد.
  توجه به پيشنهادات زير شما را در سازگاري با شرايط جديد و استفاده بهينه از آن ياري مي دهد
1- اولين قدم اين است که تغييرات ايجاد شده را بشناسيد.
2-  براي کنار آمدن با اين شرايط عجله نکنيد. شما هم مثل ديگران براي سازگاري با تغييرات به زمان نياز داريد. اگر دچار احساس نگراني شديد و يا مغلوب احساسات خود گشته ايد به خود فرصت دهيد و سعي نکنيد تا سريع خود را عوض کنيد.
3-  مشخص کنيد کدام جنبه هاي تغيير بيشتر آزارتان مي دهد، مواجهه با افراد و محيط ناآشنا؟ حجم زياد کارهاي درسي؟ دوري از خانواده؟ مشکلات ارتباطي با هم اطاقي ها و يا ديگر افراد؟ مشکلات اقتصادي؟ و يا...؟
اگر تمايل داشته باشيد که موقعيت هاي جديد را پذيرا باشيد و چيزهاي جديد را امتحان کنيد، ديگر در گذشته اسير نخواهيد بود و مي توانيد از فرصت هاي جديد به نهايت استفاده کنيد
4-  به گذشته فکر کنيد و تغييرات مهم زندگي خود را به خاطر بياوريد. در آن زمان چه احساسي داشتيد؟ چگونه با آن سازگار شديد؟ از چه مراحلي گذشتيد تا به آن عادت کرديد؟ به ياد بياوريد زماني که يک کار جدي مثل دوچرخه سواري و يا رانندگي را براي اولين بار تجربه کرديد چقدر متزلزل بوديدو براي آموختن آن چه صدماتي خورديد؟ مي بينيد که نه تزلزل، نه اضطراب و نه شکست تاثيري براي مهارت يافتن در آن زمينه نداشت و تنها تلاش مداوم و يادگيري باعث ايجاد آن مهارت شما گشت.
5-ورزش کنيد. هر جور که دوست داريد و در هر جايي که برايتان راحت تر است. غالبا فعاليت جسمي باعث کاهش استرس مي شود. حتي اگر از ورزش لذت نمي بريد، آن را انجام دهيد، بي شک پس از پايان آن احساس بهتري خواهيدداشت.
6-  مثبت بينديشيد و مطمئن باشيد اوضاع بهتر خواهد شد. با گذشت زمان به تغيير عادت کرده و احساس راحتي بيشتري خواهيد داشت و باور کنيد که در شرايط جديد هم مي توان موفق بود.
7-  در مورد افکار و احساسات خود با ديگران صحبت کنيد.

 ويژگي هايي که در هر تغييري مفيد است
انعطاف پذيري: اگر تمايل داشته باشيد که موقعيت هاي جديد را پذيرا باشيد و چيزهاي جديد را امتحان کنيد، ديگر در گذشته اسير نخواهيد بود و مي توانيد از فرصت هاي جديد به نهايت استفاده کنيد.
زندگي در زمان حال: اگر در زمان حال زندگي کنيد و بر نيازها، امکانات و فرصت هاي کنوني تان تمرکز کنيد، مي توانيد با تغييرها کنار بياييد.
حق شناسي: همه ما از موهبت هاي بسياري برخورداريم. شناختن اين موهبت ها و قدرشناسي و شکرگزاري در مقابل آنها انرژي مثبتي به وجود ما مي دهد. نعمت هايتان را يادداشت کنيد، آنها را بشماريد و به خاطر بسپاريد.

سرويس اجتماعي

 


 لطفا زود قضاوت نکنيد 

عادت کرديم وقتي دوست يا آشنايي رو مي بينيم که تازه رفته سرکار، به جاي اينکه خوشحال بشيم که بالاخره يکي از جمعيت تحصيل کرده بيکار کم شده و شغلي براي خودش دست و پا کرده و بهش تبريک بگيم; اول از همه مي پرسيم چقدر حقوق مي گيري؟ بيمه ات کرده يا نه؟ و تازه به همين اکتفا نمي کنيم.
سوال مهمتري که هميشه مي پرسيم اينه که چند نفر تو اون اداره يا شرکت يا مهدکودک يا هر محيط ديگه کار مي کنند. رئيس اونجا چند نفرو بيمه کرده، از مراجعين يا کساني که به اون شرکت مراجعه مي کنند چقدر پول مي گيره و بعد با يه حساب سرانگشتي و چند جمع و ضربدر کل موجودي و درآمد اون رئيس بيچاره رو حساب مي کنيم و به اون طفلک که با هزار اميد و آرزو کار پيدا کرده ميگيم; که کجاي کاري که سرت بدجوري کلاه رفته و درآمد آقاي رئيس اينقدره و به شما اينقدر کم حقوق ميده و تازه با خوشحالي حساب مي کنيم چقدر از درآمد جناب رئيس صرف پول آب و برق و گاز شده و با اينکه اين مقدار براش مي مونه که خودش پول زياديه، به شما بايد بيشتر مي داده! وخيلي راحت طومار طرفو مي بينديم بره پي کارش و گند مي زنيم به حال اون بدبخت بيچاره!
ما هيچ وقت نمي پرسيم که آيا از کاري که پيدا کردي لذت مي بري يانه. آيا اين شغل رو دوست داشتي که انتخاب کردي يا از سرناچاري و بيکاري به اين شغل رو آوردي؟ ما هيچ وقت با خودمون نميگيم که اگه اون فرد کار بهتري که مرتبط با رشته ي تحصيليش بود پيدا مي کرد بيشتر کيف مي کرد و لذت مي برد، وحتي با عشق و علاقه ي بيشتري کار مي کرد.
ما هميشه ظاهر قضيه رو مي بينيم.
ما زحمتي که اون فرد تو اين دنياي وانفسا و بيکاري با هزار مکافات و رو انداختن به اين و اون براي پيدا کردن کار کشيده نمي بينيم. ما تلاشي رو که اون فرد ميکنه تا اون کارو به رغم اينکه دوست نداره و فقط براي امرار معاش و گذران زندگي و تامين خرج زن و بچه اش انتخاب کرده نمي بينيم.
ما هر وقت که دوست داشته باشيم و دلمون بخواد چشمامونو به روي حقيقت مي بنديم. ما فقط اون چيزي رو که دوست داشته باشيم ميبينيم. ما هميشه حساب درآمد و حقوق مردم رو داريم و از زحمتي که براي اون پول کشيده شده غافل هستيم.اين درست نيست....

معلميان- دبير سرويس اجتماعي